جملات زیبای کتاب کاوننت (کتاب اول، دورگه) | طاقچه
تصویر جلد کتاب کاوننت (کتاب اول، دورگه)

بریده‌هایی از کتاب کاوننت (کتاب اول، دورگه)

امتیاز
۳.۸از ۲۰ رأی
۳٫۸
(۲۰)
«چیه؟» به شکلی که انگار می‌خواست مرا به چالش بکشد چشمانش را باریک کرد. «چیزی برای گفتن نداری؟» کمی فکر کردم. «ببخشید... این‌قدر برنزه‌ای که فکر کردم یه صندلی چرمی جلوم وایساده.»
زهرا هژبری
مُرده‌شور بهتر شدن شخصیتم را ببرند!
zsmirghasmy
اینا همش حرفه و حرف هم هیچ اهمیتی نداره. فقط رفتاره که مهمه.
:)arnika2088(:
فرقی بین عشق و احتیاج هست. گاهی اوقات، چیزی که احساس می‌کنی یه حس فوری و بدون دلیل و قافیه‌ست.
Mehrno0osh
من نمی‌تونم به خاطر اتفاقی که ممکنه در آینده رخ بده، دست از زندگی کردن بکشم... یا زندگیم رو تسلیم کنم. ممکنه یه چیز خیلی بدی از توش دربیاد، یا یه چیز خیلی خوب... یا شایدم هیچ‌کدوم.
:)arnika2088(:
هیچ‌چیز تغییرناپذیری نیست. چیزی به اسم سرنوشت مسلم وجود نداره. فقط خودت کنترل سرنوشتت رو به دست داری.
:)arnika2088(:
- می‌دونم. خیلی سخت و ترسناکه؛ اما تو تنها نیستی. با همدیگه یه راهی پیدا می‌کنیم. همه چی درست می‌شه.
:)arnika2088(:
اولین عشق، همیشه قدرتمندترین است
helios
زیر لب گفت: «قدرت شگفت‌انگیزی از خودت نشون دادی.» و نفسش موهای دور گوشم را به حرکت درآورد. سعی کردم چشمانم را باز نگه‌دارم. «اوه... من فقط تموم این اتفاقات رو توی ذهنم ذخیره می‌کنم که بعداً مجبورشم سال‌ها به روانشناس مراجعه کنم.»
دیانا
«به‌اندازه کافی به خودت اعتبار نمی‌دی. این‌همه اتفاقی که تو باهاش مواجه شدی... تو خیلی قوی هستی.»
دیانا

حجم

۳۱۹٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۳۰ صفحه

حجم

۳۱۹٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۳۰ صفحه

قیمت:
۷۹,۰۰۰
تومان