وقتی «هز» یا «باز» یا «شاهزاده کودن» یا «هارولد» یا «پسر عزیزم» یا «لاغر استخوانی» ــ لقبی که بعضی از کارکنان دربار به من داده بودند ــ نبودم، اسپایک میشدم. هویتم همیشه برایم مشکلزا بوده، اما حالا با نیم دوجین اسم رسمی و دوجین لقب، هویتم به تالار آینه تبدیل شده بود.