
٪۷۰
کتاب جناح چهارم
مجموعه امپایرین (کتاب اول)
انتشارات:
انتشارات آذرباد٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Gloria
۴۶
میپرسم: «تو میخواستی وقتیکه بزرگ شدی چی بشی؟»
شانهای بالا میاندازد. «فقط میخواستم زنده بمونم.»
مریم🌱|
۳۳
: «رابطهٔ اژدهایان واقعاً غیرقابل درکه.»
«جدی؟ بهتره گاهی روابط انسانها رو هم بررسی کنی. درست به همین اندازه شرورانهست، فقط آتیش کمتری داره.
willow
۳۳
«راه درست تنها راه ممکن نیست. راه جدیدی پیدا کن.»
willow
۲۵
«اینو فراموش نکن. ذهن تو بهترین سلاح توئه. با هوشت بهشون نارو بزن،
willow
۲۴
«من نمیتونم همه رو نجات بدم، مخصوصاً کسی رو که حاضر نیست برای نجات خودش کاری بکنه.»
willow
۲۲
دنبال دوستی نباش، وایولت. اتحاد به وجود بیار
willow
۲۰
اما فرار نخواهم کرد. اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر میرسید تسلیم میشدم، حالا اینجا نبودم. من امروز نمیمیرم
willow
۱۸
فریاد میزند: «تسلیم شو!»
نمیتوانم چنین کاری بکنم. اگر روز اول تسلیم شوم، روز دوم چه چیزی انتظارم را میکشد؟
N
۱۷
اما بالاخره از پس خودم هم بر خواهم آمد.
mahsa.k_97
۱۶
فراموش کرده بودم که دوست داشته شدن، واقعاً و از ته دل دوست داشته شدن چه حسی داشت، از روزی که پدرم مُرد، سالهای زیادی میگذرد؛ و مادرم... اصلاً نمیخواهم به این مسئله فکر کنم؛ اما بعد وایولت آن کلمات را به من گفت، به من اعتماد کرد، قلبش را به من سپرد و من به یاد آوردم. لعنت به من اگر برای نگهداشتن این حس تلاش نکنم.
willow
۱۴
«شاید اگه اینقدر الکی برای خودت دلسوزی نمیکردی، میدیدی که برای بالا رفتن از گانتلت هر چیزی رو که لازمت میشه، داری.»
willow
۱۴
«بهش بگو اگه بهت آسیب برسونه جایی رو که ایستاده خاکستر میکنم.»
willow
۱۱
اگه دنبال جوابین، توی تاریخ دنبالش بگردین.
willow
۱۱
بهمحض اینکه به احساساتت اجازه بدهی خود را درنبردی دخیل کنند، باختهای.
willow
۱۱
«قبل از اینکه بمیری بیدار شو!»
willow
۱۰
جسم و بدنمان هرگز نمیتواند محدودیتی برای قوهٔ اراده و عزم ما باشد
willow
۱۰
«طوری ازش محافظت کن که انگار خود منی.»
willow
۹
شاید از من، کاری بیشتر از تنها زنده ماندن بربیاید.
willow
۹
برای دشمن هیچ اهمیتی نداره که تو زخمی شدی یا نه. حتی از زخمی شدنت به نفع خودش استفاده میکنه
fattom
۸
«بهم نگو چی فکر میکنی، بهم بگو از چی مطمئنی.»
Sadaf
۸
امید چیز بیثبات و خطرناکیه. تمرکزت رو به هم میریزه و بهجای اینکه روی احتمالات ممکن تمرکز کنه، روی احتمالات بعید تمرکز میکنه.
willow
۷
بذار با واقعیت روبهروشون کنم. من نمیتونم دستشون رو بگیرم و یه مشت قول توخالی و چرتوپرت بهشون بدم و بگم که همه چی بهخوبی پیش میره و همه موفق میشن... که بعد بتونن شبها راحت بخوابن. طبق تجربهٔ من، حقیقت خیلی ارزشمندتره
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
۷
اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر میرسید تسلیم میشدم، حالا اینجا نبودم.
Sadaf
۷
«عدالت همیشه با پایان خوش همراه نیست.»
merida
۷
«یه نسل لازمه تا تاریخ رو عوض کنن. نسل بعدی اون تاریخ رو آموزش بدن و بهاینترتیب، نسل بعدی طوری بزرگ میشه که اون دروغها به تاریخچهاش تبدیل شده.»
willow
۶
اینجا همهچیز رو ازت میگیره تا چیزی رو که توی وجودته آشکار کنه
willow
۶
«بیشتر اژدهایان به سوارانشون زخم میزنن؛ اما آندارنا و تایرن هیچوقت به من آسیبی نرسوندن.»
«و شایدم میدونستن تو از قبل زخم خوردی.»
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
۶
اما مهمتر از آن، اگر بروم، اگر پنهان شوم... هرگز نمیفهمم آنقدر توان داشتم که اینجا دوام بیاورم یا نه؛ و گرچه اگر بمانم ممکن است با مرگ روبهرو شوم، مطمئن نیستم در صورت فرار بتوانم با خودم کنار بیایم.
کاربر ۹۷۸۲۸۰۸
۶
«عاشق موهاتم. هر وقت خواستی منو بهزانو دربیاری یا توی یه بحث برنده بشی، موهات رو باز کن. هر کار بگی میکنم.»
Setare Zohrevand
۶
و یادت باشه که قدرت همیشه فیزیکی نیست، وایولت.»
