جملات زیبای کتاب چگونه تصمیم بگیریم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چگونه تصمیم بگیریم
off
٪۴۰

کتاب چگونه تصمیم بگیریم

ابزارهایی ساده برای انتخاب‌های بهتر

نوع کتاب
۳.۴(از ۱۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آنی دوک، مریم اصغرپور
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
shahram238
۱۱
فقط دو چیز هست که وضعیت زندگی‌تان را تعیین می‌کند؛ شانس و کیفیت تصمیمانتان. تنها چیزی که می‌توانید بر آن کنترل داشته باشید و بر آیندهٔ زندگی‌تان تاثیر دارد کیفیت تصمیماتتان است.
me
۶
انسان‌های باهوش بهتر می‌توانند قصه‌هایی به هم ببافند که دیگران را متقاعد می‌کنند حق با آنهاست؛ آنها این کار را نه برای گمراه کردن دیگران، بلکه برای حفظ تاروپود هویت خودشان در برابر از هم گسیختن انجام می‌دهند.
shahram238
۶
چه بپذیرید و چه نپذیرید، تصمیم‌گیری همان حدس زدن دربارهٔ نحوهٔ از آب درآمدن نتیجه است.
me
۴
ترکیب استدلال برانگیخته، تمایل طبیعی به گمراه کردن خودتان و اعتماد بیش از حد به شم و شهود باعث می‌شود افراد باهوش کمتر به دنبال بازخورد باشند. وقتی هم که بخواهند بازخوردی بگیرند، توانایی‌شان در به هم بافتن قصه‌ای مجاب‌کننده باعث می‌شود دیگران به احتمال کمتری با بازخوردهایشان از آنها توضیح بخواهند. این یعنی هرچه باهوش‌تر باشید، باید در مورد رسیدن به دیدگاه بیرونی هوشیارتر باشید.
me
۲
اگر به حال خودمان گذاشته شویم، ذره‌ای بدشانسی را خواهیم دید، ولی بیشتر خوش‌شانسی‌های محض را نادیده می‌گیریم.
me
۱
هرچقدر هم که باتجربه باشید یا در گذشته به موفقیت‌هایی دست پیدا کرده باشید، غریزه‌تان اصلاً ابزار تصمیم‌گیری نیست. منظور این نیست که به کار گرفتن چیزی که غریزه‌تان می‌گوید نمی‌تواند شما را به تصمیم‌های خوبی برساند؛ چنین چیزی ممکن است. ولی اگر با غریزه‌تان تصمیم بگیرید، چون غریزهٔ انسان دستگاه پیچیده‌ای است که نمی‌توانیم از کارش سر دربیاوریم، نمی‌توانید بگویید غریزه‌تان تصمیم‌گیرنده‌ای دقیق است یا مثل ساعتی خراب بازهم دو بار در روز زمان را درست نشان می‌دهد.
me
۱
شاید به این دلیل از محصول شرکت راضی بودید که آنها برای هر محصول و فروش آن هزینهٔ خیلی زیادی می‌کردند و سود زیادی نمی‌بردند.
me
۱
اگر هدفتان رسیدن به قطعیت در مورد انتخاب باشد، کارتان هرگز تمام نمی‌شود. دنبال کردن قطعیت باعث فلج تحلیلی می‌شود.
shahram238
۱
اگر فرایند تصمیم‌گیری‌تان از چیزی که الان هست بهتر شود، این هدف ارزش دنبال کردن دارد. بهتر شدن فرایند تصمیم‌گیری با افزایش درستی دانش و عقایدتان، افزایش مهارتتان در مقایسه کردن گزینه‌های موجود و افزایش توانایی‌تان در پیش‌بینی آینده‌هایی صورت می‌گیرد که ممکن است در نتیجهٔ این گزینه‌ها حاصل شوند.
shahram238
۱
ردیاب آگاهی ابزاری است که می‌تواند کمک کند چیزهایی را که قبل از تصمیم‌گیری می‌دانستید از چیزهایی که بعد از روشن شدن نتیجه فهمیدید تفکیک کنید. - سوگیری به پس‌نگری ما را به‌سمتی می‌برد که نسبت به خودمان و دیگران دلسوزی نداشته باشیم.
shahram238
۱
سلاح اصلی شما برای بهتر کردن تصمیماتتان عبارت است از تبدیل کردن بعضی از «چیزهایی که نمی‌دانید» به «چیزهایی که می‌دانید».
shahram238
۱
برای فهمیدن خوب یا بد بودن تصمیم، نه‌تنها باید بدانید به‌طور معقول ممکن بود چه اتفاق‌هایی بیفتد و امکان داشت چه چیزهایی از دست بروند یا به دست بیایند، بلکه باید احتمال بروز هر نتیجه را نیز بدانید. یعنی برای اینکه تصمیم‌گیرندهٔ بهتری شوید، باید تمایل داشته باشید آن احتمال‌ها را برآورد کنید.
shahram238
۱
وقتی دو گزینهٔ نزدیک‌به‌هم را می‌سنجید، تصمیم‌گیری درواقع آسان است، چون ازآنجایی‌که تفاوت بین دو گزینه ناچیز است، هر گزینه را که انتخاب کنید اشتباه نمی‌کنید.
me
۰
تغییرات کوچک در میزان مشاهدهٔ شانسی که در غیر این صورت آن را نادیده می‌گرفتید تأثیر زیادی بر چگونه از آب درآمدن زندگی‌تان خواهد داشت
me
۰
البته سوگیری به پس‌نگری فقط به شما و انتخاب‌های خودتان مربوط نیست؛ این پدیده به دید شما به تصمیمات دیگران و دید دیگران به تصمیمات شما نیز مرتبط است. می‌دانید چه چیز بدتر از این است که عمرتان را با حسرت ناشی از این فکر بگذرانید که باید می‌دانستید این‌طور می‌شود؟ داشتن این حسرت به اضافهٔ اینکه همه به شما بگویند: «من که گفته بودم.»
me
۰
واکسن سوگیری به پس‌نگری وقتی از ردیاب آگاهی استفاده می‌کردید، شاید به فکرتان رسیده باشد که خوب است، در جریان فرایند تصمیم‌گیری، «چیزهایی که قبل از تصمیم‌گیری می‌دانستید» را بنویسید.
me
۰
مثال‌های زیادی از دنیای واقعی وجود دارند که نشان می‌دهند بی‌دقتی کلمات و عبارت‌هایی که برای بیان احتمال به کار برده می‌شوند چگونه جدایی‌هایی با پیامدهای بسیار بزرگ و مهم ایجاد کرده‌اند. فیلیپ تِتلاک این موضوع را در کتاب هنر پیش‌بینی: گفتاری دربارهٔ توانایی آینده‌نگری با روش‌های علمی در سال ۲۰۱۵ مطرح کرد.
me
۰
داشتن بازهٔ گسترده بد نیست، بلکه راهی است برای اینکه با بیشترین دقت ممکن نشان دهید در حدس‌های مبتنی‌بر اطلاع و تجربه‌تان چقدر اطلاع و تجربه وجود دارد. بازه‌ای گسترده‌تر که به‌درستی نشان می‌دهد چه چیزی را می‌دانید و چه چیزی را نمی‌دانید مفیدتر از بازهٔ محدودتری است که قطعیتتان را بیشتر از آنچه هست نشان می‌دهد.
shahram238
۰
اگر شما هم مثل بیشتر مردم باشید، مقصر دانستن بدشانسی در بروز نتیجهٔ بد برایتان آسان‌تر از آن است که خوش‌شانسی را باعث بروز نتیجهٔ خوب بدانید. وقتی اتفاق بدی می‌افتد، تسلی‌بخش است که فکر کنید این اتفاق تقصیر شما نبوده است. شانسْ شما را از زیر بار مسئولیت خلاص می‌کند و اجازه می‌دهد، با وجود نتیجهٔ نامطلوب، همچنان دربارهٔ تصمیم‌گیری‌تان احساس خوبی داشته باشید. شانس بهانه‌ای به شما می‌دهد که به حفظ عزت نفستان کمک می‌کند و اجازه می‌دهد، با وجود نتیجه‌هایی که خوب از آب درنیامده‌اند، نگاه مثبتی به خودتان داشته باشید.
shahram238
۰
اگر به کیفیت نتیجه بیشتر از کیفیت تصمیم توجه کنید، در معرض ریسک تکرار کردن خطاهای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرید که به لطف شانسْ نتیجهٔ خوبی داشته است. همچنین ممکن است از تکرار کردن تصمیمات خوبی که بر اثر شانس نتیجهٔ خوبی نداشته‌اند اجتناب کنید.
shahram238
۰
وقتی نتیجه را بدانید، سخت است با دقت به یاد بیاورید قبل از روشن شدن نتیجه چه چیزهایی را می‌دانستید. نوشتنْ چیزی عینی و مستند به شما می‌دهد که بعداً بتوانید به آن مراجعه کنید. یادداشت کردن واقعیت‌های مهمی که بر تصمیمتان تأثیر می‌گذارند مثل واکسنی در برابر سوگیری به پس‌نگری نیز عمل می‌کند. حساب‌شده فکر کردن دربارهٔ چیزهایی که در زمان تصمیم‌گیری می‌دانستید مُهر زمانی واضح‌تری به وجود می‌آورد و قبل از وقوع خزش حافظه از آن جلوگیری می‌کند.
shahram238
۰
در خزش حافظه چیزهایی که بعد از معلوم شدن نتیجه خودشان را نشان می‌دهند، به‌تدریج و به‌صورت نامحسوس، به خاطره‌تان از چیزهایی که قبل از تصمیم‌گیری معلوم یا قابل دانستن بودند وارد می‌شوند.
shahram238
۰
شاید پذیرش موفقیتتان بدون هیچ قیدوشرطی یا بدون بررسی موضوعْ احساس خوبی ایجاد کند، ولی دراین‌صورت فرصت‌های یادگیری بسیار زیادی را از دست می‌دهید؛ نمی‌توانید ببینید نتیجه چطور ممکن بود حتی بهتر از این از آب دربیاید. نمی‌توانید بررسی کنید که اگر تصمیم دیگری می‌گرفتید، احتمال وقوع این نتیجه‌ها بیشتر می‌شد یا خیر. حتی فرصت دیدن نتیجه‌های بهتر یا نتیجه‌های بدتری را که ممکن بود اتفاق بیفتند از دست می‌دهید. این فرصت را از دست خواهید داد که ببینید چه زمانی نتیجه‌ای که به آن رسیده‌اید شانسی بوده است.
shahram238
۰
بزرگ‌ترین مسئلهٔ شما در نقش تصمیم‌گیرنده دیدن چیزهایی است که ماهیتی مبهم و نامعلوم دارند. در مورد تصمیمات گذشته، درحالی‌که راهتان را از بین سوگیری‌های عامل تحریف پیدا می‌کنید، این تصمیمات را بازسازی می‌کنید. در مورد تصمیم‌های جدید، نگاهتان به آینده است که ذاتاً غیرقطعی است.
shahram238
۰
اگر بپذیرید که درهرصورت درگیر حدس زدنید، این پذیرشْ باعث می‌شود بیشترین توانایی را برای به کار گرفتن دانسته‌هایتان در تصمیماتی که می‌گیرید پیدا کنید و شما را وادار می‌کند بپرسید برای اینکه در پیوستار اطلاعات از نقطهٔ نبود اطلاعات به‌سمت نقطهٔ اطلاعات کامل بروید، باید چه چیزهایی یاد بگیرید.
shahram238
۰
باورهایتان بخشی از پایه و اساس هر تصمیمی‌اند که می‌گیرید. باورهایتان تعیین می‌کنند از نظرتان چه گزینه‌هایی در دسترس‌اند و ممکن است نتیجهٔ تصمیمتان چطور از آب دربیاید. باورهایتان تعیین می‌کنند از نظرتان احتمال وقوع یا درست بودن هر چیز چقدر است. آنها تعیین می‌کنند از نظرتان هر تصمیم چه بازدهی دارد و حتی اهداف و ارزش‌هایتان را تعیین می‌کنند.
shahram238
۰
چون خیلی از چیزهایی که نمی‌دانید در سر دیگران‌اند، یکی از بهترین ابزارها برای استخراج اطلاعات و آگاهی از دنیا این است که دربارهٔ باورها و تصمیماتتان از دیگران بازخورد بخواهید. ولی وقتی در برقراری ارتباط با دیگران از این عبارت‌ها و کلمات استفاده می‌کنید، ممکن است منظورتان خیلی متفاوت با چیزی باشد که مخاطبتان می‌شنود. این مشکل بسیار بزرگی است، چون برای اینکه بازخوردی صحیح دربارهٔ تصمیمات و باورهایتان بگیرید، باید به زبان همان فردی صحبت کنید که به شما بازخورد می‌دهد.
shahram238
۰
ما معمولاً، بیشتر از اینکه آگاهی و اطلاعاتمان را دست‌کم بگیریم، در موردشان اغراق می‌کنیم. ما معمولاً، بیشتر از آنچه که دقت و درستی باورهایمان تضمین می‌کند، به حدس‌هایمان اطمینان داریم.
shahram238
۰
به‌طورکلی، ما آن‌قدر که باید باورهایمان را زیر سؤال نمی‌بریم. ما به دانسته‌هایمان بیش از حد اطمینان داریم و نگاهمان به چیزهایی که نمی‌دانیم واقع‌بینانه نیست. خواه در مورد چیزهایی باشد که فکر می‌کنیم درست‌اند و خواه در مورد تصورمان از اتفاقات آینده، همهٔ ما می‌توانیم میزان مناسبی از این شکاکیت را به کار بگیریم.
shahram238
۰
ایجاد این عادت که از خودتان بپرسید «اگر اشتباه کرده باشم، دلیل اشتباهم چیست؟» به شما کمک می‌کند با شکاکیت بیشتری به باورهایتان نگاه کنید، نگاهتان به دانسته‌هایتان را که طبیعتاً بیش از حد خوش‌بینانه است تحت کنترل درآورید و تمرکز بیشتری روی چیزهایی پیدا کنید که آنها را نمی‌دانید. اینکه از خودتان بپرسید چرا ممکن است اشتباه کنید دقت و صحت باورهایتان، عقایدتان و تصورتان از اتفاق‌های آینده را بیشتر خواهد کرد. این افزایش دقت و صحت به این دلیل اتفاق می‌افتد که اگر از خودتان بپرسید می‌توانستید چه اطلاعاتی را کشف کنید که باعث تغییر فکرتان می‌شدند، می‌توانید واقعاݧݧݧً بروید و بعضی از آن چیزها را کشف کنید و در پرسیدن این سؤال و جواب دادن به آن، به احتمال بیشتری به دنبال این اطلاعات می‌روید.