جملات زیبا از متن کتاب جناح چهارم | طاقچه
تصویر جلد کتاب جناح چهارم

کتاب جناح چهارم

مجموعه امپایرین (کتاب اول)

۴.۴(از ۱۷۷ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۶۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
می‌پرسم: «تو می‌خواستی وقتی‌که بزرگ شدی چی بشی؟» شانه‌ای بالا می‌اندازد. «فقط می‌خواستم زنده بمونم.»
Gloria
۵۶
: «رابطهٔ اژدهایان واقعاً غیرقابل درکه.» «جدی؟ بهتره گاهی روابط انسان‌ها رو هم بررسی کنی. درست به همین اندازه شرورانه‌ست، فقط آتیش کمتری داره.
مریم🌱|
۴۱
«راه درست تنها راه ممکن نیست. راه جدیدی پیدا کن.»
willow
۴۰
«اینو فراموش نکن. ذهن تو بهترین سلاح توئه. با هوشت بهشون نارو بزن،
willow
۳۵
«من نمی‌تونم همه رو نجات بدم، مخصوصاً کسی رو که حاضر نیست برای نجات خودش کاری بکنه.»
willow
۳۵
دنبال دوستی نباش، وایولت. اتحاد به وجود بیار
willow
۲۸
اما فرار نخواهم کرد. اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر می‌رسید تسلیم می‌شدم، حالا اینجا نبودم. من امروز نمی‌میرم
willow
۲۶
فریاد می‌زند: «تسلیم شو!» نمی‌توانم چنین کاری بکنم. اگر روز اول تسلیم شوم، روز دوم چه چیزی انتظارم را می‌کشد؟
willow
۲۵
فراموش کرده بودم که دوست داشته شدن، واقعاً و از ته دل دوست داشته شدن چه حسی داشت، از روزی که پدرم مُرد، سال‌های زیادی می‌گذرد؛ و مادرم... اصلاً نمی‌خواهم به این مسئله فکر کنم؛ اما بعد وایولت آن کلمات را به من گفت، به من اعتماد کرد، قلبش را به من سپرد و من به یاد آوردم. لعنت به من اگر برای نگه‌داشتن این حس تلاش نکنم.
mahsa.k_97
۲۳
اما بالاخره از پس خودم هم بر خواهم آمد.
N
۲۲
«شاید اگه این‌قدر الکی برای خودت دلسوزی نمی‌کردی، می‌دیدی که برای بالا رفتن از گانتلت هر چیزی رو که لازمت می‌شه، داری.»
willow
۱۷
«بهش بگو اگه بهت آسیب برسونه جایی رو که ایستاده خاکستر می‌کنم.»
willow
۱۶
اگه دنبال جوابین، توی تاریخ دنبالش بگردین.
willow
۱۵
به‌محض اینکه به احساساتت اجازه بدهی خود را درنبردی دخیل کنند، باخته‌ای.
willow
۱۳
«قبل از اینکه بمیری بیدار شو!»
willow
۱۳
امید چیز بی‌ثبات و خطرناکیه. تمرکزت رو به هم می‌ریزه و به‌جای اینکه روی احتمالات ممکن تمرکز کنه، روی احتمالات بعید تمرکز می‌کنه.
Sadaf
۱۲
جسم و بدنمان هرگز نمی‌تواند محدودیتی برای قوهٔ اراده و عزم ما باشد
willow
۱۱
شاید از من، کاری بیشتر از تنها زنده ماندن بربیاید.
willow
۱۱
«طوری ازش محافظت کن که انگار خود منی.»
willow
۱۱
برای دشمن هیچ اهمیتی نداره که تو زخمی شدی یا نه. حتی از زخمی شدنت به نفع خودش استفاده می‌کنه
willow
۹
«یه نسل لازمه تا تاریخ رو عوض کنن. نسل بعدی اون تاریخ رو آموزش بدن و به‌این‌ترتیب، نسل بعدی طوری بزرگ می‌شه که اون دروغ‌ها به تاریخچه‌اش تبدیل شده.»
merida
۹
«بهم نگو چی فکر می‌کنی، بهم بگو از چی مطمئنی.»
fattom
۸
اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر می‌رسید تسلیم می‌شدم، حالا اینجا نبودم.
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
۸
هیچ‌چیز مقدس‌تر از اتاق‌های بایگانی نیست. حتی معابد را می‌توان از نو ساخت؛ اما کتاب‌ها را نمی‌توان از نو نوشت.
Setare Zohrevand
۸
بذار با واقعیت روبه‌روشون کنم. من نمی‌تونم دستشون رو بگیرم و یه مشت قول توخالی و چرت‌وپرت بهشون بدم و بگم که همه چی به‌خوبی پیش می‌ره و همه موفق می‌شن... که بعد بتونن شب‌ها راحت بخوابن. طبق تجربهٔ من، حقیقت خیلی ارزشمندتره
willow
۷
اینجا همه‌چیز رو ازت می‌گیره تا چیزی رو که توی وجودته آشکار کنه
willow
۷
«بیشتر اژدهایان به سوارانشون زخم می‌زنن؛ اما آندارنا و تایرن هیچ‌وقت به من آسیبی نرسوندن.» «و شایدم می‌دونستن تو از قبل زخم خوردی.»
willow
۷
اما مهم‌تر از آن، اگر بروم، اگر پنهان شوم... هرگز نمی‌فهمم آن‌قدر توان داشتم که اینجا دوام بیاورم یا نه؛ و گرچه اگر بمانم ممکن است با مرگ روبه‌رو شوم، مطمئن نیستم در صورت فرار بتوانم با خودم کنار بیایم.
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
۷
«عدالت همیشه با پایان خوش همراه نیست.»
Sadaf
۷
«عاشق موهاتم. هر وقت خواستی منو به‌زانو دربیاری یا توی یه بحث برنده بشی، موهات رو باز کن. هر کار بگی می‌کنم.»
کاربر ۹۷۸۲۸۰۸
۷