جملات زیبای کتاب سندروم اسپاگتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سندروم اسپاگتی

بریده‌هایی از کتاب سندروم اسپاگتی

نویسنده:ماری واری
ویراستار:شراره فلاحتی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۳۱ رأی
۴٫۳
(۳۱)
از خوابیدن وحشت دارم چراکه وقتی بیدار می‌شویم، لحظاتی هرچند خیلی مختصر، همه‌چیز از یادم می‌رود. سپس باز هم با واقعیت روبه‌رو می‌شوم. احساس می‌کنم خرد شده‌ام.
Baran
درسته اختیار اتفاق‌هایی رو که برام می‌افته ندارم، ولی اختیار واکنش‌هایی رو که به این اتفاقات نشون می‌دم دارم.
حدیثه
«همیشه همین‌طور بوده. برای دخترها سخت‌تره. حالا می‌تونی بشینی غصه بخوری یا اینکه همین باعث انگیزه‌ت بشه.»
Baran
خیلی وقته اینجا دیگه کسی برای آینده‌ش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.
یارا
«تنهایی می‌شه سریع‌تر جلو رفت، ولی با تیم می‌شه مسیر بیشتری رو طی کرد.»
🌙لا
«می‌توانی آن را به بهانه‌ات تبدیل کنی یا به داستان موفقیتت»،
م.ش
زندگی دقیقاً زمانی جریان پیدا می‌کند که تو سرگرم نقشه‌های دیگرت هستی. جان لنون
🪷.Mohadd3.⛈️
اصلاً نمی‌دانم چطور باید بدون او زندگی کنم و فکر نمی‌کنم که قرار باشد هیچ‌وقت یاد بگیرم.
پری
اندوهم این‌قدر عمیق است که فاصله‌ای تا غرق شدن ندارم.
پری
زندگی با سرنوشت‌های از پیش تعیین‌شده همون کاری رو می‌کنه که قابلمه موقع پختن با اسپاگتی. رشته‌های اسپاگتی داخل قابلمه با هم ترکیب می‌شن، یه تعداد خرد می‌شن و یه وقت‌هایی اتفاق‌هایی براشون رخ می‌ده که هیچ‌وقت قرار نبوده بیفته. نیازی نیست به خودمون دروغ بگیم. افتادن توی ظرف آب جوش خیلی دردناکه، ولی توی همین دردناکی و آشوب، می‌شه لحظات خیلی خوبی رو سپری کرد؛ مثلاً علاقه‌مند شدن به کسی که هیچ‌وقت قرار نبوده باهاش آشنا بشیم، فهمیدن اینکه چقدر خواهر کوچیکه رو حتی بدون هیچ نقطهٔ اشتراکی دوست داریم، و یاد گرفتن اینکه چطور مثل یه خانوادهٔ واقعی تو بدترین لحظه‌ها کنار هم باشیم.
Faeze:)
اولین دروغ را که می‌گویی، مجبوری پشت‌سرش دروغ‌های دیگری بگویی تا اولی را توجیه کنی و خیلی زودتر از اینکه اصلاً متوجه شوی، در زندانی که به دست خودت ساخته‌ای گرفتار خواهی شد، زندانی که با هر دروغ یک آجر به آن اضافه کرده‌ای و حواست هم نبوده برای آن راه خروج تعبیه کنی.
حدیثه
داستان زندگی ما می‌تونست آروم و خطی باشه، ولی زندگی با سرنوشت‌های از پیش تعیین‌شده همون کاری رو می‌کنه که قابلمه موقع پختن با اسپاگتی. رشته‌های اسپاگتی داخل قابلمه با هم ترکیب می‌شن، یه تعداد خرد می‌شن و یه وقت‌هایی اتفاق‌هایی براشون رخ می‌ده که هیچ‌وقت قرار نبوده بیفته. نیازی نیست به خودمون دروغ بگیم. افتادن توی ظرف آب جوش خیلی دردناکه، ولی توی همین دردناکی و آشوب، می‌شه لحظات خیلی خوبی رو سپری کرد؛ مثلاً علاقه‌مند شدن به کسی که هیچ‌وقت قرار نبوده باهاش آشنا بشیم، فهمیدن اینکه چقدر خواهر کوچیکه رو حتی بدون هیچ نقطهٔ اشتراکی دوست داریم، و یاد گرفتن اینکه چطور مثل یه خانوادهٔ واقعی تو بدترین لحظه‌ها کنار هم باشیم.
Elender
مشکل دروغ گفتن دقیقاً همین است. اولین دروغ را که می‌گویی، مجبوری پشت‌سرش دروغ‌های دیگری بگویی تا اولی را توجیه کنی و خیلی زودتر از اینکه اصلاً متوجه شوی، در زندانی که به دست خودت ساخته‌ای گرفتار خواهی شد، زندانی که با هر دروغ یک آجر به آن اضافه کرده‌ای و حواست هم نبوده برای آن راه خروج تعبیه کنی
afsane
حقیقت اینه که خوشبختی و بدبختی کاملاً تصادفی‌ان و با یه اتفاق احمقانه، دیوانه‌وار، کور و مست می‌آن سراغ آدم.
niloonikoo
انگار اینکه بفهمی زندگی می‌تونه تا چه اندازه شکننده باشه شانس خیلی بزرگیه؛ اینکه بدونی نباید سرسری ازش بگذری، چون هیچ‌کس نمی‌دونه واقعاً چقدر از عمرش باقی مونده.
niloonikoo
حقیقت اینه که خوشبختی و بدبختی کاملاً تصادفی‌ان و با یه اتفاق احمقانه، دیوانه‌وار، کور و مست می‌آن سراغ آدم. ‫پس باید حواست به همهٔ این‌ها باشه. اون هم هم‌زمان.
حدیثه
می‌تونی مانع‌های پیش روت رو به بهانه‌ای برای جلو نرفتن تبدیل کنی. می‌تونی هم ازشون داستان بسازی و بعد داستان موفقیتت رو برای بقیه تعریف کنی.»
حدیثه
حسی نزدیک به غرق شدن دارم. از خوابیدن وحشت دارم چراکه وقتی بیدار می‌شویم، لحظاتی هرچند خیلی مختصر، همه‌چیز از یادم می‌رود. سپس باز هم با واقعیت روبه‌رو می‌شوم. احساس می‌کنم خرد شده‌ام. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، پدرم یک بار دیگر می‌میرد و دردش هر روز بیشتر و قابل‌درک‌تر می‌شود.
آی‌دا
اصلاً نمی‌دونم دیگه تو دنیایی که تو توش نیستی، جایی برای من هست یا نه.
🌙لا
زندگی جنگه، ولی تو باید حواست باشه وارد جنگی نشی که از الان مشخصه بازنده‌شی.»
🌙لا
تو هیچ‌وقت حاضر نیستی وسط راه متوقف بشی. دقیق نمی‌دونم چطوری باید بهت توضیح بدم، ولی انگار تو یه ایمانی به مسیرت داری و این ایمان می‌تونه مسری باشه.
🌙لا
تنها کار درستی که پارسال کردم، عاشق تو شدن بود.»
🌙لا
اصلاً نمی‌دونم دیگه تو دنیایی که تو توش نیستی، جایی برای من هست یا نه.
پری
اینکه بفهمی زندگی می‌تونه تا چه اندازه شکننده باشه شانس خیلی بزرگیه؛ اینکه بدونی نباید سرسری ازش بگذری، چون هیچ‌کس نمی‌دونه واقعاً چقدر از عمرش باقی مونده.
solon

حجم

۲۱۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

حجم

۲۱۲٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

قیمت:
۷۵,۰۰۰
۵۲,۵۰۰
۳۰%
تومان