جملات زیبای کتاب آنتیگونه به روایت برتولت برشت و دو داستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب آنتیگونه به روایت برتولت برشت و دو داستان

کتاب آنتیگونه به روایت برتولت برشت و دو داستان

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
برتولت برشت، آلفرد دوبلین، رلف هخهوت... بیشتر
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
AbolfazlFakoor
۱
شهر خود چنین می‌کند، خود به پای دشمن می‌افتد اگر که سر خم کند، زیرا انسانی که سر خم کرد فرودِ بلا را نمی‌بیند، بلکه نگاهش تنها به زمین دوخته است و دریغا که نصیبِ زمین هم خواهد شد.
AbolfazlFakoor
۱
آنچه منسوخ است و کهنه همه را کهنه گرفتن.
AbolfazlFakoor
۱
کشته‌ای در کنار کشته، کامیابی‌ای عروسانه، اما محجوب در مغاک خاک. اینک شاه خویشتن در راه است که بیاید.
کاربر ۸۶۱۳۷۷۷
۱
ای شما مشتی ناسپاس! گوشت را می‌لمبانید، اما از پیش‌بندِ خونینِ آشپز اکراه دارید!
AbolfazlFakoor
۰
آنتیگونه: تو جوان‌تری، آری. وحشت و واقعهٔ کمتری دیده‌ای. اما گذشته را، اگر که رها کردی، گذشته نمی‌ماند.
کاربر ۸۶۱۳۷۷۷
۰
کاش شیوه‌ای داشتی که می‌شد دوستت بدارم، پدر! و نمی‌گفتی حق تنها با توست و نه با هیچ‌کس دیگر.