جملات زیبای کتاب کوه پنجم | طاقچه
تصویر جلد کتاب کوه پنجم
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب کوه پنجم

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۴۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
پائولو کوئیلو، حسین نعیمی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهدی
۸
یک جنگجو، شکست را می‌پذیرد. او نسبت به شکست نه بی‌تفاوت می‌ماند و نه سعی می‌کند آن را پیروزی جلوه دهد، درد شکست برایش جانکاه شده و از برودت ناامیدی رنج می‌برد. وقتی از این مرحله گذشت، زخم‌هایش را التیام بخشیده و دگربار عازم میدان می‌شود
مهدی
۷
همیشه لازم است بدانیم که کی یا چه وقت مرحله‌ای از زندگیمان به پایان می‌رسد. تو اگر برای ادامه آن، بیش از زمان لازم، سماجت کنی، شادی و مفهومِ آرامش را از دست خواهی داد
مهدی
۶
مرد به چشمان او خیره شد و گفت: «اگر گذشته ناخوشایندی داری، هم‌اینک فراموشش کن. به فکر داستانِ تازه‌ای برای زندگی خود باش و باورش کن. خود را بر لحظاتی که موفق به انجام خواسته‌های خود شدی متمرکز کن ... و این نیرو به تو کمک خوهد کرد تا به هدفِ خود برسی.»
محمدباقر متولی
۶
خدا، خداست به موسا هم نگفت خوب است یا که بد، فقط تأیید کرد: «هستم آنکه هستم» همه‌ی آنچه که در زیر گنبد آسمان است نمادی از «او» است، رعدوبرق که خانه را ویران می‌کند و دست انسان که آن را از نو می‌سازد.»
niloo
۲
آنچه که سرنوشتم باشد، اتفاق می‌افتد
امینه
۱
«هیچ‌کس حق ندارد «خواست» خود را از نظر دور کند، حتی زمانی که حس می‌کند دنیا و دیگران قوی‌تر از او هستند. جانِ کلام و رازِ آن در اینجا است: «منصرف نشدن».
کاربر ۱۱۷۱۰۴۷
۱
تدبیر خداوند همیشه مطابق میل یا وضعیتی که در آن هستیم یا که می‌اندیشیم که باید باشیم، نیست، ولی مطمئنم، در تدبیر «او» حکمتی نهفته است.
کاربر ۳۵۸۲۱۸۳
۱
کاهن می‌دانست که از میان کلیه سلاحهای مخرّبی که انسان اختراع کرد و به‌کار گرفت، کلام، از تمامی آنها با قدرت‌تر و با نفوذتر است چرا که دشنه‌ها و تیرها از خود اثرِ خون و خونریزی را بر جای می‌گذاشتند. حتی تیر و کمان از دوردست‌ها دیده می‌شد. که نهایتا می‌توانستند با زره‌ای از اثر زهرآلودش در امان باشند. ولی کلام بی‌آنکه نشانی از خود برجای گذارد همه‌چیز یا همه‌کس را ویران و منهدم می‌ساخت.
niloo
۰
من از مفهوم این «کلمه» آگاهم، برای مقابله با آن شب و روز با خود جنگیدم. زیرا اگر نمی‌دانستم که در قلب یک زن چه می‌گذرد. می‌دانم چه به روزگار یک مرد می‌آورد.
niloo
۰
قبل از اینکه تو کلمه «عشق» را بر لوح گِلی کتابت کنی، آن را با نگاهت در قلبم نوشته بودی.»
niloo
۰
حتی یک ثانیه بیشتر از آنچه که خدا بخواهد زنده نخواهم ماند. این «او»ست که تصمیم می‌گیرد نه تو
Narges
۰
عشق می‌توانست تجربه‌ای موحش و مخوف‌تر از زمانی باشد که انسان قلبِ خود را هدفِ تیرِ سرباز اَخآب ببیند، اگر تیرِ سرباز به قلب بنشیند او می‌میرد ... و خدا مسؤل باقیمانده امور خواهد شد. ولی اگر تیر عشق در قلب بنشیند او خود باید مسؤل عواقب و پی‌آمدهایش باشد.
Narges
۰
«خداوند نیایش آنهایی را می‌شنود که دعا می‌کنند برای فراموش‌کردن شرم و خجلت خویش، نه برای فرار از عشقِ ...»
Jey
۰
خداوند همه کاری می‌تواند بکند. اگر «او» خود را محدود به اموری می‌کرد که ما «خوب» می‌نامیم، نمی‌توانستیم «او» را قادر متعال بدانیم چون «او» فقط «قادر» به قسمتی از امور کاینات بود
نيما نجفي
۰
  مریم، ای باکره‌یِ گناه ناکرده، برای ما که به نیاز رو به تو می‌آوریم. دعا کن ـ آمین