
بریدههایی از کتاب پوتین
۴٫۱
(۱۹)
با این حال رؤسای «ادارهٔ کاگب لنینگراد» ترجیح میدادند تا آنجا که ممکن است از «روشهای پیشگیرانه»، که آمیزهای از اذیت و آزار، ارعاب و فشارهای اجتماعی بود، برای نگه داشتنِ مخالفان رژیم در «محدودههای قابل قبول» استفاده کنند.
imaanbaashtimonfared
«خاطرات آن زمان شبیه یک میدان مین بود در ذهنِ آدم. فقط کافی بود پا روی آن بگذاری تا مینها منفجر شوند و همراه آن خودت هم منفجر شوی. در این صورت، همهچیز، آرامش، راحتی و شادی زمان حال، نیست و نابود میشد
imaanbaashtimonfared
بروکراتهای دولت منابع غیر قابل تصوری برای پولدار شدن را کشف کرده بودند. خصوصیسازی و فروش املاک عمومی فرصتهای فراوانی را برای پولدار شدن این قشر در ابعادی افسانهای فراهم کرده بود.
imaanbaashtimonfared
«ما هر چقدر زمین بیشتری (به آنها) بدهیم، آنها پررُوتر و خودخواهتر میشوند و رفتارشان تعرضطلبانهتر خواهد شد...
caspian.kalagun
به قول یک منتقد تئاتر شوروی، «دوران خروشچف در قیاس با دوران گذشته (دوران استالین) در حکم یک فراغتخاطر عظیم برای روح و جان» بود.
imaanbaashtimonfared
ذیل نظام شوروی، متابعت و همانندگرایی بهایی بود که برای موفقیت باید پرداخت میکردی
imaanbaashtimonfared
. به همین دلیل، احتمالِ صدور احکام برائت از سوی دادگاههای شوروی کمتر از یک درصد بود و دلیلش هم مشخص بود: احکام برائت به طور ضمنی حکایت از آن داشت که حکومت، که خود را در قالب دادستانها نشان میداد، اشتباه کرده است و حکومت دوست نداشت به اشتباه خود اذعان کند. نویسندهای چنین نتیجه گرفت که هدف اصلی قوانین شوروی نه حفاظت از شهروندان که «دفاع از مرجعیتِ نهادی، با توسل به ایجاد هالهای از حقانیت و مشروعیت در اطراف آن، بود».
imaanbaashtimonfared
یکی از زنانی که در یکی از همین زایشگاهها فرزندش را به دنیا آورده بود به یاد میآورد که موقع زایمان قابلهاش بر سر او فریاد میزد: «چقدر جیغ میزنی! نُه ماه پیش که با شوهرت مشغول بودی درد نداشت اما حالا که داری صاحب بچه میشی درد داره؟!»
عادل
سناتور آمریکایی، جان مککین، بعدها که پوتین رئیسجمهور روسیه شد، دربارهاش این جملهٔ معروف را گفت: «من به چشمان پوتین نگاه کردم و سه حرف را در آن دیدم: یک کا، یک گ و یک ب.»(۱۰۷)
عادل
موقعی که هدف حفظ قدرت باشد هر وسیلهای مجاز شمرده میشود.
میرزاقلمدون
پوتین جدی بود و البته، دقیق و تیزبین... و او همیشه مشغول کنترل کردن بود: کنترل کردن خودش و کنترل کردن اوضاع... او در برابر آدمهای متفاوت تصاویر متفاوتی از خودش نشان میداد. شبیه بوقلمون بود. او تصویر آینهای آن چیزی را منعکس میکرد که به گمانش آنها دوست داشتند ببینند...
میرزاقلمدون
تاریخ هیچ درسی نمیدهد، اما آنهایی را که درسهایش را یاد نگرفتهاند مجازات میکند’... ما نمیتوانیم کشوری را که تاریخ ندارد بسازیم.
میرزاقلمدون
به رغم حرفهای اخلاقگرایانهای که واشینگتن دربارهٔ حمایت از حقوق بشر در اوکراین میزد هیچکسی در آمریکا دلش برای اوکراینیها نسوخته بود.
caspian.kalagun
«خاطرات آن زمان شبیه یک میدان مین بود در ذهنِ آدم. فقط کافی بود پا روی آن بگذاری تا مینها منفجر شوند و همراه آن خودت هم منفجر شوی. در این صورت، همهچیز، آرامش، راحتی و شادی زمان حال، نیست و نابود میشد
imaanbaashtimonfared
پیمان هلسینکی اتحاد شوروی و حکومتهای اقماریِ آن در اروپای شرقی را ملزم میکرد که در ازای به رسمیت شناخته شدن مرزهایشان، حقوق بشر و دیگر آزادیهای اساسی را در کشورهایشان رعایت کنند. بعدها همین فصل از پیمان هلسینکی تبدیل به سکویی برای مخالفان سیاسی در اتحاد شوروی و سراسر اروپای شرقی شد تا فریاد آزادیخواهی و حمایتطلبی خود را سر دهند.
imaanbaashtimonfared
به قول پرزیدنت جوزف بایدن «جنایتکاری جنگی، دیکتاتوری جنایتپیشه و قصابی بیرحم» میدانند و باید گفت واقعاً هم اینگونه است. اگر کسی کوچکترین شک و تردیدی در این باره دارد فقط کافی است نگاهی به جنگی بیندازد که پوتین علیه اوکراین به راه انداخته تا کشوری را نابود کند که، به زعم او، تنها جرمش تلاش برای برقراری پیوندهای محکمتر با غرب است. اگر کسی جز این بگوید مالهکشِ پوتین است یا، در بهترین حالت، آنگونه که آلمانیها از سر تحقیر و تمسخر میگویند: «پوتینـ دَرک کُن»
عادل
قیمت نفت طی دو دورهٔ اول ریاستجمهوری پوتین تقریباً بدون وقفه رو به افزایش بود.
تلف کردن این پولها آسان بود. پوتین این کار را نکرد. تجربیاتش در مقام معاونت شهرداری سنپترزبورگ به کمکش آمد. در آن زمان، سابچاک (شهردار سنپترزبورگ) همیشه با معضل کسری بودجه روبرو بود و در نتیجه پوتین یاد گرفته بود که در امور مالی همیشه محتاط و محافظهکار باشد.
caspian.kalagun
به همکارانش توصیه میکرد: «اول اقتصاد را توانبخشی کنید، و فقط بعداً استانداردهای زندگی مردم را بالا ببرید... شما نمیتوانید گاری را جلوی اسب ببندید چون اگر این کار را بکنید زمین میخورید.»
caspian.kalagun
آمریکاییها ولادیمیر پوتین را تجسم شرارت، یا به قول پرزیدنت جوزف بایدن «جنایتکاری جنگی، دیکتاتوری جنایتپیشه و قصابی بیرحم» میدانند و باید گفت واقعاً هم اینگونه است.
hazratsaadi
موقعی که هدف حفظ قدرت باشد هر وسیلهای مجاز شمرده میشود.
hazratsaadi
اما حتی در اروپا هم، پوتین همچون رئیس یک کشور فاسدِ دزدسالارِ اقتدارگرا دیده میشود؛ کشوری که حاکمانش خودسرانه مخالفان خود را میکشند یا به زندان میاندازند، آزادیهای مشروعِ مردم را نقض و رسانهها را به نوکران حلقهبهگوش خود تبدیل میکنند؛ کشوری که در آن گروه کوچکی از میلیاردرها در ناز و نعمت زندگی میکنند در حالی که بقیهٔ مردم برای بقا مجبور به نبردی جانانهاند.
hazratsaadi
شیطان در جزئیات است و جزئیات اهمیت دارد. اگر جزئیات به اندازهٔ کافی تغییر کند، تصویر کلی هم دچار تغییر خواهد شد.
hazratsaadi
این همان قاعدهای بود که او در دوران کودکی و نوجوانیاش در لنینگراد، در کوچه و خیابان، یاد گرفته بود: حتی اگر رفیقت مجرم و خلافکار است، باز از او حمایت کن چون او رفیق توست.
میرزاقلمدون
پوتین در دیدارش با کلینتون در نیوزیلند در خصوص قضیهٔ کاهشِ تسلیحات راهبردی، عدم تکثیر سلاحهای هستهای و تروریسم اتمی منعطف به نظر میرسید. او مایل بود که دربارهٔ تحریم ایران با آمریکا همکاری کند به شرطی که شرکتهای روسی بتوانند بیهیچ مشکلی به تبادلات خود با تهران ادامه دهند.
میرزاقلمدون
پوتین به او گفت: «در مورد دشمنان، شما میجنگید، بعداً به آتشبس میرسید، بعداً صلح میکنید، و آنها در جنگی دیگر ممکن است همپیمانت شوند... بعداً شاید دوباره با آنها بجنگید، اما همیشه رودررو. اما خائن کسی است که همیشه نزدیک توست، ولی در لحظهای که تو ضعیفی، یا او گمان میکند که تو ضعیفی... چاقو را در پشتت فرو میکند.
میرزاقلمدون
پوتین، مثل گورباچف، فروپاشی اتحاد شوروی را تراژدیای میدانست که هرگز نمیتوان جبرانش کرد. پوتین چند هفته قبل از رئیسجمهور شدنش در مارس ۲۰۰۰ گفته بود: «آن کسی که برای نابودی اتحاد شوروی تأسف نمیخورد قلب ندارد، آن کسی که میخواهد شوروی را در همان شکل سابقش دوباره احیا کند مغز ندارد.»
میرزاقلمدون
آمریکا از اوکراین علیه روسیه حمایت کرده بود بدون اینکه ذرهای دلش برای رفاه مردم اوکراین بسوزد؛ آنچه برای آمریکا اهمیت داشت فقط گسترش امپراتوریاش و، در رأس همه، ارائهٔ یک دشمن به ناتو بود، ناتویی که پس از پایان جنگ سرد دشمن اصلی خود را (شوروی) از دست داده بود.
میرزاقلمدون
تأثیر فسادِ بالاییها در پایینیها نیز احساس میشد.
زنی روسی گلایه میکند: «در دوران یلتسین، اگر پلیس راهنمایی و رانندگی شما را متوقف میکرد شما گواهینامهٔ خود را همراه با مبلغی پول معادل چند دلار که لای آن گذاشته بودید تحویلش میدادید و او پولها را برمیداشت، گواهینامهتان را برمیگرداند و اجازهٔ عبور میداد. اما حالا در دوران پوتین، آنها انگولکبازی درمیآورند. آنها ساعتها شما را نگه میدارند تا حداکثرِ پول را ازتان بیرون بکشند. و البته دیگر با چند دلار راضی نمیشوند و خیلی بیشتر میخواهند.»
میرزاقلمدون
هر تاجر روسی که در اوایل دههٔ ۱۹۹۰ به شهرت رسید، از جمله تاجرانی که میلیاردر شدند، کار خود را از فعالیتهای تجاری غیرقانونی آغاز کرده بودند. هیچ راه دیگری نبود.
hazratsaadi
یک دولت جمهوریخواه تحت رهبری جرج دبلیو بوش برای توجیه تجاوز به عراق داستانی جعلی دربارهٔ وجود سلاحهای کشتارجمعی در عراق ساخته و آن را در بوق و کرنا کرده بود. سپس یک دولت دموکرات تحت رهبری باراک اوباما با سرِ هم کردنِ داستانی واهی دربارهٔ ضرورت حفاظت از شهروندان لیبیایی، سازمان ملل متحد را گول زده و مجوز حمله به این کشور را گرفته بود. پوتین اعتقاد داشت همهٔ این کارها عواقب ناخوشایندی (برای غربیها) به دنبال خواهد داشت.
caspian.kalagun
حجم
۲٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۸۹۴ صفحه
حجم
۲٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۸۹۴ صفحه
قیمت:
۴۵۹,۰۰۰
تومان