جملات زیبا از متن کتاب سرای هادس | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سرای هادس

کتاب سرای هادس

قهرمانان المپ؛ جلد چهارم

۴.۳(از ۱۱ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
ریک ریوردان، ثمین نبی پور
publisherانتشارات:
نشر افق

قیمت:

۴۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
پِرسی گفت: «از لطف‌تون ممنونم. اما مادرم بهم یاد داده از غریبه‌ها نفرین قبول نکنم.»
کاربر ۱۶۲۰۱۴۴
۷
آیا چاقو به خودیِ خود بد است؟ چاقو شر خواهد شد، اگر صاحبش دنبال شر بگردد.
꧁ black pen ꧂
۶
پِرسی فکر کرد: اوه چه خوب. آب بیشتر. و بعد تصور کرد بینی و گلوی الهه از اشک خودش پُر می‌شود. آخلیس حالت تهوع گرفته بود: «من...» موج سم به پاهایش رسید و مثل قطره‌های آب روی سطح اتوی داغ، جلزولز کرد. آنابث صدایش زد: «پِرسی.» آنابث به سمت لبهٔ صخره پس‌روی کرد، گرچه سمّ روی زمین تهدیدش نمی‌کرد. در صدایش وحشت موج می‌زد. یک لحظه گذشت و پِرسی تازه متوجه شد آنابث از او ترسیده. آنابث با صدایی گرفته ازش خواهش کرد: «بس کن.» اما پِرسی نمی‌خواست از کارش دست بکشد. می‌خواست الهه را خفه کند. می‌خواست ببیند آخلیس چقدر در برابر مصیبت و درد، تاب می‌آورد.
امیر
۵
به ستاره‌ها گفت: «باب سلام رساند.»
.
۵
تو... تو به نام عشق چه خطری را به جان خریدی؟ نیکو خشمگین گفت: «من تا تارتاروس رفتم و برگشتم. تو من رو نمی‌ترسونی.» ـــ من تو را خیلی خیلی می‌ترسانم. با من روبه‌رو شو. صادق باش.
.
۲