دلم میخواست برای همیشه همانطور که بودیم به زندگی ادامه دهیم. من این را اولین بار آن شبی فهمیدم که به خانه برگشتم و چراغ خانهام را دیدم که در جزیره میدرخشید و میدانستم تو آنجا منتظر منی. بعد از یک عمر بیخانمانی، داشتن یک خانه برایم زیبا بود. این که شب گرسنه به خانه بیایم و بدانم که شام حاضر است و آتشی آماده و تو...