
Melik
۵
«تمام ماجراهای خوب از دل تاریکی شروع میشه.»
maha
۲
برای یافتن آنچه گم کردهای
باید به ندای قلبت گوش کنی
Melik
۲
«پس حقیقت داره که ممکنه آدم از عشق بمیره. ممکنه که آدم از یه قلب شکسته بمیره.»
موون~🐋🌻🌊
۱
«چون آدمبزرگا به معانی نیاز دارن، درسته؟»
«گمونم همینطوره.»
«این موضوع برای بچهها فرق داره. اونا معنا رو در کارهایی که انجام میدن پیدا میکنن، نه قبل یا بعدش.»
موون~🐋🌻🌊
۱
(«دنیا بزرگه، شوئیچی، سفر کن! ببین چقدر فضا روی این سیارهست! یادت باشه وقتی یه جایی برات خیلی کوچیکه، همیشه میتونی بری. رفتن الزاماً کار بدی نیست.»)
موون~🐋🌻🌊
۱
«ولی لبخند نتیجهٔ یه سفر طولانیه. چهرههای ما نتیجهٔ همهٔ اون وقتهاییه که صرف ساختن و حفظ اون لبخند کردیم. اصلاً موضوع سادهای نیست.»
موون~🐋🌻🌊
۱
پس درست بود؛ خاطرات میتوانستند تا سالها بیسروصدا سر جای خود بنشینند و بعد، همگی همزمان و با هم بالا بیایند، مثل گیاهان بامبویی که از یک مادر جدا میشوند: هر جای دنیا هم که کاشته شده باشند، همگی در یک روز گل میدهند.
نارسیس
۱
«مامانم میگه که خوشبختی اینطوری کار میکنه: وقتی اتفاق میافته که از کمترین چیزها، بیشترین استفاده رو میکنی.»
Melik
۱
وقتی گریه میکنیم، خودمون رو کمی نجات میدیم.»
Melik
۰
اگر از درد چشمپوشی میکرد، لذت و شادی نیز به همراه آن ته میکشید.
minjoon
۰
آدمبزرگا در مورد بچهها آرمانسازی میکنن. فکر میکنیم اونها کوچیک و خوب و سادهان. اما بچهها پیچیدهتر و افسردهاحوالتر از چیزی هستن که ما آدمبزرگا فکر میکنیم. ممکنه افکارشون تیرهوتار باشه و درست مثل ما با شرایط خیلی بدی مواجه باشن، تنها با این تفاوت که اونا ابزار کمتری برای مواجهه دارن. و اون ابزار شگفتانگیزی که دارن ‒ بیمنطقی، تخیل بیحدومرز، توانایی خندیدن به احمقانهترین چیزها و تکرار بیپایان یه لطیفه ‒ ابزاری که میتونه به اونها برتری واقعی بده، از طرف ما آدمبزرگا پذیرفته نیست. دربارهش فکر کن: بچهها رو فقط وقتی جدی میگیرن که منطقی و شفاف حرف بزنن و نظرشون رو خوب توضیح بدن... یعنی اساساً وقتی که دیگه بچه نیستن