
بریدههایی از کتاب جناح چهارم
۴٫۴
(۱۱۳)
میپرسم: «تو میخواستی وقتیکه بزرگ شدی چی بشی؟»
شانهای بالا میاندازد. «فقط میخواستم زنده بمونم.»
Gloria
: «رابطهٔ اژدهایان واقعاً غیرقابل درکه.»
«جدی؟ بهتره گاهی روابط انسانها رو هم بررسی کنی. درست به همین اندازه شرورانهست، فقط آتیش کمتری داره.
مریم🌱|
«راه درست تنها راه ممکن نیست. راه جدیدی پیدا کن.»
willow
«اینو فراموش نکن. ذهن تو بهترین سلاح توئه. با هوشت بهشون نارو بزن،
willow
اما فرار نخواهم کرد. اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر میرسید تسلیم میشدم، حالا اینجا نبودم. من امروز نمیمیرم
willow
اما بالاخره از پس خودم هم بر خواهم آمد.
N
«شاید اگه اینقدر الکی برای خودت دلسوزی نمیکردی، میدیدی که برای بالا رفتن از گانتلت هر چیزی رو که لازمت میشه، داری.»
willow
فریاد میزند: «تسلیم شو!»
نمیتوانم چنین کاری بکنم. اگر روز اول تسلیم شوم، روز دوم چه چیزی انتظارم را میکشد؟
willow
دنبال دوستی نباش، وایولت. اتحاد به وجود بیار
willow
«من نمیتونم همه رو نجات بدم، مخصوصاً کسی رو که حاضر نیست برای نجات خودش کاری بکنه.»
willow
«بهش بگو اگه بهت آسیب برسونه جایی رو که ایستاده خاکستر میکنم.»
willow
فراموش کرده بودم که دوست داشته شدن، واقعاً و از ته دل دوست داشته شدن چه حسی داشت، از روزی که پدرم مُرد، سالهای زیادی میگذرد؛ و مادرم... اصلاً نمیخواهم به این مسئله فکر کنم؛ اما بعد وایولت آن کلمات را به من گفت، به من اعتماد کرد، قلبش را به من سپرد و من به یاد آوردم. لعنت به من اگر برای نگهداشتن این حس تلاش نکنم.
mahsa.k_97
جسم و بدنمان هرگز نمیتواند محدودیتی برای قوهٔ اراده و عزم ما باشد
willow
اگه دنبال جوابین، توی تاریخ دنبالش بگردین.
willow
شاید از من، کاری بیشتر از تنها زنده ماندن بربیاید.
willow
بهمحض اینکه به احساساتت اجازه بدهی خود را درنبردی دخیل کنند، باختهای.
willow
بذار با واقعیت روبهروشون کنم. من نمیتونم دستشون رو بگیرم و یه مشت قول توخالی و چرتوپرت بهشون بدم و بگم که همه چی بهخوبی پیش میره و همه موفق میشن... که بعد بتونن شبها راحت بخوابن. طبق تجربهٔ من، حقیقت خیلی ارزشمندتره
willow
«قبل از اینکه بمیری بیدار شو!»
willow
«طوری ازش محافظت کن که انگار خود منی.»
willow
برای دشمن هیچ اهمیتی نداره که تو زخمی شدی یا نه. حتی از زخمی شدنت به نفع خودش استفاده میکنه
willow
دنبال دوستی نباش، وایولت. اتحاد به وجود بیار.»
N
«بهم نگو چی فکر میکنی، بهم بگو از چی مطمئنی.»
fattom
اگر هر بار که فائق شدن بر چیزی غیرممکن به نظر میرسید تسلیم میشدم، حالا اینجا نبودم.
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
امید چیز بیثبات و خطرناکیه. تمرکزت رو به هم میریزه و بهجای اینکه روی احتمالات ممکن تمرکز کنه، روی احتمالات بعید تمرکز میکنه.
Sadaf
هیچکس تا ابد با کسی دوست نمیمونه، میرا. درنهایت کسایی که از همه به ما نزدیکتر هستن به طریقی به دشمنمون تبدیل میشن حتی اگر به خاطر عشقی از روی خیرخواهی یا بیتفاوتی باشه، یا اونقدر زنده بمونیم که به آدم بدهٔ داستانشون تبدیل بشیم.
مریم🌱|
«باید روی چیزایی که میتونن تو رو بکشن تمرکز کنی و راهی برای زنده موندن پیدا کنی.»
willow
«بیشتر اژدهایان به سوارانشون زخم میزنن؛ اما آندارنا و تایرن هیچوقت به من آسیبی نرسوندن.»
«و شایدم میدونستن تو از قبل زخم خوردی.»
willow
اما مهمتر از آن، اگر بروم، اگر پنهان شوم... هرگز نمیفهمم آنقدر توان داشتم که اینجا دوام بیاورم یا نه؛ و گرچه اگر بمانم ممکن است با مرگ روبهرو شوم، مطمئن نیستم در صورت فرار بتوانم با خودم کنار بیایم.
کاربر ۹۹۰۰۲۵۸
«عدالت همیشه با پایان خوش همراه نیست.»
Sadaf
«یه نسل لازمه تا تاریخ رو عوض کنن. نسل بعدی اون تاریخ رو آموزش بدن و بهاینترتیب، نسل بعدی طوری بزرگ میشه که اون دروغها به تاریخچهاش تبدیل شده.»
merida
حجم
۷۲۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۸۰ صفحه
حجم
۷۲۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۸۰ صفحه
قیمت:
۱۶۳,۰۰۰
۸۱,۵۰۰۵۰%
تومان