«میدانید، من این سرزمین را دوست دارم. گاهی به من میگویند، آیا به آلمان برخواهی گشت؟ من این فکر را بیست سال پیش کنار گذاشتم. میگویند مام میهنت. من میگویم مام میهن جایی است که آدم بتواند در آن آزاد باشد. بهاینترتیب آشکارا دروغ میگویم اما باز هم به آن اعتقاد دارم. وقتی آدم بزرگ میشود و ریشش بلند میشود، اعتقادات خوب خودش را یکی بعد از دیگری کنار میگذارد؛ در ذهنش عشق به خوبی و آزادی، کهنه و پوسیده میشود.»