جملات زیبا از متن کتاب سندروم اسپاگتی | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سندروم اسپاگتیsubscriptionAvailable

کتاب سندروم اسپاگتی

۴.۳(از ۴۷ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۱۱۲,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

از خوابیدن وحشت دارم چراکه وقتی بیدار می‌شویم، لحظاتی هرچند خیلی مختصر، همه‌چیز از یادم می‌رود. سپس باز هم با واقعیت روبه‌رو می‌شوم. احساس می‌کنم خرد شده‌ام.
Baran
۱۳
درسته اختیار اتفاق‌هایی رو که برام می‌افته ندارم، ولی اختیار واکنش‌هایی رو که به این اتفاقات نشون می‌دم دارم.
حدیثه
۸
هیچ‌وقت نمی‌شود حرف مردم را کاملاً نادیده گرفت.
بازمانده
۸
خیلی وقته اینجا دیگه کسی برای آینده‌ش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.
یارا
۶
درسته اختیار اتفاق‌هایی رو که برام می‌افته ندارم، ولی اختیار واکنش‌هایی رو که به این اتفاقات نشون می‌دم دارم.
بازمانده
۶
«همیشه همین‌طور بوده. برای دخترها سخت‌تره. حالا می‌تونی بشینی غصه بخوری یا اینکه همین باعث انگیزه‌ت بشه.»
Baran
۵
«تنهایی می‌شه سریع‌تر جلو رفت، ولی با تیم می‌شه مسیر بیشتری رو طی کرد.»
🌙لا
۴
قبلاً فکر می‌کردم هرکس مسئول سرنوشت خودشه و می‌تونه برای زندگیش تصمیم بگیره، ولی زندگی فیلم آمریکایی با پایان خوشحال‌کنندهٔ احمقانه نیست. حقیقت اینه که خوشبختی و بدبختی کاملاً تصادفی‌ان و با یه اتفاق احمقانه، دیوانه‌وار، کور و مست می‌آن سراغ آدم.
بازمانده
۴
خسته شده‌ام. آن‌قدر خسته که گاهی دلم می‌خواهد سرم را روی بالش بگذارم و دیگر از خواب بیدار نشوم.
بازمانده
۴
چرا هروقت فکر می‌کنم دیگر از این بدتر نمی‌شود، چیز جدیدی پیش می‌آید و قلبم می‌شکند؟
بازمانده
۴
یک وقت‌هایی به‌شدت دلم می‌خواهد بتوانم دوباره گریه کنم.
lilprince☆
۴
زندگی با سرنوشت‌های از پیش تعیین‌شده همون کاری رو می‌کنه که قابلمه موقع پختن با اسپاگتی. رشته‌های اسپاگتی داخل قابلمه با هم ترکیب می‌شن، یه تعداد خرد می‌شن و یه وقت‌هایی اتفاق‌هایی براشون رخ می‌ده که هیچ‌وقت قرار نبوده بیفته. نیازی نیست به خودمون دروغ بگیم. افتادن توی ظرف آب جوش خیلی دردناکه، ولی توی همین دردناکی و آشوب، می‌شه لحظات خیلی خوبی رو سپری کرد؛ مثلاً علاقه‌مند شدن به کسی که هیچ‌وقت قرار نبوده باهاش آشنا بشیم، فهمیدن اینکه چقدر خواهر کوچیکه رو حتی بدون هیچ نقطهٔ اشتراکی دوست داریم، و یاد گرفتن اینکه چطور مثل یه خانوادهٔ واقعی تو بدترین لحظه‌ها کنار هم باشیم.
Faeze:)
۳
«می‌توانی آن را به بهانه‌ات تبدیل کنی یا به داستان موفقیتت»،
م.ش
۳
زندگی دقیقاً زمانی جریان پیدا می‌کند که تو سرگرم نقشه‌های دیگرت هستی. جان لنون
🪷.Mohadd3.⛈️
۳
اصلاً نمی‌دانم چطور باید بدون او زندگی کنم و فکر نمی‌کنم که قرار باشد هیچ‌وقت یاد بگیرم.
پری
۳
چرا هرگز هیچ‌چیز در زندگی من ساده نیست؟
بازمانده
۳
شاید بخش اعظم مشکلاتمان به همین نبود درک متقابل برمی‌گردد.
بازمانده
۳
اولین دروغ را که می‌گویی، مجبوری پشت‌سرش دروغ‌های دیگری بگویی تا اولی را توجیه کنی و خیلی زودتر از اینکه اصلاً متوجه شوی، در زندانی که به دست خودت ساخته‌ای گرفتار خواهی شد، زندانی که با هر دروغ یک آجر به آن اضافه کرده‌ای و حواست هم نبوده برای آن راه خروج تعبیه کنی.
حدیثه
۲
اندوهم این‌قدر عمیق است که فاصله‌ای تا غرق شدن ندارم.
پری
۲
  همیشه باید ماه را هدف اصلی خود قرار دهید. در این صورت، حتی با سقوط هم روی ستاره‌ها فرود می‌آیید.
بازمانده
۲
مردم هم مثل همیشه اعصاب خودشون رو برای چیزهای بی‌اهمیت خرد می‌کنن.
بازمانده
۲
از نظر من دنیا منفجر شده است و هیچ‌کس کاری برای نجاتش نمی‌کند.
بازمانده
۲
باید محکم باشی، زندگی مثل جنگه، درد بکش و سرپا بمون
بازمانده
۲
هرازگاهی بد نیست آدم با عزیزترین کسانش دعوا کنه. این‌طوری متوجه ارزش واقعی‌شون می‌شه.»
elham1395
۲
خلاصه بگم... گوش دادن به آهنگ ادل، خیره شدن به سقف و گریه کردن تو درازمدت راه‌حل مشکل نیست.
lilprince☆
۲
  همیشه باید ماه را هدف اصلی خود قرار دهید. در این صورت، حتی با سقوط هم روی ستاره‌ها فرود می‌آیید.
شیوا
۲
حقیقت اینه که خوشبختی و بدبختی کاملاً تصادفی‌ان و با یه اتفاق احمقانه، دیوانه‌وار، کور و مست می‌آن سراغ آدم. ‫پس باید حواست به همهٔ این‌ها باشه. اون هم هم‌زمان.
حدیثه
۱
می‌تونی مانع‌های پیش روت رو به بهانه‌ای برای جلو نرفتن تبدیل کنی. می‌تونی هم ازشون داستان بسازی و بعد داستان موفقیتت رو برای بقیه تعریف کنی.»
حدیثه
۱
حسی نزدیک به غرق شدن دارم. از خوابیدن وحشت دارم چراکه وقتی بیدار می‌شویم، لحظاتی هرچند خیلی مختصر، همه‌چیز از یادم می‌رود. سپس باز هم با واقعیت روبه‌رو می‌شوم. احساس می‌کنم خرد شده‌ام. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، پدرم یک بار دیگر می‌میرد و دردش هر روز بیشتر و قابل‌درک‌تر می‌شود.
آی‌دا
۱
داستان زندگی ما می‌تونست آروم و خطی باشه، ولی زندگی با سرنوشت‌های از پیش تعیین‌شده همون کاری رو می‌کنه که قابلمه موقع پختن با اسپاگتی. رشته‌های اسپاگتی داخل قابلمه با هم ترکیب می‌شن، یه تعداد خرد می‌شن و یه وقت‌هایی اتفاق‌هایی براشون رخ می‌ده که هیچ‌وقت قرار نبوده بیفته. نیازی نیست به خودمون دروغ بگیم. افتادن توی ظرف آب جوش خیلی دردناکه، ولی توی همین دردناکی و آشوب، می‌شه لحظات خیلی خوبی رو سپری کرد؛ مثلاً علاقه‌مند شدن به کسی که هیچ‌وقت قرار نبوده باهاش آشنا بشیم، فهمیدن اینکه چقدر خواهر کوچیکه رو حتی بدون هیچ نقطهٔ اشتراکی دوست داریم، و یاد گرفتن اینکه چطور مثل یه خانوادهٔ واقعی تو بدترین لحظه‌ها کنار هم باشیم.
Elender
۱