کمالگرایان آدمهای متعادلی نیستند. و این هیچ اشکالی ندارد. اینکه خودتان را بهزور در تعریفهای حاضر و آمادهٔ تعادل و سلامت جا کنید، اصلاً نشانهٔ سالم بودنتان نیست؛ بلکه نشانهٔ مطیع بودن است. این کتاب را برای آنهایی نوشتهام که دیگر نمیخواهند «خوب» باشند؛ همانهایی که آمادهاند تا خودشان را آزاد کنند.
mehrnaz
قبول کنید که هیچوقت به زندگی معمولی راضی نمیشوید -خودتان هم میدانید که همیشه دنبال پیشرفت هستید. بدانید که انگیزه گرفتن از دیگران چقدر به پیشرفتتان کمک میکند -اگر چالشی نداشته باشید، حوصلهتان سر میرود و همین ممکن است افسردهتان کند. پس دیگر به کم راضی نباشید و موهبتهایتان را انکار نکنید -خودتان هم حس میکنید که به دنیا آمدهاید تا فوقالعاده باشید.
mehrnaz
هرچه کمالگراییتان را بیشتر سرکوب کردهاید، بیشتر رشد کرده. حتی اگر سعی کرده باشید (که حتماً کردهاید)، نتوانستهاید از شر کمالگراییتان راحت شوید؛ چون یکی از اجزای اصلی هویتتان است.
mehrnaz
کمالگرایان آدمهای باهوشی هستند که میدانند نمیشود همیشه همهچیز ایدهآل باشد. اما مسئلهشان اینجاست که گاهی نمیدانند چرا با وجود این امتیاز هوشی، باز از نقص و ایراد داشتن عصبانی و ناامید میشوند. آنها گاهی متوجه نمیشوند که چرا باید همیشه و هر لحظه در حال پیشرفت باشند. گاهی حتی به این سؤال میرسند که اصلاً برای چه هدفی تلاش میکنند. معمولاً برایشان این سؤال پیش میآید که چرا نمیتوانند «مثل آدمهای عادی» از استراحت کردن لذت ببرند.
mehrnaz
اگر دنبال کتابی هستید که بگوید چطور با اجزای معیوب و ناجور هویتتان کنار بیایید، باید جای دیگری دنبال جواب بگردید. در این کتاب، میبینیم که با وجود عادتهای مخربتان (که در فصل ۵ بررسیشان میکنیم)، شما هیچ مشکلی ندارید.
mehrnaz
شما کمالگرایید، پس نمیتوانید میل به پیشرفت را در خودتان از بین ببرید؛ باید تلاش کنید تا محدودیتها را از سر راه بردارید؛ نمیتوانید انگشت در لانهٔ زنبور نکنید.
mehrnaz