یکدفعه احساس میکنم که دیگر به شال پیچیدهشده دور شانههایم نیازی ندارم. خیلی احساس گرما و سبکبالی میکنم.
یک زمان، پسر دیگری بود که همین احساس را به من میداد. کسی که مرا کامل میکرد، میدید و بهم عشق میورزید.
اکنون حشرات زیر خاک با گوشت او ضیافتی برپا کردهاند.