آقای محمدی، مرد میانسال، با لهجه غلیظ اصفهانی جواب داد:
ــ منظوردون شب شنبسِ؟ اون شب از بس گرم بود، رفته بودم رو پشتوبوم باخوابم که گلاب به رودون دسشوئیم گرفت، وخیزادم برم دستشویی که از بیرونی خونه اگه اشتبا نکونم صدا سُلفه شنفتم. البته اینا بوگما شایدم خیالاتی شده بودم.