جملات زیبا از متن کتاب پسافاجعه | طاقچه
تصویر جلد کتاب پسافاجعهsubscriptionAvailable

کتاب پسافاجعه

خشونت و بازساختن خود

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۸ رأی)
انتشارات: 
نشر برج

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فاطمه
۲
گاهی اوقات حقیقت شما را با وحشتی ناتوان‌کننده و پس از آن با خشمی مهارنشدنی روبه‌رو می‌کند.
ریحانه
۲
افراد نمی‌فهمند چقدر کمتر دردناک است که فکر کنی تو کار اشتباهی انجام دادی تا این‌که فکر کنی در جهانی زندگی می‌کنی که می‌توانند هر لحظه، هرجا، صرفاً به این دلیل که زنی، به تو تعرض کنند. تجربهٔ تهاجمی که هم کاملاً تصادفی است ــ یعنی پیش‌بینی‌ناپذیر است ــ و هم اصلاً تصادفی نیست ــ یعنی جرمی از سر نفرت است به گروهی که تو عضو آنی ــ ادامه دادن را دشوار می‌کند.
SepidB
۲
ما یاد نگرفته‌ایم با قربانیان همدلی کنیم. در داستان‌های جنایی، شخصیت بد داستان یا کارآگاهی که معمای قتل را حل می‌کند توجه ما را به خود جلب می‌کند. قربانی صرفاً بهانه‌ای منفعل برای سرگرمی ماست و همان اوایل هم داستان از شرش خلاص می‌شود و فراموشش می‌کند. ما با قدرت یا مهارت کنشگران خیر و شر هم‌ذات‌پنداری می‌کنیم. قربانی صرفاً در کابوس‌های ماست که به‌سراغمان می‌آید، اگر اصلاً سراغمان بیاید.
زنِ ایرونی
۱
Aftermath [پسافاجعه، پساواقعه، پس‌چین] (اسم): ۱. چیزی که پس از، یا در نتیجهٔ، اتفاقی روی می‌دهد؛ اتفاقی که به‌خصوص فاجعه‌بار یا محنت‌بار بوده است؛ ۲. رویش علف و چمن بعد از یک یا چند بار کوتاه کردن آن
SepidB
۰
احساس درِ خانه بودن در جهان باشد.
زرافه
۰
بعضی‌ها ممکن است فکر کنند این روایت‌های اول‌شخص در نگارش دانشگاهی گزافه و غیرخویشتن‌دارانه‌اند. اما به نظر من، این روایت‌ها پادتن پژوهش‌هایی‌اند که، به‌نام کلی بودن، صدای کسانی را که بیش‌ازهمه نیاز به شنیده شدن دارند خاموش می‌کنند.
زرافه
۰
به یاد آوردم که وقتی نزدیک بود اراده‌ام به تقلا برای زنده ماندن را از دست بدهم، تصویر آنی رقت‌انگیزی از رنج آیندهٔ تام، هنگامی که جسدم را در مسیل می‌یابد، به من جرئت دوباره داد.
زرافه
۰
می‌کوشند، با انکار این ایده که جهانی که در آن خشونت رخ داده همان جهان آن‌هاست، از خودشان مراقبت کنند و برای همین برایشان سخت است با قربانی هم‌ذات‌پنداری کنند. نمی‌توانند به خودشان اجازه دهند تا تجسم کنند زندگی آن‌ها هم می‌توانست مانند زندگی قربانی فرو بپاشد، چراکه با این‌کار توهم وجود امنیت و کنترل در زندگی فرو می‌ریزد. حتی کسانی که بیشترین حسن‌نیت را دارند اما گرفتار در افسانهٔ امنیتشان هستند می‌توانند با اشاره به این‌که شاید تهاجم قابل‌اجتناب بوده، یا به‌نحوی تقصیر خود قربانی بوده است، بی‌آن‌که بخواهند بر رنج قربانی بیفزایند.
زرافه
۰
برای چیره شدن بر تروما، باید درباره‌اش حرف زد، هرچند سر باز زدن دیگران از شنیدن، فرد را دوباره به تروما دچار می‌کند.
زرافه
۰
دوستی برایم تعریف کرد که در سنتی یهودی به کسانی که از ملاقات مرگ زنده برگشته‌اند اسمی تازه می‌دهند. می‌فهمم چرا این کار درستی است. تروما من را برای همیشه عوض کرد و اگر من دائم از خانواده و دوستانم می‌خواهم تغییر کردنم را بپذیرند برای این است که می‌ترسم ندانند من چه‌کسی هستم.