
کتاب بازار سیاه گیسو
پدیدآورندگان:
سید اکبر میرجعفریانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Amir
۱۱
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
سه دورهٔ متوالی وکیل مجلس شد
dr.kimia
۷
یک دختر دوشیزه به تو رخ ننماید
در جمجمهاش عقل اگر داشته باشد
Amir
۴
سیل آمد، پشت سیل لنگر انداخت
طوفان بنیان خانه را بر انداخت
گفتم «آقا، تکان بخور، کاری کن!»
پایش را روی پای دیگر انداخت
f_altaha
۳
باید بتوانی که خط یار بخوانی
بی آنکه خطش زیر و زبر داشته باشد
اصرار نکن یار فقط مال تو باشد
شاید که به ما نیز نظر داشته باشد
f_altaha
۳
البته چه خوب است که با این همه شاگرد
استاد خودش هم هنری داشته باشد
Amir
۳
حالا بنویس مرگ بر امریکا
خوانا و سلیس، مرگ بر امریکا
چون امنیت جادهٔ قم پایین است
از قول پلیس مرگ بر امریکا
f_altaha
۲
خودش نگفته لذا هیچکس نمیداند
که خر سوار چگونه ابوالفوارس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
سه دورهٔ متوالی وکیل مجلس شد
f_altaha
۲
بحث از تقوا که میشد، هیچوقت این مرد پاک
کم نمیآورد؛ زیرا واقعاً بسیار داشت
خانهٔ ما در ته بنبست دوزخ بود و او
خانه در جنات تجری تحتها الانهار داشت
من نمیفهمم چگونه از صدای پشت خط
ملتفت میشد که زن پیراهن گلدار داشت
f_altaha
۱
یادتان هست نظافتچی بیماران را؟
او پزشکی است هم اکنون که پرستار نماند
تاجر از راه سیاست به ریاست که رسید
پسرش نیز پس از آن، کفِ بازار نماند
پسرم دایره را با وجب خویش کشید
آن قدر خوب که شرمندهٔ پرگار نماند
همه رفتند و نماندند، و لیکن شاعر
بعدها نیز همان شاعر دربار بماند!
رقیه جعفری
۱
باید بتوانی که خط یار بخوانی
بی آنکه خطش زیر و زبر داشته باشد
f_altaha
۰
تخمهای سادهام که مثل شما
چیزی از فلسفه نمیدانم
رقیه جعفری
۰
کنار چاله کمی پای سومش لغزید
شمرد پای خودش را، یکیش پس کو؟ بود
رقیه جعفری
۰
ما جنگ میکنیم و تو پیروز میشوی
در جنگ زرگری به تو باید نگاه کرد