جملات زیبای کتاب سیاه قلب | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیاه قلب

بریده‌هایی از کتاب سیاه قلب

انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۳از ۱۵ رأی
۴٫۳
(۱۵)
هزار دشمن در خارج از خانه بهتر از یک دشمن در درون خانه است.
شکوفا
تا وقتی‌که یک نفر دوستت دارد، دیگر هیچ مهم نیست که کی هستی و قیافه‌ات چه شکلی است.
شکوفا
همهٔ ما، وقتی لازم باشد دروغ می‌گوییم.
gisoo73
وقتی در سفر کتابی با خودت به همراه می‌بری، یک چیز عجیبی اتفاق می‌افتد: کتاب شروع می‌کند به جمع‌آوری خاطراتت. بعدها کافی است که تو فقط لای آن کتاب را باز کنی تا دوباره به همان جایی برگردی که کتاب را اولین‌بار خوانده‌ای. یعنی با خواندن اولین کلمات، همه چیز را به یاد می‌آوری: عکس‌ها، بوها، همان بستنی‌ای که موقع خواندن می‌خوردی...
شکوفا
‫«همراه داشتن کتاب‌های آشنا در جاهای غریبه به آدم آرامش می‌دهد.»
شکوفا
به گمانم تنها خوراک این خانم کلمه باشد. تمام خانه‌اش پر از کتاب است. بی‌برو برگرد کتاب را به هم‌نشینی با آدم‌ها ترجیح می‌دهد.
شکوفا
به هر حال توی غربت هیچ چیزی مثل چند صفحه کتاب نمی‌تواند آدم را آرام کند،
gisoo73
کتاب‌ها خانه و کاشانهٔ او در جاهای ناآشنا بودند.
شکوفا
هزار دشمن در خارج از خانه بهتر از یک دشمن در درون خانه است.
gisoo73
کتاب‌ها لحظه‌های کسل‌کننده را فراری می‌دادند.
شکوفا
خودت همیشه می‌گویی کتاب‌ها باید سنگین باشند، چون تمام دنیا توی‌شان است.
شکوفا
شاید درستش هم همین باشد. هیچ لزومی ندارد که آدم توی زخم‌های قدیمی سیخ فرو کند.
شکوفا
کتاب، بیماری سخت و تلخی است که روح را در خود غرق می‌کند.
شکوفا
بعضی وقت‌ها باید از آدم‌ها در مقابل حماقت‌های‌شان محافظت کرد.
شکوفا
«همراه داشتن کتاب‌های آشنا در جاهای غریبه به آدم آرامش می‌دهد.»
gisoo73
هرگز شیفتهٔ چیزی نشو که پولت برای خریدنش کافی نیست.
gisoo73
«چون ترس همه چیز را می‌کشد، حتی عقل و قلب را.
gisoo73
مزهٔ بعضی از کتاب‌ها را باید چشید بعضی‌شان را می‌شود درسته قورت داد و فقط تعداد کمی از آن‌ها را می‌شود جوید و به طور کامل هضم‌شان کرد.
Violet
هر کسی نقش خودش را بازی می‌کند و مال من نقش غم‌انگیزی است.
HildaHomaiy
وفا کردن به یک قول بد، باعث نمی‌شود که آن قول بهتر بشود.
gisoo73
هر کسی نقش خودش را بازی می‌کند و مال من نقش غم‌انگیزی است.
gisoo73
داستان‌ها، رمان‌ها و افسانه‌ها به موجودات زنده شباهت دارند، و حتی شاید بعضی از آن‌ها به راستی موجوداتی زنده باشند. آن‌ها مثل انسان‌های واقعی، سَر، پا، جریان گردش خون و کت و شلوار دارند. ‫اریش کستنر، امیل و کارآگاهان۶۶
شکوفا
«بیل، زندگی عدالت سرش نمی‌شود. ما به بچه‌های‌مان می‌گوییم که در زندگی عدالت حکم‌فرماست. اما با این کار به آن‌ها بد می‌کنیم. این حرف حتی دروغی معمولی نیست، دروغی نفرت‌انگیز است. زندگی عدالت سرش نمی‌شود، هرگز این‌طور نبوده است و هرگز این‌طور نخواهد شد.» ‫ویلیام گلدمن، شاهزاده خانم عروس
شکوفا
به قول نویسنده‌ای معروف: آدم می‌تواند نویسنده را به سه شکل ببیند، به شکل قصه‌گو، به شکل معلم و به شکل ساحر...
شکوفا
واقعیت این است که دنیای ما حتی طاقت تحمل وجود آدم‌هایی را که قدری با دیگران فرق دارند ندارد،
شکوفا
مزهٔ بعضی از کتاب‌ها را باید چشید بعضی‌شان را می‌شود درسته قورت داد و فقط تعداد کمی از آن‌ها را می‌شود جوید و به طور کامل هضم‌شان کرد.
gisoo73
مزهٔ بعضی از کتاب‌ها را باید چشید بعضی‌شان را می‌شود درسته قورت داد و فقط تعداد کمی از آن‌ها را می‌شود جوید و به طور کامل هضم‌شان کرد.
Zahra Darvishi
آخرین چیزی‌که دخترک شنید، صدای خودنویس فنوگلیو بود که به سرعت روی کاغذ حرکت می‌کرد. از حرفی به حرف دیگر، تندتند، مثل ماکوی بافندگی که از نخ‌های سیاه رنگ، تصویرهای جور واجور سر هم می‌کند...
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
آخرین چیزی‌که دخترک شنید، صدای خودنویس فنوگلیو بود که به سرعت روی کاغذ حرکت می‌کرد. از حرفی به حرف دیگر، تندتند، مثل ماکوی بافندگی که از نخ‌های سیاه رنگ، تصویرهای جور واجور سر هم می‌کند...
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
دخترک هر وقت خوابی وحشتناک می‌دید، پا به فرار می‌گذاشت و به اتاق پدرش پناه می‌برد. این‌جور وقت‌ها فقط نفس‌های آرام پدر و صدای ورق خوردن کتاب می‌توانست او را در خوابی آسوده غرق کند. زیرا هیچ چیزی به اندازهٔ خش‌خش کاغذ چاپ شده نمی‌تواند رؤیاهای ترسناک را فراری بدهد.
Violet

حجم

۱٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۶۰۰ صفحه

حجم

۱٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۶۰۰ صفحه

قیمت:
رایگان