
کتاب شرزاد (جلد دوم)
پدیدآورندگان:
ملیکا کمانیانتشارات:
انتشارات آراسبان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
فریبا
۱
«مگه غیرت به ایناست؟ اگه غیرت داشتی میرفتی جلوی همهٔ اون پسرا سینه سپر میکردی و میگفتی آبجی تا کلاست تموم بشه من همینجا منتظرت میمونم؛ پس اگه چیزی شد یا کسی اذیتت کرد مستقیم بیا پیش خودم!»، گفت اگه غیرت داشتم نمیذاشتم یه قطره اشک از چشم خواهرم بیاد، گفت غیرت یعنی مراقب عزیزکردهت باشی، نه اینکه واسه راحتی خودت اونو محدود کنی! یعنی امنترین جای دنیا رو براش بسازی نه اینکه کاری کنی پیشت احساس ناامنی کنه! یعنی بهش احترام بذاری و بدونی حال دلش چطوره؛ نه اینکه درگیر دل سیاه خودت بشی! یعنی کمک کنی رشد کنه، نه که مانع رشدش بشی و در نهایت، غیرت یعنی نسبت به کسایی که برات عزیزن و براشون عزیزی بیتفاوت نباشی، که این بیتفاوتی یعنی ته بیغیرتی!
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
چشمهای آدما خیلی دهن لقن.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
خلافکار واقعی اونان! اونایی که کروات از گردنشون باز نمیشه، پشت بند هر سلامشون یه «عرض ادب» هست، گرین کارت آمریکاشون پر استفادهتر از کارت ملیشونه، کت و شلوارشون قد کل زندگی ماست و حسابشون حتی از یه برگ جریمهٔ ماشینم پاکه! اونایی که تو تلویزیون و صحن علنی مجلس و مراسمات خواص نمیبینیشون، ولی هرکی که اونجا نشسته، دست نشوندهٔ اوناست... اونایی که همهکارهیِ هیچکارن... اونا!
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۰
آدمای تنهایی که فکر میکنن خیلی حالیشونه زودتر گول میخورن... آدمای تنهایی که فکر میکنن خیلی حالیشونه و به عزیزاشون دروغ میگن خیلی زودتر گول میخورن!