
shahram238
۴
مغولان هرگز دست به اختراعی فنی نزدند، دینی تازه نیاوردند، بندرت کتاب و نمایشنامهای نوشتند، و هیچ محصول کشاورزی جدید، یا شیوهٔ نوینی در زراعت به جهان ارائه نکردند. آنان صنعتگرانی نداشتند که بتوانند پارچهبافی کنند، در ریختهگری یا سفالگری ماهر باشند یا حتی نان بپزند. آنان نه چینی تولید کردند نه سفال درست کردند، نه نقاشی کشیدند و نه ساختمان ساختند. با این همه، در حالیکه سپاهشان فرهنگها را یکی پس از دیگری فتح میکرد آنها همهٔ این مهارتها را جمع میکردند و از تمدنی به تمدن دیگر انتقال میدادند.
shahram238
۱
تولید توپ زمانی صورت گرفت که مهندسان چیرهدست چینی، ایرانی و اروپایی آنان باروت چینی را با شعلهافکنهای مسلمانان تلفیق کردند و برای تکمیل آن از فناوری ریختهگری اروپا در ساخت زنگ کلیسا کمک گرفتند و با تولید توپ خطی کاملاً نو در ساخت سلاح به وجود آوردند، خطی که تولیدات متنوع زرّادخانههای کنونی، از تپانچه گرفته تا موشک، همه برگرفته از آن است.
shahram238
۱
هنگامی که دانشمندان قرن نوزدهم بر آن شدند که در ردهبندی خود از انسانها، پستی و حقارت مردم آسیا و سرخپوستان امریکا را نشان دهند آنان را در ردهای به نام مغولواران قرار دادند. هنگامی که پزشکان به دنبال توجیهی برای علت به دنیا آمدن کودکان عقبمانده از مادرانی با نژاد برتر سفید بودند استدلال کردند که ویژگیهای چهرهٔ این کودکان «به وضوح» نشان میدهد که یکی از اجداد وی مورد تجاوز جنگجویی مغول قرار گرفته بوده است. بدون شک چنین کودکان ناقصی نمیتوانستند از نژاد سفید باشند بنابراین در زمرهٔ نژاد مغولواران محسوب شدند.
shahram238
۱
تموجین برای خود نیز هیچ یک از القاب قدیمی قبیلهای مانند گورخان یا تایانگ خان را انتخاب نکرد، لقبی را برگزید که احتمالاً پیروانش از خیلی پیشتر برای او به کار میبردند: چینگگیز خان، نامی که بعدها در غرب از طریق تلفظ فارسی آن به صورت چنگیزخان مشهور شد. واژهٔ مغولی چین در نام چینگگیز به معنای قوی، محکم، تزلزلناپذیر و بیباک به کار رفته و به واژهٔ چینو به معنای گرگ نزدیک است؛ نیایی که مغولان ادعا میکردند تبار از او دارند. بدینترتیب، این لقب ساده اما در خورِ خان جدید بود.
shahram238
۱
کشیشان مسیحی که منبع دیگری برای کسب اطلاعات مفید در اختیار نداشتند به سراغ کتاب مقدس رفتند.* نام تاتار از نظر آنان به نام تَرشیش شباهت داشت که پادشاه آن، به گفتهٔ کتاب مقدس «از دریا تا دریا و از رودخانه تا انتهای زمین سلطنت میکرد.» و نیز در رساله آمده بود که، «کسانی که ساکن بیاباناند در مقابل او تعظیم خواهند کرد؛ و دشمنان او نابود خواهند شد. پادشاهان ترشیش و شاهان جزایر برای او هدایایی میبرند.»
از
shahram238
۰
سربازان چنگیزخان پیکر خانِ خویش را برای خاکسپاری تا زادگاهش در مغولستان مشایعت کردند. پیروان وی پس از مرگ، وی را به صورت بینام و نشان در خاک زادگاهش دفن کردند، بدون آن که برای او مقبره، معبد، هرم یا حتی سنگ قبر کوچکی بسازند که نشان دهد وی کجا به خاک سپرده شده است. به باور مغولان، جسد باید در آرامش به حال خود رها میشد و هیچ بنای یادبودی نیز لازم نبود، زیرا روحِ درگذشته دیگر در آنجا حضور نداشت؛ روح در عَلَم روح به زندگی خود ادامه میداد.
