جملات زیبای کتاب جناح چهارم | طاقچه
تصویر جلد کتاب جناح چهارم

بریده‌هایی از کتاب جناح چهارم

نویسنده:ربکا یاروز
امتیاز
۴.۴از ۱۱۹ رأی
۴٫۴
(۱۱۹)
می‌پرسم: «تو می‌خواستی وقتی‌که بزرگ شدی چی بشی؟» شانه‌ای بالا می‌اندازد. «فقط می‌خواستم زنده بمونم.»
Gloria
«راه درست تنها راه ممکن نیست. راه جدیدی پیدا کن.»
willow
: «رابطهٔ اژدهایان واقعاً غیرقابل درکه.» «جدی؟ بهتره گاهی روابط انسان‌ها رو هم بررسی کنی. درست به همین اندازه شرورانه‌ست، فقط آتیش کمتری داره.
مریم🌱|
«اینو فراموش نکن. ذهن تو بهترین سلاح توئه. با هوشت بهشون نارو بزن،
willow
اما فرار نخواهم کرد. اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر می‌رسید تسلیم می‌شدم، حالا اینجا نبودم. من امروز نمی‌میرم
willow
اما بالاخره از پس خودم هم بر خواهم آمد.
N
«شاید اگه این‌قدر الکی برای خودت دلسوزی نمی‌کردی، می‌دیدی که برای بالا رفتن از گانتلت هر چیزی رو که لازمت می‌شه، داری.»
willow
فریاد می‌زند: «تسلیم شو!» نمی‌توانم چنین کاری بکنم. اگر روز اول تسلیم شوم، روز دوم چه چیزی انتظارم را می‌کشد؟
willow
«من نمی‌تونم همه رو نجات بدم، مخصوصاً کسی رو که حاضر نیست برای نجات خودش کاری بکنه.»
willow
دنبال دوستی نباش، وایولت. اتحاد به وجود بیار
willow
فراموش کرده بودم که دوست داشته شدن، واقعاً و از ته دل دوست داشته شدن چه حسی داشت، از روزی که پدرم مُرد، سال‌های زیادی می‌گذرد؛ و مادرم... اصلاً نمی‌خواهم به این مسئله فکر کنم؛ اما بعد وایولت آن کلمات را به من گفت، به من اعتماد کرد، قلبش را به من سپرد و من به یاد آوردم. لعنت به من اگر برای نگه‌داشتن این حس تلاش نکنم.
mahsa.k_97
اگه دنبال جوابین، توی تاریخ دنبالش بگردین.
willow
«بهش بگو اگه بهت آسیب برسونه جایی رو که ایستاده خاکستر می‌کنم.»
willow
جسم و بدنمان هرگز نمی‌تواند محدودیتی برای قوهٔ اراده و عزم ما باشد
willow
به‌محض اینکه به احساساتت اجازه بدهی خود را درنبردی دخیل کنند، باخته‌ای.
willow
شاید از من، کاری بیشتر از تنها زنده ماندن بربیاید.
willow
بذار با واقعیت روبه‌روشون کنم. من نمی‌تونم دستشون رو بگیرم و یه مشت قول توخالی و چرت‌وپرت بهشون بدم و بگم که همه چی به‌خوبی پیش می‌ره و همه موفق می‌شن... که بعد بتونن شب‌ها راحت بخوابن. طبق تجربهٔ من، حقیقت خیلی ارزشمندتره
willow
«قبل از اینکه بمیری بیدار شو!»
willow
«طوری ازش محافظت کن که انگار خود منی.»
willow
برای دشمن هیچ اهمیتی نداره که تو زخمی شدی یا نه. حتی از زخمی شدنت به نفع خودش استفاده می‌کنه
willow
«بهم نگو چی فکر می‌کنی، بهم بگو از چی مطمئنی.»
fattom
اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر می‌رسید تسلیم می‌شدم، حالا اینجا نبودم.
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
امید چیز بی‌ثبات و خطرناکیه. تمرکزت رو به هم می‌ریزه و به‌جای اینکه روی احتمالات ممکن تمرکز کنه، روی احتمالات بعید تمرکز می‌کنه.
Sadaf
هیچ‌کس تا ابد با کسی دوست نمی‌مونه، میرا. درنهایت کسایی که از همه به ما نزدیک‌تر هستن به طریقی به دشمنمون تبدیل می‌شن حتی اگر به خاطر عشقی از روی خیرخواهی یا بی‌تفاوتی باشه، یا اون‌قدر زنده بمونیم که به آدم بدهٔ داستانشون تبدیل بشیم.
مریم🌱|
«بیشتر اژدهایان به سوارانشون زخم می‌زنن؛ اما آندارنا و تایرن هیچ‌وقت به من آسیبی نرسوندن.» «و شایدم می‌دونستن تو از قبل زخم خوردی.»
willow
دنبال دوستی نباش، وایولت. اتحاد به وجود بیار.»
N
اما مهم‌تر از آن، اگر بروم، اگر پنهان شوم... هرگز نمی‌فهمم آن‌قدر توان داشتم که اینجا دوام بیاورم یا نه؛ و گرچه اگر بمانم ممکن است با مرگ روبه‌رو شوم، مطمئن نیستم در صورت فرار بتوانم با خودم کنار بیایم.
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
«عدالت همیشه با پایان خوش همراه نیست.»
Sadaf
«یه نسل لازمه تا تاریخ رو عوض کنن. نسل بعدی اون تاریخ رو آموزش بدن و به‌این‌ترتیب، نسل بعدی طوری بزرگ می‌شه که اون دروغ‌ها به تاریخچه‌اش تبدیل شده.»
merida
«باید روی چیزایی که می‌تونن تو رو بکشن تمرکز کنی و راهی برای زنده موندن پیدا کنی.»
willow

حجم

۷۲۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۸۰ صفحه

حجم

۷۲۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۶۸۰ صفحه

قیمت:
۱۶۳,۰۰۰
۸۱,۵۰۰
۵۰%
تومان