جملات زیبای کتاب سندروم اسپاگتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سندروم اسپاگتیsubscriptionAvailable

کتاب سندروم اسپاگتی

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۴۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Baran
۱۳
از خوابیدن وحشت دارم چراکه وقتی بیدار می‌شویم، لحظاتی هرچند خیلی مختصر، همه‌چیز از یادم می‌رود. سپس باز هم با واقعیت روبه‌رو می‌شوم. احساس می‌کنم خرد شده‌ام.
حدیثه
۸
درسته اختیار اتفاق‌هایی رو که برام می‌افته ندارم، ولی اختیار واکنش‌هایی رو که به این اتفاقات نشون می‌دم دارم.
eloohii
۷
هیچ‌وقت نمی‌شود حرف مردم را کاملاً نادیده گرفت.
یارا
۶
خیلی وقته اینجا دیگه کسی برای آینده‌ش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.
eloohii
۶
درسته اختیار اتفاق‌هایی رو که برام می‌افته ندارم، ولی اختیار واکنش‌هایی رو که به این اتفاقات نشون می‌دم دارم.
Baran
۴
«همیشه همین‌طور بوده. برای دخترها سخت‌تره. حالا می‌تونی بشینی غصه بخوری یا اینکه همین باعث انگیزه‌ت بشه.»
🪷.Mohadd3.⛈️
۴
زندگی دقیقاً زمانی جریان پیدا می‌کند که تو سرگرم نقشه‌های دیگرت هستی. جان لنون
🌙لا
۴
«تنهایی می‌شه سریع‌تر جلو رفت، ولی با تیم می‌شه مسیر بیشتری رو طی کرد.»
eloohii
۴
قبلاً فکر می‌کردم هرکس مسئول سرنوشت خودشه و می‌تونه برای زندگیش تصمیم بگیره، ولی زندگی فیلم آمریکایی با پایان خوشحال‌کنندهٔ احمقانه نیست. حقیقت اینه که خوشبختی و بدبختی کاملاً تصادفی‌ان و با یه اتفاق احمقانه، دیوانه‌وار، کور و مست می‌آن سراغ آدم.
eloohii
۴
خسته شده‌ام. آن‌قدر خسته که گاهی دلم می‌خواهد سرم را روی بالش بگذارم و دیگر از خواب بیدار نشوم.
eloohii
۴
چرا هروقت فکر می‌کنم دیگر از این بدتر نمی‌شود، چیز جدیدی پیش می‌آید و قلبم می‌شکند؟
lilprince☆
۴
یک وقت‌هایی به‌شدت دلم می‌خواهد بتوانم دوباره گریه کنم.
Faeze:)
۳
زندگی با سرنوشت‌های از پیش تعیین‌شده همون کاری رو می‌کنه که قابلمه موقع پختن با اسپاگتی. رشته‌های اسپاگتی داخل قابلمه با هم ترکیب می‌شن، یه تعداد خرد می‌شن و یه وقت‌هایی اتفاق‌هایی براشون رخ می‌ده که هیچ‌وقت قرار نبوده بیفته. نیازی نیست به خودمون دروغ بگیم. افتادن توی ظرف آب جوش خیلی دردناکه، ولی توی همین دردناکی و آشوب، می‌شه لحظات خیلی خوبی رو سپری کرد؛ مثلاً علاقه‌مند شدن به کسی که هیچ‌وقت قرار نبوده باهاش آشنا بشیم، فهمیدن اینکه چقدر خواهر کوچیکه رو حتی بدون هیچ نقطهٔ اشتراکی دوست داریم، و یاد گرفتن اینکه چطور مثل یه خانوادهٔ واقعی تو بدترین لحظه‌ها کنار هم باشیم.
م.ش
۳
«می‌توانی آن را به بهانه‌ات تبدیل کنی یا به داستان موفقیتت»،
پری
۳
اصلاً نمی‌دانم چطور باید بدون او زندگی کنم و فکر نمی‌کنم که قرار باشد هیچ‌وقت یاد بگیرم.
eloohii
۳
چرا هرگز هیچ‌چیز در زندگی من ساده نیست؟
eloohii
۳
شاید بخش اعظم مشکلاتمان به همین نبود درک متقابل برمی‌گردد.
حدیثه
۲
اولین دروغ را که می‌گویی، مجبوری پشت‌سرش دروغ‌های دیگری بگویی تا اولی را توجیه کنی و خیلی زودتر از اینکه اصلاً متوجه شوی، در زندانی که به دست خودت ساخته‌ای گرفتار خواهی شد، زندانی که با هر دروغ یک آجر به آن اضافه کرده‌ای و حواست هم نبوده برای آن راه خروج تعبیه کنی.
پری
۲
اندوهم این‌قدر عمیق است که فاصله‌ای تا غرق شدن ندارم.
eloohii
۲
  همیشه باید ماه را هدف اصلی خود قرار دهید. در این صورت، حتی با سقوط هم روی ستاره‌ها فرود می‌آیید.
eloohii
۲
مردم هم مثل همیشه اعصاب خودشون رو برای چیزهای بی‌اهمیت خرد می‌کنن.
eloohii
۲
از نظر من دنیا منفجر شده است و هیچ‌کس کاری برای نجاتش نمی‌کند.
eloohii
۲
باید محکم باشی، زندگی مثل جنگه، درد بکش و سرپا بمون
elham1395
۲
هرازگاهی بد نیست آدم با عزیزترین کسانش دعوا کنه. این‌طوری متوجه ارزش واقعی‌شون می‌شه.»
lilprince☆
۲
خلاصه بگم... گوش دادن به آهنگ ادل، خیره شدن به سقف و گریه کردن تو درازمدت راه‌حل مشکل نیست.
شیوا
۲
  همیشه باید ماه را هدف اصلی خود قرار دهید. در این صورت، حتی با سقوط هم روی ستاره‌ها فرود می‌آیید.
حدیثه
۱
حقیقت اینه که خوشبختی و بدبختی کاملاً تصادفی‌ان و با یه اتفاق احمقانه، دیوانه‌وار، کور و مست می‌آن سراغ آدم. ‫پس باید حواست به همهٔ این‌ها باشه. اون هم هم‌زمان.
حدیثه
۱
می‌تونی مانع‌های پیش روت رو به بهانه‌ای برای جلو نرفتن تبدیل کنی. می‌تونی هم ازشون داستان بسازی و بعد داستان موفقیتت رو برای بقیه تعریف کنی.»
آی‌دا
۱
حسی نزدیک به غرق شدن دارم. از خوابیدن وحشت دارم چراکه وقتی بیدار می‌شویم، لحظاتی هرچند خیلی مختصر، همه‌چیز از یادم می‌رود. سپس باز هم با واقعیت روبه‌رو می‌شوم. احساس می‌کنم خرد شده‌ام. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، پدرم یک بار دیگر می‌میرد و دردش هر روز بیشتر و قابل‌درک‌تر می‌شود.
Elender
۱
داستان زندگی ما می‌تونست آروم و خطی باشه، ولی زندگی با سرنوشت‌های از پیش تعیین‌شده همون کاری رو می‌کنه که قابلمه موقع پختن با اسپاگتی. رشته‌های اسپاگتی داخل قابلمه با هم ترکیب می‌شن، یه تعداد خرد می‌شن و یه وقت‌هایی اتفاق‌هایی براشون رخ می‌ده که هیچ‌وقت قرار نبوده بیفته. نیازی نیست به خودمون دروغ بگیم. افتادن توی ظرف آب جوش خیلی دردناکه، ولی توی همین دردناکی و آشوب، می‌شه لحظات خیلی خوبی رو سپری کرد؛ مثلاً علاقه‌مند شدن به کسی که هیچ‌وقت قرار نبوده باهاش آشنا بشیم، فهمیدن اینکه چقدر خواهر کوچیکه رو حتی بدون هیچ نقطهٔ اشتراکی دوست داریم، و یاد گرفتن اینکه چطور مثل یه خانوادهٔ واقعی تو بدترین لحظه‌ها کنار هم باشیم.