جملات زیبا از متن کتاب شبدر چهار پر | طاقچه
تصویر جلد کتاب شبدر چهار پرsubscriptionAvailable

کتاب شبدر چهار پر

۴.۱(از ۲۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
کبری موسوی قهفرخی
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

قلب، لحظه‌ای تهی و لحظه‌ای پُر است ما میان این دو لحظه زنده‌ایم زندگی تلنگر است
Aysan
۵۲
۵۴ حتی در این بن‌بست، راه دیگری هست مرداب هم باشی در تو امید رویش نیلوفری هست
آفتاب
۳۸
هرچند گاهی تلخ می‌خندد کوه است و می‌ماند سر حرفش بهمن دهان کوه را هرگز نمی‌بندد
Aysan
۳۴
شهر را از خانه‌هایش می‌شناسند راه را از پیچ‌وخم‌هایش قلب را از موج غم‌هایش
Mithrandir
۲۴
برف ما به بام برف او به دوش طفل گل‌فروش
S
۱۸
در حسرت پرواز پوسیده در سینه‌ات یک شاه‌پروانه... بیرون بیا از خویش، دیوانه!
آیلین :):
۱۸
در حسرت پرواز پوسیده در سینه‌ات یک شاه‌پروانه... بیرون بیا از خویش، دیوانه!
آرام
۱۶
از دیدگاه دل دنیا به غم‌هایش نمی‌ارزد باید برای زیستن خود را به مردن زد
িមተєကє .నមժមተ
۱۶
هی بغض پشت بغض بالا می‌آورم امشب غمی بزرگ به دنیا می‌آورم
|قافیه باران|
۱۲
فرقی برایم بین فروردین و دی نیست هم بودنم هم مردنم پوچ... مثل پرستویی که جا مانده است از کوچ
Fateme
۱۲
قرن‌هاست جمعه، هرچه رشته پنبه می‌شود تو نمی‌رسی و شنبه می‌شود
Fateme
۱۲
از میان آن همه پرندۀ رها خورد سنگ تو به بال من خوش به حال من
Friba
۱۱
قرن‌هاست جمعه، هرچه رشته پنبه می‌شود تو نمی‌رسی و شنبه می‌شود
|قافیه باران|
۱۰
کوه‌ها هم آدم‌اند روزمرّه می‌شوند قهر می‌کنند و درّه می‌شوند
ر.سین
۹
قلب، لحظه‌ای تهی و لحظه‌ای پُر است ما میان این دو لحظه زنده‌ایم زندگی تلنگر است
ر.سین
۹
شاخه‌هایم را شکست آنچه بر قلبم نشست، برفِ پیش از موعد است
Mithrandir
۹
شهر را از خانه‌هایش می‌شناسند راه را از پیچ‌وخم‌هایش قلب را از موج غم‌هایش
Moon
۷
عشق تو عطر ناشکیبایی است مثل پرنده پایبند پر نمی‌ماند شعله همیشه زیر خاکستر نمی‌ماند
Mithrandir
۷
عطرها شوق پریدن دارند دهنم بسته‌تر از هر قفسی نکند بو ببرد از تو کسی
kahat
۶
هی بغض پشت بغض بالا می‌آورم امشب غمی بزرگ به دنیا می‌آورم
آترین🍃
۶
از تو بی‌خبر امشب آه می‌کشم یک دقیقه بیشتر
Friba
۶
قلب ابرها شکست مه شدند
mimsin
۶
مترسک و لباس نو؟ به دست توست چشم وصله‌ها هنوز
ر.سین
۶
از میان آن همه پرندۀ رها خورد سنگ تو به بال من خوش به حال من
mb
۶
از میان آن همه پرندۀ رها خورد سنگ تو به بال من خوش به حال من
kahat
۵
او به داد هیچ کس نمی‌رسد بیش از این از آسمان نگو ای درختِ اره در گلو!
sobhanesi
۵
قلب، لحظه‌ای تهی و لحظه‌ای پُر است ما میان این دو لحظه زنده‌ایم زندگی تلنگر است
~Oko(:
۵
منتظر نشسته خون به پا کند با فشار اندکی در گلوی من انار کوچکی
آترین🍃
۴
لب‌های من، این ماهیان مرده دیدند بی‌بوسه‌گی با بی‌هوایی فرق دارد مرگ طبیعی با جدایی فرق دارد
িមተєကє .నមժមተ
۴
قرن‌هاست جمعه، هرچه رشته پنبه می‌شود تو نمی‌رسی و شنبه می‌شود
f_altaha
۴