
٪۷۰
پویا پانا
۱
برشت اعلام میکند: باید «آنقدر علیه طبیعت بجنگیم تا خودمان طبیعی شویم.»
پویا پانا
۱
به ناآگاهان دانایی بدهیم تا وضع خود را بفهمند.
پویا پانا
۱
دورویی در جهان کاپیتالیسم اجباری است.
پویا پانا
۰
به راستی که در دورانی تیره به سر میبرم
سخن از سر صفا گفتن، نابخردی مینماید
پیشانی صاف، نشان بیحسی است
آنکه میخندد
خبر هولناک را
هنوز نشنیده است
این چه دورانی است
که سخن گفتن از درختان
بیش و کم جنایتی است؟
پویا پانا
۰
میگویند: زمانی که داری، بخور، بنوش و شاد باش
اما چگونه میتوانم بخورم و بیاشامم
هنگامی که میدانم
آنچه را که خوردنی است
از دست گرسنهای ربودهام
و تشنهای به لیوان آب من محتاج است
بااینهمه، میخورم و میآشامم
ایکاش خردمند میبودم
پویا پانا
۰
در کتابهای قدیمی، خرد چنین آمده است:
«خود را از کشمکشهای جهانی دور نگه داشتن و عمر کوتاه را
تهی از ترس به سرآوردن، بدی را با نیکی پاداشدادن، آرزوها را برنیاوردن، بل فراموشکردن، خردمندی نامیده میشود»
پویا پانا
۰
«آدم اینجا آخرش خفه میشود.
پویا پانا
۰
انسان در دنیا اسیر شده است.
پویا پانا
۰
او آزاد است. آزادی مطلق انتزاعی دارد و «هیچچیزی برای از دست دادن ندارد».
پویا پانا
۰
دیگر اسیر چیزی نیستند. دیگر اسیر پروازشان، غرورشان، اسمشان، کسانی که منتظرشان هستند و دیگر حتی اسیر زندگی هم نیستند.
پویا پانا
۰
«نانی برای گرسنگان نداشتیم، بلکه فقط آگاهی داشتیم برای ناآگاهان؛ پس از ریشهٔ فلاکتها گفتیم. فلاکت را ریشهکن نکردیم، بلکه از ریشهکن کردنِ ریشهها گفتیم.»
پویا پانا
۰
وز خویشتن رها شدهام من، فارغ ز هرچه سود و زیانها.
پویا پانا
۰
با تنِ بس خسته، گرمِ بیخبریها
پویا پانا
۰
پیوسته دور دار خود را، ز اندیشههای جامد و پابرجا
پویا پانا
۰
یک باش، ولی دوپاره همواره
هم باش اینجا، هم باش آنجا
پویا پانا
۰
«در لحظهها زیستن بیگمان
مجال برشدن نمیدهد به آنان
تا برهند از این فرومایه خاکدان.
نگراناند تنها برای شکمهاشان.
تکان نمیدهد آنان را دگر سرود و سخن
غرقاند در لجن.»
