جملات زیبای کتاب قدرت شش | طاقچه
تصویر جلد کتاب قدرت شش

بریده‌هایی از کتاب قدرت شش

۵٫۰
(۳)
«بعضی چیزها رو هرگز نمی‌شه جبران کرد.»
دختر مامان
یادت باشد حتی آنگاه که این دنیا هم به تو پشت کرده و آنچه بلاست بر سرت نازل کرده، باز هم امید وجود دارد.
یکی از غارتگران
گوشت تنم شروع به تاول زدن کرد و دردم چنان شدید بود که برای فریاد نزدن ناچار شدم لبهٔ پتویم را به دندان بگیرم. ناخواسته اشکم سرازیر شد؛ چون جای دیگری، روی زمین، شمارهٔ سه جانش را از دست داده بود.
jef costello
تایپ می‌کنم. بعد بی‌صبرانه منتظر بالا آمدن صفحه می‌شوم. رایانه‌های عهدبوقی اینجا و اینترنت کُند صومعه بلای جان من هستند.
jef costello
ما وقتی تو رو آوردیم تو و پناهت دادیم که هیچ‌کس دیگه راهت نمی‌داد!» «ما همه در محضر پروردگار یکسانیم. این رو که دیگه قبول داری؟» خواهر دورا برای برداشتن قدم بعدی حرکت می‌کند، اما آدلینا دوباره دستش را می‌گیرد. دو زن به هم خیره شده‌اند.
jef costello