جملات زیبای کتاب همه چیز ممکن است | طاقچه
تصویر جلد کتاب همه چیز ممکن است

بریده‌هایی از کتاب همه چیز ممکن است

نویسنده:لف شستوف
انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۳.۱از ۲۰ رأی
۳٫۱
(۲۰)
مسافر باید راه خود را در تاریکی کورمال‌کورمال بیابد. اگر به روشنایی نیازش افتد باید منتظر صاعقه بماند.
효진
هر چیز دیگری باید اولویت دوم باشد. جایگاه اول را باید «هنر» اشغال کند.
mojgan
وقتی ایده‌ای در کار باشد، دروازه‌ها باید به رویش گشوده باشند، چرا که اگر دروازه‌ها را ببندید، اندیشه یا به زور راه خود را به درون خواهد گشود یا مثل مگسِ قصه ناغافل دزدکی به درون می‌خزد. ایده‌ها حرمتی برای قوانینِ شرافت یا اخلاق ما قائل نیستند.
효진
حقیقت چه زمان دورودرازی باید در انتظار بماند تا شناخته شود!
کاربر ۱۰۵۵۰۱۵۱
خلاصهٔ کار فلسفه، نه قوّت قلبِ دوباره دادن به مردم، بلکه برآشفتن آن‌هاست.
GN
کار فلسفه این است که زیستن در عدم‌قطعیت را به انسانْ بیاموزد؛ انسانی که به اعلا درجه از عدم‌قطعیت می‌ترسد و برای همیشه خود را در پشت این یا آن جزم پنهان می‌کند. خلاصهٔ کار فلسفه، نه قوّت قلبِ دوباره دادن به مردم، بلکه برآشفتن آن‌هاست.
mojgan
این واقعیت که برخی ایده‌ها یا برخی از مجموعه ایده‌ها اساساً برای نوع بشر سودمند نیستند نمی‌تواند به عنوان توجیهی برای مردود دانستن آن‌ها به کار آید. وقتی ایده‌ای در کار باشد، دروازه‌ها باید به رویش گشوده باشند، چرا که اگر دروازه‌ها را ببندید، اندیشه یا به زور راه خود را به درون خواهد گشود یا مثل مگسِ قصه ناغافل دزدکی به درون می‌خزد.
زهرا عزیزی
بنابراین در اصل آدمی باید در جهان خارجی نظم را محترم بداند و در جهان درونی آشوب را کامل کند. برای آنانی که تحمل این دوگانگی را دشوار می‌یابند قدری نظم درونی هم می‌تواند فراهم باشد. فقط آنان نباید به خودشان در این باره ببالند، بلکه بایست همیشه به یاد بیاورند که این نشانه‌ای از ضعف، خُردی و کودنی آن‌هاست.
زهرا عزیزی
عادتِ تفکرِ منطقیْ تخیل را می‌کُشد.
GN
سقراط کاملاً حق داشت وقتی استدلال می‌کرد شجاعت همواره موجه نیست، بلکه تنها وقتی موجه است که از پیش خطرات و بخت پیروزی را بسنجد.
کاربر ۸۶۳۸۰۷۴
او همهٔ «وَها»، «اَماها»، «زیراها» و «بنابراین‌هایی» را که دست‌وپایش را می‌بندند می‌یابد و عمداً و حتی کین‌توزانه قیچی‌شان می‌کند؛ به طوری که اندیشه‌اش به مردی می‌ماند که لباسش هیچ دکمه‌ای ندارد و به شکل مضحکی در ملأعام لته‌ها را به هم می‌کشد. باید محظوظ بود، نه آزرده
Fatemeh. Hoseini
کار فلسفه این است که زیستن در عدم‌قطعیت را به انسانْ بیاموزد؛ انسانی که به اعلا درجه از عدم‌قطعیت می‌ترسد و برای همیشه خود را در پشت این یا آن جزم پنهان می‌کند. خلاصهٔ کار فلسفه، نه قوّت قلبِ دوباره دادن به مردم، بلکه برآشفتن آن‌هاست.
ی بیچاره
وقتی انسان در خود نقص بخصوصی را می‌یابد که به هیچ وجه نمی‌تواند خویشتن را از آن برهاند، فقط این می‌ماند که آن به اصطلاح کاستی را به عنوان کیفیتی طبیعی بپذیرد. هر چه نقص جدی‌تر و مهم‌تر باشد، نیاز به تجلیل آن ضروری‌تر است. از والا تا مضحک فقط یک قدم است و یک رذیلتِ ریشه‌کن‌ناشدنی در انسان‌های قوی همیشه دوباره به عنوان فضیلت غسل تعمید داده می‌شود.
کاربر ۹۲۰۰۲۵۶
مردم زیادی وجود دارند، خیلی از آن‌ها. اما با آن‌ها چه باید کرد؟ هیچ‌کس نمی‌داند.
GN
زحمتِ ناخوشایند، ملال‌آور و آزارنده: وضع و حال نابغه این است. همین بی‌تردید توضیح می‌دهد که چرا انسان‌ها این‌قدر به ندرت به جایی می‌رسند.
GN
نابغه باید تسلیم پروردنِ الاغی درون خود شود.
GN
نابغه باید تسلیم پروردنِ الاغی درون خود شود. وضع چنان تحقیرآمیز است که آدمی به ندرت عهده‌دار این کار می‌شود. اکثریتْ استعدادی متوسط در فاصلهٔ بین نبوغ و میانمایگی را ترجیح می‌دهند.
GN
ناامیدی موقرترین و اعلاترین لحظهٔ زندگی است
GN
مرگ به فلسفه الهام بخشیده است.
GN
جهان و زندگی زیاده تکه‌تکه‌اند
reza
در زحمتِ منظم، ملایم، دائمی و موزون، خواه کافی باشد یا صرفاً کافی بنماید (مثل مزرعه‌داریِ تالستوی)، آرامش ذهنی وجود دارد.
Fatemeh. Hoseini
بنابراین در اصل آدمی باید در جهان خارجی نظم را محترم بداند و در جهان درونی آشوب را کامل کند
Fatemeh. Hoseini
چرا که اگر دروازه‌ها را ببندید، اندیشه یا به زور راه خود را به درون خواهد گشود یا مثل مگسِ قصه ناغافل دزدکی به درون می‌خزد.
mojgan
فلسفه یک هنر است که هدف خود را بریدنِ پیوستگی منطقیِ استدلال و آشنا کردن انسان با دریای بی‌کرانهٔ تخیل (جزرومدهای شگرفی که در آن‌ها همه‌چیز به یک میزان ممکن و ناممکن است) تعیین کرده است.
mojgan
«آدمی چنان شوربخت است که والاترین فضیلتش، به تعبیری، همانا تزلزل اوست که او را به رها ساختن طرح‌هایش فرامی‌خواند، زیرا به این ترتیب شهادت می‌دهد که هنوز خُرده‌ای از عظمت در او باقی است که وامی‌داردش از اموری که شایستهٔ عشق و احترامش نیستند بیزار آید.»
mojgan
تالستوی به طبع دلاور و بی‌باک نیست، بلکه با تلاشی دورودراز به خود آموخته که جسور باشد. چقدر در جوانی‌اش از مرگ می‌ترسید و چه هوشمندانه توانست آن ترس را پنهان کند. متعاقب آن، در دورهٔ پختگی، این باز ترس از مرگ بود که الهام‌بخش او شد تا اعتراف‌نامه‌اش را بنویسد. ا
ی بیچاره
ما در حال بازگشتن به بدوی‌ترین وضعِ نیاکانمان بودیم، مثل آدم و حوای بهشتی، چون نیاز نداشتیم برای نانمان عرق بریزیم. تلاش می‌کردیم میوه را از درخت ممنوعه بدزدیم و به‌حق مجازات مشابهی نصیبمان شد. قوانین الهی درک‌ناپذیرند. در بهشت هر کاری مجاز است مگر کنجکاوی؛ حتی زحمت کشیدن هم جایز است، گرچه مثل بیرونْ اجباری نیست.
ی بیچاره
برای فرار از چنگِ ایده‌هایی که امروزه حکمفرمایند، فرد باید تاریخ را مطالعه کند. زندگیِ دیگر کسان در سرزمین‌های دیگر یا اعصار دیگر به ما می‌آموزاند که متوجه باشیم «قوانین ابدی» ما و ایده‌های مصون‌ازخطای ما تنها جنین‌هایی سِقط‌شده‌اند. گامی فراتر بردار: انسان را تصور کن که در جای دیگری بجز زمین زندگی می‌کند تا طلسم همهٔ ابدیت‌های زمینی‌مان باطل شود.
کاربر ۱۰۷۲۲۱۲۰
قوانین الهی درک‌ناپذیرند. در بهشت هر کاری مجاز است مگر کنجکاوی؛ حتی زحمت کشیدن هم جایز است، گرچه مثل بیرونْ اجباری نیست.
کاربر ۹۲۰۰۲۵۶
ما هیچ‌چیز از واقعیت‌های غاییِ وجود خود نمی‌دانیم و هرگز هم چیزی نخواهیم دانست، این قبول. اما این نتیجه در پی نمی‌آید که به موجب این نادانی باید این یا آن نظریهٔ جزمی را در مقام یک سبک زندگی بپذیریم؛ نه، نه حتی اثبات‌گرایی را که چنین نگاه شک‌گرایانه‌ای به واقعیت غایی دارد. تنها این نتیجه حاصل می‌شود که انسان در تغییر برداشت خود از عالَم همان‌قدر آزاد است که در تعویض پوتین‌ها یا دستکش‌هایش، و این‌که ثباتِ اصول فقط متعلق به رابطهٔ فرد با دیگران است؛ از این جهت که آن‌ها بتوانند بدانند کجا و تا چه میزانی می‌توانند به ما تکیه کنند.
کاربر ۹۲۰۰۲۵۶

حجم

۱۹۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۸ صفحه

حجم

۱۹۱٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۸ صفحه

قیمت:
۸۹,۰۰۰
تومان