
بریدههایی از کتاب رهسپار شب
۲٫۹
(۱۱)
فکر کنم دلیل اینکه از جیمز خوشم آمد هم همین بود. او تنها کسی بود که خودِ واقعیام را دید و بهم اهمیت داد.»
کاترین کمی فکر میکند.
«ولی تو نتوانستی خود واقعی جیمز را ببینی.»
نمیتواند تصور کند که حرفش چقدر درست بود.
red rose
در طول روز هر بار که آقای گری دچار آشفتگیِ ذهنی میشود، ما این سبد جورابها را به او میدهیم. برای آقای گری کارهای ساده و قابللمس همیشه نتیجهبخش بوده و بهسرعت او را آرام میکند.
او قبل از اینکه به اینجا بیاید، مهندس برق بوده و در زمینه کاربردهای رادون تخصص داشته. پسرش یکبار برای ما تعریف کرد که امضای آقای گری روی هر چیزی که انسان تابهحال به فضا فرستاده، پیدا میشود.
اما حالا اینجا نشسته و زبانش را گوشهٔ دهانش پیچانده و با قاطعیت به جفتکردن جورابهای تمیز ادامه میدهد.
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
قرار بود فقط نقش بازی کند، ولی این برای او بیشتر از این حرفهاست. این نقش برایش مثل احساسی است که مدتهاست از تجربهٔ آن محروم بوده. احساس داشتن پدری که او را دوست دارد.
هیچوقت عمیقاً فکر نکردم که یک دختر شانزدهساله، برای اینکه بتواند قید همه چیز را بزند و زندگیاش را پشت سر بگذارد، مجبور به ازدستدادن چه چیزهایی میشود. ازدستدادن هر کسی که در زندگیات دوستش داری، چه احساسی میتواند داشته باشد؟
red rose
. هر کسی این حرف را زده کاملاً در اشتباه بوده. گاهی اوقات همچشمها هیچچیزی از درون فرد به نمایش نمیگذارند.
و اما نظر من: تنها پنجرهٔ واقعی به باطن افراد، درون خودت پیدا میشود.
همان نشانههای کوچک مثل مورمورشدن یا حسی درونی که همه اسمش را گذاشتهاند حس ششم؛
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
مغز ما از زمانی که بیدار میشویم تا زمانی که میخوابیم، مدام در حال شکلدادن به لحظههای روزمره و تولید خاطره در حافظه است. اگر لحظاتی که در حافظه ثبت میشوند برای ما قابلتوجه باشند ‒ مثل یک تجربهٔ خاص عاطفی ‒ در بخش طولانیمدت حافظه در ذهنمان ثبت میشوند و باقی لحظات هم پاک میشوند.
به همین خاطر است که بیشتر ما میتوانیم حتی بعضی از جزئیات مراسم شام شب شکرگزاری سال گذشته را به یاد بیاوریم؛ اما اینکه شام هفتهٔ قبل چه غذایی بوده، از ذهنمان پاک شده.
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
عادتهای بد مثل رنگ چشم یا رنگ مو، نسل به نسل در خانوادهٔ ما منتقل میشوند. ولی نکتهٔ مثبت ماجرا اینجاست که اگر از وجود این الگوها و عادتهای بد آگاه باشیم، میتوانیم جلوی انتقالشان را بگیریم و مثل ویرایش یک متن آنها را از زندگیمان پاک کنیم.
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
اگر بدانی جان کسی که از هر چیزی بیشتر دوستش داری در خطر است، چه خط قرمزهایی را رد میکنی؟
من برای محافظت از کاترین، بیرحمانهترین و بدترین کارهایی را انجام دادم که حتی فکر نمیکردم از دستم بر آیند. ولی از یک چیز مطمئنم، همهاش بهخاطر عشقی بوده که به او دارم.
شاید تصمیمات اشتباهی گرفتم. ولی راه دیگری به ذهنم نمیرسید. درمانده بودم.
red rose
هیچ معلوم نیست، کسی که خشم در وجودش ریشه داشته، بعد از گذراندن بیست و پنج سال در یک زندان فوقامنیتی، چه به سرش آمده باشد.
حتی تصورش هم برایم سخت است.
red rose
حجم
۲۹۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۲۹۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان