آدمهای زیادی هستند که خیال میکنند ما را درک میکنند، زیرا آنها در رفتارِ «ظاهری» ما چیزی را یافتهاند که شباهت به همان چیزی دارد که خودشان زمانی آن را در زندگیهایشان تجربه کرده بودند؛ اما یکبار تجربه کردن چیزی کفایت نمیکند که افراد ادعا کنند همه رازهای ما را ــ رازهایی که در درونمان وجود دارد و حتا خودمان هم به آنها واقف نیستیم ــ میدانند. در واقع تنها کاری که آنها میکنند شمارهگذاری، برچسبگذاری و قفسهگذاری ما در یکی از بیشمار قفسههایی است که اندیشهها و ایدههای آنها را در خود جا داده است؛ درست مثل همان کاری که داروساز با شیشههای حاوی داروها و پودرهایش میکند.