گاهی اوقات حقیقت شما را با وحشتی ناتوانکننده و پس از آن با خشمی مهارنشدنی روبهرو میکند.
فاطمه
افراد نمیفهمند چقدر کمتر دردناک است که فکر کنی تو کار اشتباهی انجام دادی تا اینکه فکر کنی در جهانی زندگی میکنی که میتوانند هر لحظه، هرجا، صرفاً به این دلیل که زنی، به تو تعرض کنند. تجربهٔ تهاجمی که هم کاملاً تصادفی است ــ یعنی پیشبینیناپذیر است ــ و هم اصلاً تصادفی نیست ــ یعنی جرمی از سر نفرت است به گروهی که تو عضو آنی ــ ادامه دادن را دشوار میکند.
ریحانه
احساس درِ خانه بودن در جهان باشد.
SepidB
ما یاد نگرفتهایم با قربانیان همدلی کنیم. در داستانهای جنایی، شخصیت بد داستان یا کارآگاهی که معمای قتل را حل میکند توجه ما را به خود جلب میکند. قربانی صرفاً بهانهای منفعل برای سرگرمی ماست و همان اوایل هم داستان از شرش خلاص میشود و فراموشش میکند. ما با قدرت یا مهارت کنشگران خیر و شر همذاتپنداری میکنیم. قربانی صرفاً در کابوسهای ماست که بهسراغمان میآید، اگر اصلاً سراغمان بیاید.
SepidB