جملات زیبای کتاب چرا سوسیالیست نیستم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چرا سوسیالیست نیستم

بریده‌هایی از کتاب چرا سوسیالیست نیستم

۳٫۸
(۲۹)
گلن رِینولدز این‌طور می‌گوید: «در کاپیتالیسم، ثروتمندان قدرتمند می‌شوند. اما در سوسیالیسم، قدرتمندان ثروتمند می‌شوند.»(۴۲)
shahram238
«هر چه می‌خواهید دربارهٔ سوسیالیسم بگویید، همیشه از الگوی پیش‌بینی‌پذیری پیروی می‌کند. سوسیالیست‌ها در تلاش برای قرار دادن چیزی در دسترس همه، کاری می‌کنند که هیچ چیز در دسترس هیچ‌کس نباشد (به‌جز کسانی که ارتباطات سیاسی قدرتمندی دارند).»
shahram238
گفت: «چپ امریکایی می‌خواهد اروپای غربی شود. اروپای غربی می‌خواهد اروپای شرقی شود. اروپای شرقی که حالش از سوسیالیسم و کمونیسم به هم می‌خورد، می‌خواهد کاپیتالیست امریکایی شود!»
shahram238
«دولتی که آن‌قدر بزرگ است که هر چه را که می‌خواهید به شما می‌دهد، دولتی است که آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند تمام دارایی‌تان را از شما بگیرد.»
shahram238
دیدگاه‌های بچه‌ها دربارهٔ انصاف، با افزایش سن از تساوی‌طلبی به شایسته‌سالاری تغییر می‌کند."»(۱۵)
shahram238
ایدئولوژی ـ همان چیزی است که به بدکاران همان توجیهی را می‌دهد که مدت‌هاست دنبالش هستند و همین‌طور عزم و استواری را که لازمهٔ کارشان است.
افشین
وقتی دولت‌ها قدرت کافی برای اعمال مالکیت دولتی بر اموال را به دست می‌آورند، رهبران نهایتاً بی‌رحم و وحشی می‌شوند
کاربر ۱۹۳۳۶۸۴
«نابرابری مهم نیست، مسئلهٔ مهم فقر و استانداردهای کلی زندگی است.» به‌عبارت دیگر، ترجیح می‌دهید جایی باشید که شما ۱۰ هزار دلار درمی‌آورید و درآمد ثروتمندان ده برابر شماست یا جایی باشید که سی هزار دلار درمی‌آورید و درآمد ثروتمندانش بیست برابر شما؟ مسئلهٔ واقعاً مهم، استاندارد زندگی شماست نه استاندارد زندگی همسایه‌تان. درواقع، فقرا پیوسته ثروتمندتر می‌شوند، ثروتمندان هم همین‌طور.
shahram238
فریدریش فون‌هایک ادعا می‌کند که «با توجه به این واقعیت که مردم تفاوت‌های بسیاری با هم دارند، اگر با آنان رفتاری برابر داشته باشیم، نتیجه بدون شک نابرابری در جایگاه واقعی‌شان است، و تنها راه قراردادن‌شان در جایگاهی برابر، رفتار متفاوت با آن‌ها خواهد
shahram238
شاید سوسیالیست‌های امروز نمی‌دانند سوسیالیسم چیست و آن‌قدر تاریخ نخوانده‌اند که بفهمند هر بار سوسیالیسم کامل پیاده شده است، چه وحشت‌هایی به بار آمده است. شاید سوسیالیست‌های امروز صرفاً رفاه‌گرایانی هستند که از سر حسادت می‌خواهند بقیه را تحریک کنند صورتحساب را بپردازند
کاربر ۱۹۳۳۶۸۴
در زندگی، هیچ چیزی واقعاً رایگان نیست.
genius
قدرت فاسد می‌کند و همان‌طور که لرد اکتون اشاره کرد: «قدرت مطلق، بی‌شک فاسد می‌کند.»
افشین
برابری هیچ چیزی دربارهٔ کیفیت به ما نمی‌گوید. می‌شود در فقر برابری داشت، برابری در مصیبت، یا برابری در ناتوانی، جهل یا حماقت
genius
زمانی موری روتبارد، دانشجوی دکتری لودویگ فون میزس، اقتصاددان معروف اتریشی، از او پرسید آیا «می‌تواند یک معیار را مشخص کند که مطابق آن بشود گفت که اقتصادی اساساً "سوسیالیستی" است یا اقتصاد بازار.» روتبارد پاسخ میزس را به یاد می‌آورد: «به نوعی در کمال شگفتی من، سریعاً پاسخ داد: "بله، کلیدش این است که آیا اقتصادی بازار سهام دارد یا خیر. یعنی آیا آن اقتصاد، بازارِ تمام عیاری برای زمین و دیگر کالاهای سرمایه‌ای دارد یا خیر. به صورت خلاصه: آیا تخصیص سرمایه را اساساً دولت مشخص می‌کند یا مالکان خصوصی؟"»(۱۵۸)
shahram238
سوسیالیست‌های سرتاسر جهان برای سرنگونی رژیم‌های اقتدارگرا قیام کردند، خودشان نهایتاً به جای آن‌ها (به‌رغم وعده‌هایشان برای تأسیس دموکراسی‌های آزاد) رژیم‌های اقتدارگرای خودشان را مستقر کردند.
genius
معروف است که مائو گفته است «قدرت سیاسی، از لولهٔ تفنگ بیرون می‌آید.»
shahram238
خطرات سوسیالیسم با نابودی اقتصاد تمام نمی‌شود. وقتی اقتصاد شکست می‌خورد، باید شخصی جز رهبران سوسیالیست را سرزنش کرد. معمولاً تقصیر گردن دگراندیشان، کاپیتالیست‌ها، کارگرانی که به اندازهٔ کافی تولید نمی‌کنند و خارجی‌ها می‌افتد. ناخوشی اقتصاد، به دلیل بیماری فرهنگ است و این بیماری باید پاک شود.
shahram238
باور به وجودِ روندی اجتناب‌ناپذیر برای تاریخ، نیازمند جهش ایمانی بزرگی است. پیامدهای درک تاریخ به شکل چیزی با هدفی خطی، بسیار بزرگند، احتمالاً بزرگ‌تر از آنچه اکثرمان بفهمیم. باور به اینکه تاریخ جهتی دارد و تک‌تک افراد یا دولت‌ها باید در طول این مسیر به تاریخ کمک کنند نه‌تنها آرمان‌شهری بلکه نهایتاً خطرناک است. فقط کافی است از قربانیان گولاگ یا آشویتس بپرسید. اهداف پایانی همیشه ابزارهای موقتی را توجیه می‌کنند، هر چقدر هم که وحشتناک باشند.
shahram238
تسلیم هیچ آرمان‌شهر پایان تاریخ چپ یا راستی نشوید. هیچ خط از پیش تعیین شدهٔ تاریخی را قبول نکنید. زیرا صرفاً آن پذیرش، آن تضعیف ارادهٔ آزاد، شاید کافی باشد تا مستبدی در تاریخ تکرار شود و بتواند احکامش را به‌عنوان علم یا تکامل یا صرفاً چیزی گریزناپذیر توجیه کند.
shahram238
خطرات سوسیالیسم با نابودی اقتصاد تمام نمی‌شود. وقتی اقتصاد شکست می‌خورد، باید شخصی جز رهبران سوسیالیست را سرزنش کرد. معمولاً تقصیر گردن دگراندیشان، کاپیتالیست‌ها، کارگرانی که به اندازهٔ کافی تولید نمی‌کنند و خارجی‌ها می‌افتد.
amirabt77
البته، بخش "سوسیالیستی" آن کشورها که طرفداران آقای سندرز دوستش دارند، بدون بخش پویای کاپیتالیسمی که از آن متنفرند، غیرممکن است
کاربر ۱۹۳۳۶۸۴
نتیجهٔ مداخلهٔ دولت به‌نام انصاف، معمولاً نابرابری از نوع دیگر است. به‌جای نابرابری براساس شایستگی، مهارت، اخلاق کاری و بله، شانس، با نتایج نابرابری بر اساس سیاست‌های حزبی، پارتی‌بازی و فساد مواجه خواهید شد.
omid taghvaei
نیکولاس کَسِی در نیویورک‌تایمز گزارش داد: بخش‌های بیمارستانی به محل تلاقی نیروهای متلاشی‌کنندهٔ ونزوئلا تبدیل شده‌اند. در بعضی بیمارستان‌ها اثری از دستکش و صابون نیست. معمولاً، داروهای سرطان فقط در بازار سیاه پیدا می‌شود. برق چنان کم است که دولت فقط دو روز در هفته کار می‌کند تا در مصرف انرژی باقیمانده صرفه‌جویی شود. در دانشگاه بیمارستان آدنس در شهر کوهستانی مریدا، آب کافی برای شستن خون از میز جراحی وجود نداشت. پزشکانی که برای جراحی آماده می‌شدند، دستان‌شان را با بطری‌های آب گازدار تمیز می‌کردند. دکتر کریستین پینو، از جراحان بیمارستان، گفت: «مثل قرن نوزدهم است.»(۶)
shahram238
«قیمت‌ها به تولیدکنندگان پیغام می‌فرستند که وقت مناسبی برای ورود به یا خروج از بازار خاصی است. قیمت‌های در حال افول و احتمالِ زیان به کارفرماها علامت می‌دهد که وقت خروج از بازار است. از دیگر سو، افزایش قیمت‌ها و احتمال به‌دست آوردن سود، تولیدکنندگان را تشویق می‌کند وارد بازار شوند.»(۵۲)
shahram238
شما در اقتصادی کاپیتالیستی هستید، تنها راه موفقیت، برآورده‌کردن نیازهای دیگران است. سوسیالیسم اما توجه شما را بر درون متمرکز می‌کند. تمرکزتان بر این است که خودتان چه چیزی را می‌توانید به‌دست بیاورید.»(۱۱۹)
shahram238
در دههٔ ۱۹۷۰، مالیات‌های سوئد چنان افزایش یافت که بعضی وقت‌ها نرخ مؤثر نهایی بیش از ۱۰۰ درصد می‌شد. همان‌طور که ریچ لوری در نیویورک پست می‌گوید: «بی‌دلیل نیست که مؤسس آیکیا، اینگوار کمپراد در سال ۱۹۷۳ از کشور گریخت. سوئد طرحی را برای مصادرهٔ سود شرکت‌ها و دادنش به اتحادیه‌های کارگری به وجود آورد. به گفتهٔ یک اقتصاددان سوئدی، ایده این بود که "اقتصادی بازاری اما بدون افراد کاپیتالیست و کارآفرین" داشته باشند.»(۲۲۴)
shahram238
وقتی سوسیالیسم «کامل» یا «واقعی» از راه می‌رسد، نیازمند چنان قدرت فراوانی برای مصادرهٔ اموال است که اکثریت شورش می‌کنند. و به همین دلیل سوسیالیسم «کامل» (با الغای مالکیت خصوصی) همیشه با تخریب دموکراسی به دست یک جبار همراه است.
shahram238
سوسیالیسم، روح کار و کارآفرینی را هم از بین می‌برد. به گفتهٔ ابلینگ، سوسیالیسم «ارتباط نزدیک میان کار و پاداشی را که لزوماً در نظام مالکیت خصوصی وجود دارد [تضعیف می‌کند]. اگر انسانی بداند یا بترسد که محصول کار ذهنی و جسمی‌اش ممکن است هر لحظه از او دزدیده شود، چه مشوقی برایش می‌ماند که زمین را صاف کند، بذر را بکارد و تا زمان برداشت به زمین رسیدگی کند؟»(۳۶۰)
shahram238
"آیا تراژدی بزرگ‌تر از این وجود دارد که در تلاش‌های آگاهانه‌مان برای شکل دادن به آینده‌مان با آرمان‌های عالی، درواقع ناخوداگاه برعکس چیزی را که می‌خواهیم به وجود بیاوریم؟"»(۳۷۱)
shahram238
«آیا در میان برنامه‌های آرمان‌شهری، نمونه‌ای نابودکننده‌تر از جهش بزرگ به جلو سال ۱۹۵۸ وجود دارد؟ در این برنامه یک چشم‌انداز بهشت کمونیستی وجود داشت که راه را برای گرفتن نظام‌مند تمامی آزادی‌ها ـ آزادی تجارت، جابه‌جایی، تجمع، بیان، دین ـ و نهایتاً کشتار گستردهٔ ده‌هامیلیون فرد عادی هموار کرد.»(۳۷۲)
shahram238

حجم

۴۰۳٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۹۲ صفحه

حجم

۴۰۳٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۳۹۲ صفحه

قیمت:
۲۲۰,۰۰۰
۱۱۰,۰۰۰
۵۰%
تومان