جملات زیبا از متن کتاب طبیعت بیجان با صدف ها و لیمو | طاقچه
تصویر جلد کتاب طبیعت بیجان با صدف ها و لیمو

کتاب طبیعت بیجان با صدف ها و لیمو

۳.۵(از ۲۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
مارک دوتی، سحر مرعشی
انتشارات: 
نشر گمان

قیمت:

۱۶۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
در حسرت وصال می‌سوزیم و باز می‌ترسیم مبادا آزادی و فردیتمان از دست بروند.
AmirHossein
۱۶
«خانه‌های ما شرح‌حال مایند، روایت شکست‌ها و کامیابی‌هایمان»
Mahboob
۷
هر چیز که در میدان دیدِ ماست، گذراست. بعضی‌هایشان تنها قدرِ چشم‌برهم‌زدنی اینجایند؛ این صدف‌های گشوده، این بِه‌های ازهمین‌حالا‌لک‌افتاده، تا چشممان بهشان بیفتد در آستانهٔ فاسدشدن‌اند.
AmirHossein
۵
جهان را که توصیف می‌کنیم به بیانِ آنچه خود هستیم نزدیک‌تر می‌شویم.
کاربر ۳۵۶۸۵۹۶
۵
آیا همه‌اش همین نیست؟ این‌که خودت باشی و به‌نحوی متعلق به دیگری؟
AmirHossein
۴
طبیعت بیجان. چه بازی زبانیِ عمیقی پنهان است در این عبارت: زندگی و در دلش مرگ، زندگی با علمِ به مرگ دست‌آخر می‌شود همین: طبیعت بیجان.
AmirHossein
۴
اما من هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌دیدم، چون زمان و شیمی‌درمانی او را از هر توقع و میلی برای تغییر دیگران مطابق با خواسته‌هایش فراتر برده بود.
AmirHossein
۳
سوگ از بین نمی‌رود ـ‌اتفاقاً برعکس‌ـــ اما رفته‌رفته همنشین خوشی می‌شود؛ غصه همراه می‌شود با بازیافتنِ چیزهایی در تجربه‌هایت که باید عزیزشان بداری.
AmirHossein
۲
با این همه، یکایک این لیموها، به‌نحوی، صمیمی می‌مانند: جز لیمو هیچ نیستند، جز چیزی دوست‌داشتنی و پیش‌پاافتاده و فانی، ایستاده در پرتوِ نورِ مداقه، مانده در لحظهٔ نظاره. اینجا انگاری میلمان به بی‌همتایی و بی‌مانندی، با میلمان به جزئی از کلّ بودن آشتی می‌کند. آیا همه‌اش همین نیست؟ این‌که خودت باشی و به‌نحوی متعلق به دیگری؟ برای یک آن در موازنه.
سینتیا
۲
به مدار یک نقاشی کشیده شده‌ام، خودم را واگذاشته‌ام تا با جاذبهٔ سرسری‌اش که هر دَم گیراتر می‌شود، به جانبش کشیده شوم. هستی و قدرتِ ارادهٔ نقاشی را به‌حس دریافته‌ام، دل‌سپرده و گرفتارش شده‌ام. و حاصلِ این‌همه، ثمرهٔ نگریستن تا سرحدِّ توانْ به آن سطحِ سرشار، عشق است ـ‌مرادم از عشق حسّ شفقّتی‌ست به تجربه، به مأنوسیِ با چیزهای این جهان.
neginyp
۱
جهان را که توصیف می‌کنیم به بیانِ آنچه خود هستیم نزدیک‌تر می‌شویم.
mairam_h.tk
۰
این‌که عالَمِ بازتاب ما را هم به میان می‌کشد
mairam_h.tk
۰
گویی حتی انتظارِ واپسین‌اعتراف در بستر احتضار هم دیگر ممکن نیست، باید دست‌به‌کار شد و از دیدن‌ها و حس‌ها و فهمیدن‌ها چیزی فراهم آورد که شباهتش با آدم‌ها و اتفاقات تصادفی اصلاً نیست؛
neginyp
۰