
کتاب دموکراسی در امریکا (جلد دوم، دفتر اول)
انتشارات:
انتشارات فرهنگ جاوید٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Dissociated
۴
حرف توکویل این است که انسانها از دو طریق متفاوت به بردگی و بندگی کشیده میشوند: اولی علاقه به رفاه و آسایش است که آنان را از دخالت در امور سیاسی منع میکند؛ و دومی عشق سوزان به رفاه و خوشگذرانی است که ایشان را تبدیل میکند به وابستگان کوتهنظرِ حکومت.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۲
فلاسفهٔ سدهٔ هجدهم اصل معاینهٔ انفرادیِ کلیهٔ امور را عمومیت بخشیدند و گفتند که هر فردی الزام دارد به اینکه کلیهٔ اعتقادات خود را شخصاً در پرتو عقلِ انتقادی خویش تجزیه و تحلیل کند.
Dissociated
۲
کسانیکه آزادی عقل را همچون امر قدسی تلقی میکنند، و فقط از حاکم مستبد نفرت ندارند بلکه از نَفْسِ استبداد نیز بیزارند، ملزم به تفکرات عمیق در این فقره خواهند بود. از نظر شخص من، وقتیکه دست حکومت را میبینم که بر گُردهام سنگینی میکند، برایم اهمیتی ندارد که بدانم چهکسی مرا عذاب میدهد و از اینکه یک میلیون آدم، تعدادی پوزهبند نشانم بدهند تا دهان خودم را با آنها ببندم، میل و رغبتم به [آزادی] بیشتر نخواهد شد.
Dissociated
۲
اگر دینی به صرافت بیفتد که حسِ رفاهطلبیِ مردم را خفه کند، سرانجام، خود قربانی آسایشخواهی آدمی خواهد شد. اگر دینی بخواهد فکر آدمیان را از آرزوی داشتن نَعَماتِ این جهان ریشهکن کند به این قصد که آنان را صرفاً به اندیشیدن به احوال دیگران وادارد، میتوان پیشبینی کرد که فکر همین مردم از سیطرهٔ دین خواهد گریخت و دور از عوالم معنوی، انحصاراًدرلذایذ مادیِ روزمره غرق خواهد شد.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
آنکه وی در جلد دوم دموکراسی در امریکا و کتاب رژیم پیشین حقایقی را مطرح میکند که گاهی دلپذیر نیست. وقتی توکویل میگوید حکومت فرانسه مبتلا به بیماری مزمن ناتوانی در “اصلاح” خود است، طبیعی است که سخنِ گوارایی برای خوانندگان کتابش نیست. همچنین وقتیکه توکویل میگوید، ادیان و مذاهب در کورهراه استغراق در صورتِ ظاهرِ مناسک و آداب گرفتار آمدهاند، یا از انحطاط هنر و ادب و فلسفه در جهان مدرن صحبت میکند، واضح است که جماعت هنرمند و فیلسوف و دینفروش را آزردهخاطر میکند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
این نکته را هم در پایان متذکر بشویم که از نظرگاه توکویل جماعتِ کارمندِ دولت جماعتی است که اساساً نازایی و بیثمری در کار را به رقابت ترجیح میدهد و شهروندان جوامع مدرن از فرودست گرفته تا فرادست، از فقیر گرفته تا غنی، غایت مطلوب و آرزوشان آن است که “به خرج دولت” زندگی راحت و بیدغدغهای را سپری کنند. پس واضح است که با اینگونه اعتقادات، توکویل نمیتوانست همفکری و موافقتِ مواجببگیرانِ
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
پس روش فلسفی سدهٔ هجدهم ساخت فرانسه نیست، ناشی از تأسیس و استقرار دموکراسی است و به همین جهت است که به این آسانی در تمام اروپا ریشه انداخت و در دگرگونیِ قیافهٔ آن بسیار مؤثر واقع شد. اینکه فرانسویها توانستند جهان را زیروزِبَر کنند و بههم بریزند به اینجهت نیست که این ملّت اعتقادات قدیم خود را عوض کردند و خُلقیات سابق خود را تغییر دادند... اگر فرانسویها در این قضیه توفیق یافتند به اینجهت بود که آنان برای اولینبار روشِ فلسفیای ابداع کردند و آن را تعمیم بخشیدند که به کمک
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
آن میتوانستند به سهولت، هرچه قدیمی و کلنگی به نظر میرسید بیرون بریزند و راه را به روی آنچه جدید است بگشایند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
تقریباً هیچ عمل انسانی وجود ندارد (هرقدر هم که عملِ بخصوصی فرض
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
شود) که ناشی از تصوّر کلّی انسان از خدا در رابطهٔ وی با بنیآدم و ماهیت روح انسان و تکالیف آدمیان نسبت به یکدیگر نباشد؛ و کاری هم نمیتوان کرد در اینجهت که این تصوّرات کلّی انسانها، منبع مشترک کلیهٔ اموری نباشد که از آن ناشی میشوند.
بنابراین، سخت به نفع انسان است که تصوّرات کاملاً روشنی در باب خدا، روح انسان، تکالیف کلّی آدمیان نسبت به خالق هستی و همنوعان خود داشته باشد، چراکه شک کردن در این اصولِ اولیه، کلیهٔ اَعمال آنان را معروض تصادف و اتفاق میکند و به نوعی ایشان را به بینظمی و ناتوانی محکوم میکند.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
پیغمبر اسلام با تنزیل قرآن نهتنها مکتبی دینی تأسیس کرد بلکه اصول سیاسی و قوانینِ مدنی و جنایی و نظریات علمی هم در آن کتاب درج نمود. برخلاف قرآن، انجیل منحصراً از روابط کلّی انسان با خدا و آدم با آدم صحبت میکند. به غیر از اینگونه مسائل، انجیل چیزی را تعمیم نمیدهد و کسی را مجبور به اعتقاد یافتن به چیزی نمیکند. تنها همین مثال در میان هزاران نمونهٔ دیگر، کافی برای نشان دادن این نکته است که از میان این دو دین، مذهب اول دورهٔ سلطهاش در ادوار روشنگری و دموکراسی دیرپا نخواهد بود، درحالیکه مذهب دوم مُقَدرش این است که در قرون جاری و نیز در همهٔ قرون بعدی برقرار بماند.
Dissociated
۰
کتاب دموکراسی در امریکایِ توکویل همسنگِ کتاب سیاست ارسطو، کتابهای ششگانهٔ جمهوری بُدَن و روحالقوانین منتسکیو به شمار میرود. اما قدرت پیشبینی سیاسی توکویل خاص اوست.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۰
مورّخانی که در ادوار دموکراسی زندگی میکنند، نمیگویند که شهروندان، قدرتِ تأثیر گذاشتن بر سرنوشت مردم را ندارند. آنان اعتقاد دارند که خود ملل هم توانایی تغییر دادن سرنوشت خویش را ندارند، زیرا قوّهٔ قاهرهای انعطافناپذیر بر آنها حکومت میکند یا اینکه سرنوشت، بیچشم و چراغ، به سراغ آنها میرود.
به نظر این مورّخان هر ملّتی به اعتبار موقعیت خود، و منشأ تاریخیش، و سوابقش، و طبایع مردمش، سرسختانه مقید به نوعی سرنوشت است که تمام کوششهایش هم نخواهد توانست آن را تغییر دهد.
Dissociated
۰
دولت فرانسه با اعزام این پژوهندهٔ تیزبین به امریکا میخواست بفهمد به چه جهت فرانسهای که در ۱۷۸۹ انقلاب کرده و در سالهای بعد هم دست به انقلابات دیگری زده است مکرراً قانون اساسی خود را تغییر داده است، درحالیکه امریکاییها قانون اساسی ۱۷۸۷ خود را هیچوقت کنار نگذاشتند و به تناسبِ مقتضیات فقط اصلاحیههایی بر آن افزودند.
Dissociated
۰
۵. چرا در جوامع مدرن ادیان رو به انحطاط میروند؟
۶. چرا در جوامع مدرن گرایش همرنگی با جماعت و دنبالهروی از فکر سیاسیِ حاکم، به صورت استبدادی ضالمانه بر اذهان مردم حکومت میکند؟
Dissociated
۰
که چگونه آرا و افکارِ غلط بیشتر به علت ضایعاتی که ایجاد میکنند زودتر از میان میروند تا به اینجهت که مورد نقد قرار میگیرند
Dissociated
۰
توکویل از اینکه “دولت” زیاده از حد جامعه را مثل یک پدر مهربان حمایت کند و عواطفی رقیق در این فقره خرج کند و توجهی به سازوکارهای روحی متعارف مردم و قوانین اقتصادی و سیاسیای که از آن مشتق میشود نداشته باشد، دچار نگرانی میشود
Dissociated
۰
به این انگیزهٔ نیرومند عامل دیگری را بیفزایید که اهمیتش کمتر از اولی نیست، یعنی در امریکا خود دین، محدودهٔ عملِ خودش را تعیین کرده است بهطوری که نظام دینی کاملاً از نظام سیاسی مجزّا شده. به این ترتیب بدون ایجاد تزلزل در اعتقادات قدیم مردم، قانونگذاران توانستهاند به آسانی قوانین سابق را تغییر دهند.
Dissociated
۰
بنابراین، کسانیکه در این ممالک اشرافی زندگی میکنند، هرگز تصوّرات بسیار کلّی در باب خودشان درست نمیکنند و این خود کفایت میکند برای آنکه در دلِ ایشان سوءِظن و بیاعتمادی نسبت به این نوع تصوّرات کلّی بهوجود آید و در خصوص آنها انزجاری غریزی صورت بندد.
Dissociated
۰
بنابراین، کسانیکه در این ممالک اشرافی زندگی میکنند، هرگز تصوّرات بسیار کلّی در باب خودشان درست نمیکنند و این خود کفایت میکند برای آنکه در دلِ ایشان سوءِظن و بیاعتمادی نسبت به این نوع تصوّرات کلّی بهوجود آید و در خصوص آنها انزجاری غریزی صورت بندد.
برعکس، انسانی که در کشورهای دموکراتیک زندگی میکند در کنار خود جز آدمیانی کمابیش شبیه به یکدیگر چیزی نمیبیند.
Dissociated
۰
عمیقترین و قابلتوجهترین نوابغِ مردمِ روم و یونان باستان هرگز نتوانستهاند به این تصوّر کلّی و، در عین حال، بسیار ساده برسند که انسان و حق مساوات و حق آزادی از بدو ولادت به همراه هریک از آنها میآید؛ و همین کلها کوشیدهاند اثبات کنند که بردگی در ذات طبیعت نهفته است و الیالابد چنین خواهد بود. علاوه بر این، از مردانی که در روزگار باستان برده بودهاند و بعد آزاد شدهاند، نوشتههای زیبایی باقی مانده که نشان میدهد خودِ آنها بردگی و برده بودن را از همین زاویه مینگریستهاند.
Dissociated
۰
تمام نویسندگان بزرگ عهد باستانِ اروپا جزوِ طبقهٔ اشراف و اعیان بودند یا حداقل به چشم میدیدند که طبقهٔ ارباب، بدون معارض قرار و قوام پیدا کرده و جا افتاده است. اما فکرِ نویسندگان اشرافی بعد از اینکه به چند جا سر کشید بالاخره در جایی متوقف شد و لازم دانسته شد که عیسی مسیح بر زمین فرود آید تا به همه تفهیم نماید که ابنای نوع بشر به صورت طبیعی همانند و برابرند.
Dissociated
۰
وقتیکه من سنّتهای مربوط به طبقه و حرفه و خانواده را نفی میکنم و از تَمَثُلِ تجسس برای مَثَل میپرهیزم به این قصد که صرفاً از طریق مجاهدهٔ عقلی راه درست را پیدا کنم، در اینصورت متمایل میشوم به اینکه طرح و انگیزهٔ عقاید خود را در طبع انسان بجویم و این فقره بدون اینکه من خود به آن واقف باشم مرا اجباراً بهسوی تعداد زیادی مفاهیم کلّی راهبر میگردد.
Dissociated
۰
مردمی که در ادوار دموکراتیک زندگی میکنند به تصوّرات کلّی علاقهمندند، چراکه تصوّرات کلّی، آنان را از پرداختن به موارد خاص و جزئی معاف میدارد. شاید بتوانم اینطور بگویم که علت علاقهٔ مردم به تصوّرات کلّی این است که آنها در محدودهٔ حجم کوچک خود مقدار زیادی فکر و ذکر و خاطره و محفوظات و معلومات و جز آن میگنجانند و در فرصتی کم، محصول قابل توجهی ارائه میدهند.
Dissociated
۰
اگر ملل اشرافمنش از تصوّرات کلّی به حدِ کافی استفاده نمیکنند و حتی اغلب در قبال آنها تحقیرِ نسنجیدهای هم روا میدارند، خلاف این جنبه هم قابل رؤیت است که مردم دموکراتمنش همیشه آمادهٔ سوءِاستفاده از اینگونه اندیشهها هستند و قادرند بدون تأمّل و بیملاحظه، به عشق این افکار، شعلهور شوند و بسوزند.
Dissociated
۰
هرچند امریکاییها تصوّرات کلّی را بینهایت بیشتر از انگلیسیها در قوانین خود لحاظ میکنند و نیز به مراتب بیش از انگلیسیها متعرض تطبیق عملی امور انسانی با نظریهاند، با تمام این احوال، هرگز یک پیکرهٔ سیاسی در ایالات متّحد دیده نشده که بهاندازهٔ مجلس مؤسسان یا مجلس کنوانسیونِ ما فرانسویها عاشق تصوّرات کلّی شده باشند.
Dissociated
۰
امریکاییها ملّتِ دموکراتی را سازمان دادهاند که همیشه امور عمومیاش را خودش هدایت کرده است ولی ما فرانسویها ملّتی دموکرات هستیم که مدتی مدید فقط در فکر این بودهایم که چگونه امورمان را به نحو احسن اداره کنیم.
وانگهی، وضع اجتماعی ما، فرانسه را بهطرف ساختن تصوّرات کلّی دربارهٔ سیاست هدایت میکرد، درحالیکه قانون اساسی یا اصولاً طرز حکومت ما باز هم مانع میشد تا این تصوّرات را از طریق تجزیه و تحلیل تصحیح کنیم و نارسایی آن را دریابیم، درحالیکه امریکاییها این دو قضیه را پیوسته موازنه میکنند و البته به اصلاح آن میپردازند.
Dissociated
۰
همینطور میتوان گفت که دینی وجود ندارد که برای نوع بشر یا در اشتراک با وی تکلیف خاصی وضع نکند و به این ترتیب گاهوبیگاه وی را از تأکید در باب تأمّل در نَفْسِ خویشتن به بیرون نکشد؛ و این نکته را ما در ادیان جعلی و بسیار خطرناک مشاهده میکنیم
Dissociated
۰
یعنی در محدودهٔ خاص خود باقی بمانند و از مرزهای آن تجاوز نکنند، چراکه اگر قدرت خود را به خارج از مرزهای مذهب تسرّی میدادند، آنوقت با این خطر مواجه میشدند که در هیچ زمینهای گوشِ بدهکار پیدا نکنند. پس ادیان الزام دارند به اینکه دقیقاً از دایره یا حوزهای که محدودهٔ تقیّدِ روح انسانی را در آن به ادعای خویش ترسیم میکنند [از مرزهای آن محدوده بهبعد]، آدمیزاد و روحش را کاملاً آزاد بهحال خود بگذارند.
Dissociated
۰
پیغمبر اسلام با تنزیل قرآن نهتنها مکتبی دینی تأسیس کرد بلکه اصول سیاسی و قوانینِ مدنی و جنایی و نظریات علمی هم در آن کتاب درج نمود. برخلاف قرآن، انجیل منحصراً از روابط کلّی انسان با خدا و آدم با آدم صحبت میکند. به غیر از اینگونه مسائل، انجیل چیزی را تعمیم نمیدهد و کسی را مجبور به اعتقاد یافتن به چیزی نمیکند. تنها همین مثال در میان هزاران نمونهٔ دیگر، کافی برای نشان دادن این نکته است که از میان این دو دین، مذهب اول دورهٔ سلطهاش در ادوار روشنگری و دموکراسی دیرپا نخواهد بود، درحالیکه مذهب دوم مُقَدرش این است که در قرون جاری و نیز در همهٔ قرون بعدی برقرار بماند.
