جملات زیبای کتاب پاییز پدر نفت | طاقچه
تصویر جلد کتاب پاییز پدر نفت

بریده‌هایی از کتاب پاییز پدر نفت

من می‌خواستم روی خاک راه بروم و وطن را در تصرف دیگران نبینم.
tintin
«من با جمهوری دموکراتیک یا هر شکل دیگر آن موافق نیستم؛ چون تغییر رژیم موجب ترقی مملکت نمی‌شود و تا ملتی دارای رجالی توانا نباشد، کار مملکت به همین روال خواهد گذشت. چه بسیار ممالک جمهوری که آزادی ندارند و چه بسیار ممالکی که سلطنت مشروطه دارند و از آزادی و استقلال کامل بهره‌مندند.»
یلی
«می‌دانستند که من از جنگ داخلی خونین بیزارم. چنین اوضاعی می‌توانست باعث دخالت خارجی‌ها و تجزیهٔ کشور بشود، مثل ۱۹۰۷.
tintin
مصدق با انگشت اشاره‌اش کاخ شاه را نشان داده و با صدای بلند گفته بود: «این‌جا خانهٔ ملت است، این‌جا مال ملت است، این کاخ دست‌رنج ملت است. شاه باید همه را به خانهٔ خود راه بدهد.»
tintin
وزنِ اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که در راه مردم تحمل می‌کنند
یلی
«پدر جان، چرا این کار سنگین و طاقت‌فرسا را قبول کردید؟» در جوابش گفته بود: «ناچارم، و الا مبارزهٔ ملت ایران برای ملی کردن نفت از میان می‌رفت. اگر سید ضیاء نخست‌وزیر می‌شد، دیگر مجلسی نمی‌ماند تا من بتوانم موضوع را تعقیب کنم. همهٔ ما را توقیف می‌کرد، مملکت را قرق می‌کرد تا کار خودش را به انجام برساند.»
tintin
مصدق، در حالی که کف دستش را به حال تفکر حایل چانه‌اش کرده بود، گفت: «من این‌جا می‌مانم. هر چه می‌شود بشود. بیایند مرا بکشند... بمباران بکنند من از بین بروم تا هدف ملت از میان نرود.»
tintin
مصدق آهی کشید و دست‌هایش را در هوا تکان داد و گفت: «من از جان خود گذشته‌ام. قتل من امروز برای مملکت و ملت مفیدتر از زندگانی من است. از این‌جا خارج نمی‌شوم. خواهش می‌کنم آقایان به هرجا می‌خواهید بروید.»
tintin

حجم

۱۹۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۸ صفحه

حجم

۱۹۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۸ صفحه

قیمت:
۹۹,۰۰۰
تومان