متأسفانه این جوانان نمیدانند که در اکثر موارد فدا کردن جان خود آسانترین راه فداکاری است و حال آنکه مثلاً اختصاص دادن پنج یا شش سال از دوران پرحرارت جوانی به تحصیل و علم بهمنظور تقویت قوای خود در راه خدمت به حقیقتی که کعبهٔ آمال است در اغلب موارد یک فداکاری است که مافوق قوای آنهاست.
مانی
حماقت صریح است و هرگز محیل نیست و حال آنکه عقل حال کودکی را دارد که پیوسته در پیرامون کوزهٔ مربا میچرخد و خود را مخفی میکند. عقل افسونگر و سستبنیان است و حال آنکه حماقت صریح و شرافتمند میباشد.
مانی
حقیقتبین واقعی هرگاه ایمان نداشته باشد همواره در خود نیرو و جرئت کافی برای خودداری از باور کردن معجزه خواهد یافت و هرگاه معجزه برحسب تصادف بهمنزلهٔ حقیقت انکارناپذیری در مقابل دیدگانش عرض اندام کند، آنگاه حقیقتبین بهعوض آنکه حقیقت را تصدیق کند، از ابراز اطمینان به حواسش که وسیلهٔ درک حقیقت بودهاند خودداری خواهد کرد و حواسش را خطاکار خواهد دانست و اگر برعکس حقیقت را قبول کند آن را بهمنزلهٔ یک امر طبیعی تلقی خواهد کرد که تا آن زمان برای وی مکتوم ماندهبود. بنابراین در اشخاص حقیقتبین ایمان از معجزه به وجود نمیآید، بلکه برعکس، معجزه از ایمان پدیدار میگردد.
مانی
اما میخواهم بپرسم این علم لعنتی “خوبی و بدی” که اینسان گران تمام میشود به چه درد میخورد؟ بهعقیدهٔ من همهٔ دانش جهان به آن اشکهای کودک معصومی که “خدای بخشنده” را به یاری میطلبد نمیارزد.
مانی