حتی امروز هم بهسختی میتوانیم تصور کنیم که یک روحِ متفکر و عمیق در یک قالبِ فیزیکیِ جذاب وجود داشته باشد؛ همانطور که نمیتوانیم تصور کنیم یک متفکر بهاندازهای جذاب باشد که بتواند کار مدلینگ را بهعنوان شغل دوم انجام دهد.
مجنون الرضا
در چنین لحظاتی است که باید یک تمرین بدنی را به یاد آوریم که میتواند سرسختی غیر سازندهمان را تخفیف دهد و رفاه روانیمان را احیاء کند: ما در واکنش به حس وحشت یا بحران باید بدون تردید و شرمساری خم شویم و به شکل یک توپ بسیار کوچک –تا اندازهٔ ممکن سفت– درآییم و در صورت ضرورت پتو یا لحافی روی سر و بدنمان بکشیم. باید این حالتِ نسبتاً ساکن و بسیار گرم را برای یک ساعت یا بیشتر حفظ کنیم.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
اعتماد بزرگترین کشش دوستی را به وجود میآورد. منظور از اعتماد این تصور است که اگر روزی مجبور باشیم در حضور کسی آسیبپذیر باشیم (ضعیف، وحشتزده، دردمند یا نیازمند)، میتوانیم بر او اتکا کنیم؛ او ثابت خواهد کرد که بهاندازهٔ کافی مهربان، وفادار، بیطرف، گشادهدست و حساس است و موجب شرمساری ما نخواهد شد.
احسان رضاپور