برابرمان ایستاد، بی یادداشت یا کتاب، در کمال آرامش. کیف دستیاش تمام تریبون را گرفته بود. آرام، نگاهی به اطراف انداخت، لبخندی زد، و شروع کرد.
"بیشک میدانید که عنوان این کلاس "فرهنگ و تمدن" است. نترسید. با نمودارهای گرد و قطاعی به جانتان نمیافتم. سعی نخواهم کرد شما را مثل غازهایی که شکمشان را با ذرت پر میکنند از اطلاعات و دانستهها پر کنم؛ این کار حاصلی جز ورم کبد ندارد که کاملاً مضر است. هفتهٔ بعد فهرستی از مواد خواندنی را در اختیارتان میگذارم که کاملاً اختیاری است؛ نه برای ندیده گرفتنش نمرهای از دست خواهید داد و نه با مطالعهٔ بیامانش نمرهای خواهید گرفت. شما را بهعنوان
کاربر ۱۰۴۲۵۸۷۹