جملات زیبای کتاب ناتوان (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب ناتوان (جلد اول)

کتاب ناتوان (جلد اول)

نوع کتاب
۴.۲(از ۳۰۵ امتیاز)
انتشارات: 
نشر داهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
N.N
۱۸۳
هیچ‌چیز هیچ‌وقت واقعیت ندارد. تمام دوستی‌ها دروغین و تمام محبت‌ها حساب‌شده هستند.
N.N
۱۵۴
«کاری کن تو رو دست‌کم بگیرن. کاری کن تو رو نادیده بگیرن تا زمانی‌که خودت بخوای دیده بشی.»
s.
۱۲۶
اما هیولاها هیولا زاده نمی‌شن، به‌مرور زمان به یک هیولا تبدیل می‌شن.
fojisawa
۱۱۵
برای تمام دخترانی که در زندگی احساس ناتوانی کردند.
sara
۷۹
«نمی‌دونستم این‌قدر با دقت من رو تماشا کردی.» «تماشا کردم؟ عزیزم، من همیشه تو رو تماشا می‌کنم.»
N.N
۶۸
انسان تا چه حد باید با پنهان‌کردنِ همه‌چیز در زندگیِ خود خو گرفته باشد که احساسات خود را حتی در مواجهه با مرگ پنهان کند.
ketabdoost:)
۶۱
او به حدی زیباست که باورش برایم مشکل است و نفس‌کشیدن را برایم سخت می‌کند. روحش حیرت‌انگیز است. موجودیتِ او درخشان و بی‌پروا و به‌شکل باورناپذیری بهتر از من است. خوبیِ او فراتر از آن چیزی است که من بتوانم به دست بیاورم. من حتی لایق نیم‌نگاهی به آن نیستم، چه رسد به اینکه آن را برایِ خودم داشته باشم.
ketabdoost:)
۴۹
«پِی، من وقتی نگاهت می‌کنم... تباه می‌شم. انگار که دارم غرق می‌شم. حتی نمی‌تونم نفس بکشم.»
کاربر ۹۹۸۴۲۸۳
۴۷
«کاری کن تو رو دست‌کم بگیرن. کاری کن تو رو نادیده بگیرن تا زمانی‌که خودت بخوای دیده بشی.»
mohammad 27
۴۵
مایعی غلیظ و داغ روی بازویم سُر می‌خورد. خون. جالب است
*Fatima*
۳۲
«و دوباره و چندباره هم بدون هیچ چشمداشتی زندگی‌ات رو نجات خواهم داد، به این امید که بهم اجازه بدی تویِ زندگی‌ات بمونم.»
hermion-g
۲۹
چشمانم به‌آرامی روی او می‌نشینند و از سؤالش گیج شدم. «خودت دوست داری من رو چی صدا بزنی؟» «می‌خوام تو رو مالِ خودم صدا بزنم.»
fattom
۲۱
قبلاً هیچ‌وقت در این مورد که رنگ موردعلاقه‌ام چیست فکر نکرده بودم. هیچ‌وقت موضوع مهمی به نظر نمی‌رسید. البته تا زمانی‌که در یک جفت چشم اقیانوسی نگاه کردم و متوجه شدم شاید غرق‌شدن خیلی هم اتفاقِ زیبایی باشد. تا زمانی‌که در یک جفت چشمِ آبیِ آتشین نگاه کردم و متوجه شدم شاید سوختن هیچ دردی به‌همراه نداشته باشد. تا زمانی‌که در یک جفت چشمِ آبی آسمانی نگاه کردم و متوجه شدم شاید سقوط‌کردن اتفاقی بسیار آرام و صلح‌آمیز باشد. پیش‌از این هرگز به این فکر نکرده بودم که رنگِ موردعلاقه‌ام چیست، چراکه هیچ رنگی شایستهٔ این عنوان نبود. تا به امروز. با صدای کم‌جانی می‌گویم: «آبی.»
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
۲۱
«یک کاری برام می‌کنی، عزیزم؟» «چه کاری؟» «قول می‌دی اون‌قدری زنده بمونی که خودت از پشت بهم خنجر بزنی؟»
ketabdoost:)
۱۸
«چیزی که بهت گفتم از ته قلب بود. نمی‌تونم ازت چشم بردارم. نمی‌تونم یک لحظه هم تو رو از ذهنم بیرون کنم.»
mahi.sfi
۱۸
شاید بالأخره دیو بتواند دلبر را برای خود کند.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
۱۸
«نمی‌دونم قبل‌از اینکه تو رو ببینم اصلاً زندگی می‌کردم یا نه.»
*Fatima*
۱۷
«من از اون چیزی که به نظر می‌رسه خیلی سرسخت‌تر هستم، مطمئن باش. قدرتمندترین سلاحی که یک زن در اختیار داره اینه که معمولاً اون رو دست‌کم می‌گیرن. و من همیشه از همین سلاح استفاده می‌کنم.»
دنیز
۱۷
«به گمانم باید من رو ببوسی تا جواب اون سؤال رو پیدا کنی.»
Nooshin
۱۷
گاهی‌اوقات یک عده باید جونشون رو از دست بدن تا به بقیه نشون بدن چیزی هست که ارزش جنگیدن رو داره.
eve
۱۶
من تنها می‌خواهم سزاوارِ داشتنِ او باشم
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
۱۶
هیولاها هیولا زاده نمی‌شن، به‌مرور زمان به یک هیولا تبدیل می‌شن.
……..
۱۴
رازهای ما ارزشمندتر از اون هستن که برملا بشن
mahi.sfi
۱۴
او به‌سان خیال است، یک کابوس، یک رویا. فرشتهٔ مرگ ملبس به ردایی مشکی، آمده تا روح و قلبِ من را بدزدد. تابه‌حال چیزی تا این‌حد زیبا، جسورانه و درعین‌حال مرگبار برای خود ندیدم. او شیطان است. الهه است. عامل سقوط یک مرد در شکلِ یک انسان است. عامل سقوط من است.
Sadaf
۱۴
قوی‌ترین‌ها نیز در بین ما گاهی زیر بار غم در هم می‌شکنند، کمر خم می‌کنند و مدفون می‌شوند.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
۱۳
قدرتمندترین سلاحی که یک زن در اختیار داره اینه که معمولاً اون رو دست‌کم می‌گیرن. و من همیشه از همین سلاح استفاده می‌کنم.
سیب زمینی
۱۳
طوری نگاهم می‌کرد انگار ارزش دیده‌شدن را دارم، انگار دوست داشت من را ببیند.
*Fatima*
۱۲
«حتماً بهم یادآوری کن کاری کنم دوباره این‌طوری لبخند بزنی، البته وقتی در شُرفِ مرگ نیستی و من هر چقدر که بخوام وقت دارم تا لبخندت رو از بر کنم.»
hermion-g
۱۲
او شیطان است. الهه است. عامل سقوط یک مرد در شکلِ یک انسان است. عامل سقوط من است. سپس نگاهش به‌سمت کیت می‌رود. ارتباط بین‌مان قطع می‌شود. و من درعینِ حسادتی که در وجودم رشد می‌کند، احساس تهی‌بودن دارم. چرا پیشِ خودم فکر کردم می‌توانم او را داشته باشم، فکر کردم او من را می‌پذیرد؟ چراکه دلبر هرگز از آنِ دیو نمی‌شود.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
۱۲
«هرگز فراموش نکن باید خودت هم به‌اندازهٔ شمشیرت تیز باشی، چون ذکاوت بهترین سلاح تو خواهد بود.»