برای ساختن یا ایجاد یک اجتماع دموکراتیک بهناچار اول باید دخالت دین در امر سیاست تبدیل بشود به دخالت دین در کار خودش. و به کار سیاست نپردازد. حالاینکه در مشروطیت برعکس تا اندازهای با کمک دین و با کمک علما، مشروطیت به نتیجه رسید و کار دخالت دین در سیاست ادامه پیدا کرد. ما یا سلطان داشتیم که ظلالله بود، مرجع تقلید داشتیم، امام داشتیم، پیشوا داشتیم که روی حرفش حرف نباید آورد، حرفش از جانب عالم بالاست و همیشه... . یا در تصوّف مرید و مراد داشتیم. فرهنگ ما فرهنگی است که ما را هدایت میکند بهطرف اطاعت از یک مرجع و مقام بالاتر.