جملات زیبای کتاب بازی وراثت (کتاب سوم، گامبی نهایی) | طاقچه
تصویر جلد کتاب بازی وراثت (کتاب سوم، گامبی نهایی)

بریده‌هایی از کتاب بازی وراثت (کتاب سوم، گامبی نهایی)

امتیاز
۴.۳از ۲۴ رأی
۴٫۳
(۲۴)
آقای لافلین غرولند کرد: «قبلاً دختر خیلی خوبی بودی.» «قبلاً عادت داشتم خودم رو کوچیک کنم.»
N.N
«همیشه دردناکه، ایوری؛ ولی من مردی که قرار بود بشم رو می‌شناسم.»
roshan
«اهمیت دادن راه مستقیم آسیب دیدنه و من خیلی وقته به کسی اجازه ندادم بهم آسیب برسونه.»
سعیده
«همه‌چیز دردناکه.» فقط گریسون هاثورن می‌توانست این را بگوید و همچنان کاملاً ضدگلوله به نظر برسد. «همیشه دردناکه، ایوری؛ ولی من مردی که قرار بود بشم رو می‌شناسم.»
N.N
«ذهن من بیشتر شبیه یه ترن‌هوایی داخل یه هزارتوی مدفون در نقاشی ام.سی. اِشره که سوار یه ترن‌هوایی دیگه‌ست.»
willow
جیمسون دیگر بخشی از من بود، بخشی از آدمی که سال گذشته را صرف تبدیل شدن به آن کردم. من تغییر کردم. اگر نکرده بودم، شاید چیزها فرق می‌کردند؛ ولی دیگر راه برگشتی وجود نداشت.
سعیده
«گاهی وارث، تنها کاری که باید بکنی، شناختن مسیرِ باده تا یه برنامه‌ای بریزی.»
willow
«می‌دونی فرق واقعی بین میلیون و میلیارد چیه آوا؟ چون از یه جایی به بعد دیگه قضیه پول نیست.» گریسون در کنارم گفت: «قضیه قدرته.»
willow
ولی گاهی مغز آدم شروع می‌کنه به چرخش. فرقی نمی‌کنه چی‌کار کنی، همون افکار تکراری مدام تکرار می‌شن، دوباره و دوباره. تو یه چرخه گیر می‌کنی و وقتی‌که داخل اون چرخه باشی، نمی‌تونی فراتر از اون ببینی. مدام با همون احتمالات بی‌پایان روبه‌رو می‌شی، چون جوابی که نیاز داری... خارج از چرخه‌ست.
سعیده
«پس ما به هرآنچه در مقابل چشمانمان قرار دارد اهمیت نمی‌دهیم، بلکه نگاه و توجهمان به نادیده‌هاست؛ زیرا هر آنچه دیده شود موقت و هرآنچه دیده نشود ابدی است.»
سعیده

حجم

۳۲۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۱۶ صفحه

حجم

۳۲۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۱۶ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان