جملات زیبای کتاب مادرخوانده | طاقچه
تصویر جلد کتاب مادرخوانده
off
٪۷۰

کتاب مادرخوانده

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۳۵ رأی)
انتشارات: 
نشر نون
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۲۲
این بهترین بخش داشتن تلفن ثابت است. می‌توانی گوشی را روی دستگاه بکوبی. وقتی با تلفن همراه صحبت می‌کنی، از محکم قطع کردن تلفن لذت نمی‌بری.
AS4438
۱۱
«بچه‌ها اون کاری رو می‌کنن که دوست دارن.
xmaed_ 🐈‍⬛
۹
زندگی همینه.
فرفری موی غزل‌ساز
۸
مدیرانی که من برایشان کار می‌کنم، به کسی که خوب لباس می‌پوشد احترام می‌گذارند... از این نظر، لباس‌هایم هزینهٔ خودشان را می‌پردازند
Mahdi
۵
تا بیست و چهار ساعت آینده به جرم قتل درجه‌یک دستگیر می‌شوم. نمی‌دانم چنین چیزی چطور ممکن است اتفاق بیفتد. از آن آدم‌هایی نیستم که به جرم قتل به زندان می‌روند. واقعاً نیستم. حتی یک بار هم به‌خاطر سرعت بالا جریمه نشده‌ام. لعنتی، تا حالا حتی از چراغ‌قرمز هم رد نشده‌ام.
لوبیای خوش خنده`
۵
می‌خندد. «خب، این به نفع اونه، مگه نه؟» «بس کن. می‌دونی که سم به پول اهمیت نمی‌ده.» «اَبی، همه به پول اهمیت می‌دن.»
غرقگی در کتاب
۵
نمی‌خواهم به چیزی نگاه کنم که تمام ازدست‌رفته‌های دیروزم را به من یادآوری می‌کند. تمام آن نوازش‌ها، آن آروغ گرفتن‌ها، شب‌بیداری‌ها، دندان درآوردن‌ها، اولین حرف‌ها، اولین قدم‌ها و پیش‌دبستانی رفتن... دیگر نمی‌توانم به این‌ها فکر کنم.
...
۴
و را به خانه می‌بریم. این کار چند روز قبل، یک رؤیای ناممکن به نظر می‌رسید.
لوبیای خوش خنده`
۳
می‌گویم: «حتی نمی‌خوای بهش فکر کنی؟» سم عینکش را روی پل بینی‌اش بالا می‌دهد. «اگه از من پرسیده باشی که می‌خوام از روی یه پل بپرم پایین یا نه و من جواب بدم که نمی‌خوام، ازم می‌خوای که دوباره روی این تصمیمم فکر کنم؟»
غرقگی در کتاب
۱
به‌عنوان یک زن بیست‌ونه‌سالهٔ سالم همیشه فکر می‌کردم که همان ثانیه‌ای که حتی یکی از قرص‌هایم را جا بیندازم، فوراً اتفاق می‌افتد.
کاربر ۵۱۳۷۱۱۳
۰
«اما ته دلم می‌دونستم که فقط بحث زمانه. آدم‌ها عوض نمی‌شن.»