جملات زیبای کتاب درباره سیاست و فرهنگ | طاقچه
تصویر جلد کتاب درباره سیاست و فرهنگ

بریده‌هایی از کتاب درباره سیاست و فرهنگ

۴٫۰
(۱)
برای ساختن یا ایجاد یک اجتماع دموکراتیک به‌ناچار اول باید دخالت دین در امر سیاست تبدیل بشود به دخالت دین در کار خودش. و به کار سیاست نپردازد. حال‌اینکه در مشروطیت برعکس تا اندازه‌ای با کمک دین و با کمک علما، مشروطیت به نتیجه رسید و کار دخالت دین در سیاست ادامه پیدا کرد. ما یا سلطان داشتیم که ظل‌الله بود، مرجع تقلید داشتیم، امام داشتیم، پیشوا داشتیم که روی حرفش حرف نباید آورد، حرفش از جانب عالم بالاست و همیشه... . یا در تصوّف مرید و مراد داشتیم. فرهنگ ما فرهنگی است که ما را هدایت می‌کند به‌طرف اطاعت از یک مرجع و مقام بالاتر.
مریم
انقلاب مشروطیت به شکست منجر شد و گمان می‌کنم نمی‌توانست پیروز هم بشود. امکان پیروزی‌اش وجود نداشت برای اینکه دموکراسی احتیاج به تمرین دارد، احتیاج به تمرین طولانی. احتیاج به آگاهی دارد و احتیاج به طبقات اجتماعی که ضرورتاً نیازمند آزادی باشند و بدون آن آزادی نتوانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی‌شان ادامه بدهند و ناگزیر پشتیبان و نگهدار آن آزادی‌ها باشند. هیچ‌کدام اینها نبود، یا ناقص بود پیش ما.
علیرضا یونسی
خود ملّت هم در ساختن تاریخش دخالت دارد و مسئول خوب و بدش است. اشکال ما این است که در دوره‌های انحطاط و ضعف همیشه دنبال سپر بلا گشته‌ایم. همه‌اش دیگرانند که نگذاشتند، که در برابر ما مسئولند. آخر خود ما هم مسئول عقب‌افتادگی یا بی‌لیاقتی خودمان هستیم.
سام
تاریخ ما در تماس با یونانی‌ها و رومی‌ها، اقوام آسیای مرکزی و عرب‌ها شکل گرفت. در دوره‌های اخیر هم همین‌طور. امّا آخر عوامل داخلی، خود ملّت هم در ساختن تاریخش دخالت دارد و مسئول خوب و بدش است. اشکال ما این است که در دوره‌های انحطاط و ضعف همیشه دنبال سپر بلا گشته‌ایم. همه‌اش دیگرانند که نگذاشتند، که در برابر ما مسئولند. آخر خود ما هم مسئول عقب‌افتادگی یا بی‌لیاقتی خودمان هستیم. در دورهٔ بعد از انقلاب مشروطیت هم نقش عوامل خارجی درست است، ولی منظور من این است که اگر ما رشد سیاسی (همه‌اش صحبت اگر است)، اگر رشد سیاسی بیشتری می‌داشتیم می‌توانستیم مقابله بکنیم و دموکراسی‌مان را نگه بداریم. نتوانستیم این کار را بکنیم.
علیرضا یونسی
ما یا سلطان داشتیم که ظل‌الله بود، مرجع تقلید داشتیم، امام داشتیم، پیشوا داشتیم که روی حرفش حرف نباید آورد، حرفش از جانب عالم بالاست و همیشه... . یا در تصوّف مرید و مراد داشتیم. فرهنگ ما فرهنگی است که ما را هدایت می‌کند به‌طرف اطاعت از یک مرجع و مقام بالاتر.
سام
بعد از جنگ [جهانی] اول و پیروزی انقلاب اکتبر [۱۹۱۷]، در تمام دوروبَر شوروی از فنلاند گرفته تا اروپای شرقی، از ترکیه و ایران تا چین (چینِ چیانکای‌چک)، سیاست بین‌المللی این کوشش را داشت که دوروبَر شوروی حکومت‌های متمرکز مقتدر ایجاد بکند برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم. در حقیقت رضاشاه و پیدایش حکومت او با کمک انگلیس‌ها، ایجاد یکی از حلقه‌های این زنجیر سرتاسری بود. این‌طوری نبود که یک نوکر را خودشان پیدا بکنند و بی‌موجبی به تخت بنشانند. سیاست بین‌المللی انگلیس‌ها هم احتیاج داشت به یک حکومت متمرکز در داخل ایران و گمان می‌کنم کسی بهتر از رضاشاه نمی‌توانست این تمرکز را ایجاد بکند. ولی این امر هم یک ضرورت بین‌المللی بود و هم یک ضرورت داخلی.
علیرضا یونسی
ما در دورهٔ رضاشاه به آدمی برمی‌خوریم مثل کسروی که باز از جوان‌ها یا بچه‌های دورهٔ مشروطه است و شاهد بسیاری از مسائل و قضایا بوده. با دستگاه رضاشاهی مخالفت نداشته، ولی از طرف دیگر پروردهٔ آن دستگاه هم نبوده. حتی به حبس هم افتاده بود اگرچه یک مدت بسیار کوتاه. با آن دستگاه نتوانست بسازد و از دادگستری استعفا کرد و آمد بیرون. ولی در کلّیّات با آن دستگاه سازگار است. قبولش دارد. برای اینکه طرفدار این است که مملکت یک زبان واحد داشته باشد، یک حکومت واحد داشته باشد و مستقل باشد. و این خصوصیات را در حکومت رضاشاهی می‌دید. آدمی است که در آن دوره کاری کرده، مورّخ و زبان‌دان بود و در کار زبان، نوآوری‌های زیاد کرد.
علیرضا یونسی
ما نگران افراط‌ها و چیزهایی هستیم که از دست دادیم امّا چیزهایی را که به‌دست آوردیم فراموش می‌کنیم. قتل عشقی را مربوط به دورهٔ رضاشاه و استبداد او می‌دانیم امّا می‌گوییم هدایت به آن دوره مربوط نیست! البته نمی‌خواهم بگویم هدایت را رضاشاه پرورش داد، مضحک است. ولی هدایت نویسندهٔ آن دوره است حتی در مخالفت‌هایش با آن دوره. شاید کمی شبیه روسیهٔ تزاری و نمایندگان فرهنگی و نویسندگان بزرگی بود که داشت.
علیرضا یونسی
وقتی‌که رضاشاه سقوط کرد پدر من خیلی خوشحال شد. سر از پا نمی‌شناخت. خوب یادم هست اول‌بار بود که پدرم را می‌دیدم که با لباس خواب پا شده بود. از رادیو شنیده بود و تو اتاق می‌پرید هوا، می‌رقصید. با آن جذبه‌ای که او داشت و آن ترسی که ما از او داشتیم اصلاً باور نمی‌کردیم بابا از این کارها بکند.
علیرضا یونسی
وحشت هم داشتم. حالا که برمی‌گردم به گذشته گمان می‌کنم وحشت از این بود که ایمنی فکری مرا می‌گرفت و یا یک‌جور دل‌گواهی داشتم که نکند پایهٔ ایمانم سست بشود.
علیرضا یونسی
هیچ‌کس اولاً ایدئولوژی حزب توده را مطالعه نکرد تا بعد برود توی حزب توده، بلکه همه اول به سائقهٔ احساسات و عواطفشان رفتند به‌طرف حزب توده: به‌دنبال شعارهایی از نوع نان، کار، فرهنگ برای همه و البته تبلیغات حزب توده.
علیرضا یونسی
فرهنگ ما فرهنگی است که ما را هدایت می‌کند به‌طرف اطاعت از یک مرجع و مقام بالاتر.
کاربر ۱۱۹۴۹۵۱
مسکوب: نه، نه، من تجربه‌ای مورد نظرم است که افراد در سرنوشت خودشان، در سرنوشت سیاسی خودشان، از راه نهادهای سیاسی دخالت بکنند. این انقلاب یک تجربهٔ سیاسی است بدون تفکر سیاسی، بلکه با ایدئولوژی پرمایه، و ساخته‌پرداخته با شالوده‌های محکم.
imanshahbeigi
گمان می‌کنم اجتماعی که در حال انحطاط و فروریختن باشد زبانش هم فرو می‌ریزد. مگر آنکه آن انحطاط موقّتی و زبان، زبان کهن مایه‌داری باشد، بتواند مقاومت کند. دوره‌هایی که از نظر فکری فقیر است زبان هم فقیر می‌شود. در طی این چهارصد سال اخیر گمان می‌کنم که زبانمان دچار مصیبت بدی شده، دقیقاً همان‌طور که اجتماعمان بدبخت شده. و از نظر اخلاقی هم منحط شده.
Nahal

حجم

۱۸۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

حجم

۱۸۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان