«باید گاهی برام نامه بنویسی، ایتان.»
«آه، نامه نوشتن چه فایدهای داره؟ من دلم میخواد دستم رو دراز کنم و لمست کنم. من میخوام برای تو کار کنم و مراقبت باشم. میخوام وقتی تو بستر بیماری افتادی یا تنها شدی، کنارت باشم.»
السا
آدم پیش خود خیال میکرد چنین فضایی، همانطور که به جریان خون سرعت میبخشد، احساسات را نیز شدیدتر کند.
السا
سرانجام کلماتی پیدا شده بود تا روح پنهانش را بیان کند...
السا