
بریدههایی از کتاب دل ما
۳٫۷
(۱۱)
گهگاه به نظرش میرسید دلِ همهٔ مردم، لابد مثل تن، دستهایی دارد؛ دستهایی پرمهر و درازکشیده که جذب میکنند، در آغوش میکشند و بغل میکنند و دل خودش بیدست است. دل او فقط چشم داشت و بس.
Jila
بهراستی روزهایی هست که بیآنکه فرزندی داشته باشم، روح مادری بینظیر را دارم و روزهایی هست که بیآنکه عاشق باشم، روح زنی سبکسر را.»
سارگل
آیا حقیقت داشت که زمانی زنان عاشقپیشه وجود داشتهاند و هنوز هم وجود دارند؟ زنانی که با عشق به هیجان میآیند، زنانی که رنج میکشند، میگریند، با شور و حرارت خود را تسلیم میکنند، بغل میکنند، در آغوش میفشرند و ناله میکنند، زنانی که با جسم خود نیز مانند روحشان عشق میورزند، با دهانی که سخن میگوید و چشمانی که مینگرند، با قلبی که میتپد و دستی که مینوازد، زنانی که با همهچیز درمیافتند چون عاشقاند و خواه روز و خواه شب، میروند ـــ زیر نظر دیگران و بهرغم تهدیدها، نترس و لرزان، مجنون از خوشبختی و سست و بیحال ـــ بهسوی کسی میروند که آنها را در آغوش میکشد.
ماریا
همیشه از راه نوشته است که میتوان به باطن افراد پی برد. کلام خیره میکند و میفریبد، چون چهره ادایش را درمیآورد، چون میبینیم که از لبها بیرون میآید. و لبها به دل مینشینند و چشمها اغوا میکنند. اما کلمات سیاه روی کاغذ سفید مثل روح در حالت برهنگی کامل هستند
Jila
چرا هرگز کسی را که آرزویش را داریم پیدا نمیکنیم و چرا همیشه نصفونیمهها را میبینیم؟
Jila
خوب فکری کردهام؟ آدم مهربانی نیستم؟»
مرد تحتتأثیر هیجان قدرشناسی زیرلب گفت:
«شما تمام چیزهایی هستید که در جهان دوست دارم.»
ماریا
عاشقم خواهید شد، قبول. اما مردهای این دوره و زمانه زنان امروزی را آنقدر دوست ندارند که بهراستی آسیبی ببینند.
سارگل
عاشقِ رفته عاشق درمانشده است.
سارگل
اغلب دیده میشد که مردها، مردهای برتر، با تمام وجود به دخترانی دل میباختند که لایقشان نبودند؛ دخترانی بیذوق، بیارزش، گاه حتی نازیبا. چرا؟ چطور؟ در این چه رازی بود؟
سارگل
حجم
۲۰۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۲۰۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
قیمت:
۱۸۷,۰۰۰
تومان