
بریدههایی از کتاب شب ایگوانا
۳٫۵
(۲)
بنابراین شما آنجا دراز بکشید و بیمصرف بمانید.
پویا پانا
تمام عمر، با این نگرانی زندگی کردهام که آرزو داشتن، یا چیزی را بهشدت دوست داشتن، باعث میشود خود را در وضعیتی آسیبپذیر قرار دهم. احتمال دارد پیش نیاید اما امکان آن زیاد است که چیزی را که بیش از همه دوست دارم از دست بدهم. وحشتِ «از دست دادن» همیشه با من بوده است و همیشه هم با من خواهد ماند. بخت من برای رسیدن به هر چیزی که زمانهای طولانی آرزوی آن را داشتهام، همیشه با حضور هراسناک «خطر از دست دادن» همراه بوده است.
پویا پانا
بخشهای عمدهای از نقایص ما تقصیر خود ما هم نیست. آن را هنگام تولد به ما دادهاند. بعضی از این نقایص، حتی مدتها قبل از تولد ما، پدیدار شدهاند.
پویا پانا
در سطح ناخودآگاه، همهٔ ما با مشکلات خود روبهرو هستیم، اما، انسان باید این مشکلات را به خودآگاه بکشاند تا حریف آنها شود. ما باید با احساس گناهان خودمان روبهرو شویم، باید با طبع نافرمان خودمان و عصبیتها روبهرو شویم، ما باید با اعماق تاریک نومیدی، که رؤیاهای ما را تیره و خلاقیت ما را عقیم میسازد روبهرو شویم. باید به اندازهٔ کافی بالغ شویم و اختیار زندگی خود را به دست گیریم.
پویا پانا
من تازگی شوهرم را از دست دادهام. من را در چنان مخمصهٔ مالیای رها کرد و رفت که اگر زندگی برایم معنایی بیش از پول نمیداشت، ممکن بود من هم مثل او ته اقیانوس خوابیده باشم.
پویا پانا
در چهاردهسالگی کشف کردم که نوشتن، گریزگاه مناسبی برای فرار از دنیای واقعی است. دنیایی که در آن عمیقاً احساس ناراحتی میکردم. نوشتن، بلافاصله به سنگر، به پشت جبهه و به پناهگاه من، برای جنگیدن، عقبنشینی و فرار تبدیل شد.
پویا پانا
هنوز یک هفتهای از شروع نوشتن نگذشته بود که به اولین قفل و مانع رسیدم. دشوار بتوانم آن را به گونهای قابل درک، برای کسی که روانپریش نیست بیان کنم.
پویا پانا
همه دارای نقاط ضعفی هستیم که با آن آشنایی نداریم.
پویا پانا
اهانتهای عصبیتان (اهانتهایی که پذیرفتنشان به هیچ وجه برای هیچ اصیلزادهای آسان نیست.)
پویا پانا
گاه انگار اغتشاش بیرونی، فرصت خوبی برای گریختن از آشوبهای درونی است.
پویا پانا
وقتی که، وقتی... که در حساب جاری عاطفیام دیناری باقی نمانده و دیگر نمیتوانم از عاطفهام خرج کنم و چک بکشم.
پویا پانا
ماکسین: تو فقط به یک گیلاس مشروب احتیاج داری.
پویا پانا
شانون: این تعریف نیست فقط گزارشی است از آنچه در شخصیت شما دیدهام، آنهم زمانی که دیدن چیزی خارج از خودم برایم دشوار است.
پویا پانا
هانا: آیا از کاه کوه نمیسازید؟
شانون: برعکس عزیزم، از کوه کاه میسازم.
پویا پانا
اگر یک صبح تا شب دو تا «آهان» بین ما رد و بدل میشد آن روز مکالمهای طولانی داشتیم.
پویا پانا
شانون: بسیار خوب ماکسین، فقط... بگذار نفسی در تنهایی و خلوت بکشم، خواهش میکنم.
پویا پانا
تمام زنها آگاهانه یا ناخودآگاه دلشان میخواهد مرد را دربند و دست بسته ببینند. زنها در تمام طول زندگیشان تلاش میکنند تا مردی را به بند بکشند. زندگیشان هنگامی به نتیجه میرسد و کاملاً ارضا میشوند که یک یا هر تعداد مردی را که بتوانند در بند کرده باشند.
پویا پانا
هانا: این چای معمولی نیست، چای تخم خشخاش است.
شانون: شما اسیر خشخاش هستید؟
هانا: این نوشیدنی ملایم و آرامبخشی است که به انسان کمک میکند شبهایی را که گذراندنشان دشوار است پشت سر بگذارد و من دارم این را برای پدربزرگ و برای خودم و نیز برای شما درست میکنم آقای شانون. برای اینکه گذراندن امشب برای هیچکدام از ما سه نفر آسان نخواهد بود.
پویا پانا
هانا: من مطمئن هستم که ضروری نیست به مردی باتجربه و فهمیده مثل شما بگویم که همه چیز یک بخش سیاه دارد.
پویا پانا
هانا: همه چیز در منظومهٔ شمسی به استثنای خورشید، یک طرف تاریک دارد، خورشید تنها استثناست.
پویا پانا
من یکی از آن جوانانی بودم که واقعاً جوانی ندارند. جوانی نکردن، هنگامی که جوان هستید طبیعتاً بسیار آزاردهنده و مخل است.
پویا پانا
هانا: ما همه عاقبت با کسی یا با چیزی سرانجام میگیریم.
پویا پانا
فقط باید امید را زنده نگه داشت. وقتی نومید هستیم باید بدانیم چهگونه با نومیدی خود کنار بیاییم و بتوانیم بدون آنکه خود را فریب داده و امید واهی به خود تزریق کنیم، باز هم به زندگی ادامه دهیم.
پویا پانا
حجم
۱۷۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۱۰ صفحه
حجم
۱۷۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۱۰ صفحه
قیمت:
۵۲,۰۰۰
تومان