
کتاب سونات بلوط
پدیدآورندگان:
جلیل صفربیگیانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۱۹
انگار همیشه جای یک تن خالی است
امیری حسین
۸
اسبی که به روی قالی خانۀ ماست
در تاخت و تاز خالی خانۀ ماست
آن گاو که در تابلو نقاشی است
خوشبختتر از اهالی خانۀ ماست
Autumn
۶
از دل همه را تکاندهام الا تو
مادربزرگ💝
۶
برای ایوب میرزایی
چندی است که با خواب خودم تنهایم
از چوب، تراشیده شده رؤیایم
تنهاییام از مرگ به من ارث رسید
من پیر قبیلۀ مترسکهایم
محمدرضا
۵
شور و نمک تمام هستی عشق است
بی عشق جهان زود کپک خواهد زد
smoothybook
۵
در زد کسی انگار که مهمان داریم
در سفره گرسنگی فراوان داریم
امروز پدر ابر زیادی آورد
مانند همیشه شام باران داریم
M.M. SAFI
۴
این سنگ مگر چه دیده که سنگ شده؟
بار چه غمی کشیده که سنگ شده؟
این سنگ... مگر سنگ شدن آسان است؟
در خود چقدر دویده تا سنگ شده!
M.M. SAFI
۲
در وصف تو از ازل کم آورده دلم
اندازۀ صد غزل کم آورده دلم
در عشق تو من ماهی ریزی هستم
دریایی تو! بغل کم آورده دلم
ponio
۲
هم رود خراب و مست راه افتاده
هم کوه عصا به دست راه افتاده
یک لحظه گذشتی از کنار دریا
دنبال تو هر چه هست راه افتاده
smoothybook
۲
لبهای من و تو قطره قطره باران
رفتیم من و تو زیر چتر باران
یک هایکو ـ بوسۀ طلایی شده است
سطر من و
سطر تو و
سطر باران
M.M. SAFI
۱
گمراه شدم، به راه تو افتادم
در تاب و تب نگاه تو افتادم
من یوسف بیبرادر و بیگرگم
با پای خودم به چاه تو افتادم
مهران کاسبوطن
۰
ای مرگ! چگونه با تو باید سر کرد
مرگی تو، نمیشود تو را باور کرد
komeilrezazadeh
۰
آن گاو که در تابلو نقاشی است
خوشبختتر از اهالی خانۀ ماست
Mina.
۰
اسبی که به روی قالی خانۀ ماست
در تاخت و تاز خالی خانۀ ماست
آن گاو که در تابلو نقاشی است
خوشبختتر از اهالی خانۀ ماست
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۰
سرگشتۀ اویم از ابد تا ازلش
سر در گم چشمهای شیر و عسلش
آمد که بهشت را بسازد با من
با سطل خمیر بازیاش در بغلش
