مقام تحیّر
این تحیّر رد کردن مرحلهٔ علم و رد شدن از فضای علم است. خدا میفرماید: (وَ مِنکُم مَن یُرَدُّ إلی أرذَلِ العُمُرِ لِکَیلا یَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شَیئا) یعنی برخی از شما به غایت پیری میرسد به گونهای که پس از دانستن چیزی نمیداند. منظور این نیست که پیر و فرتوت میشوید، قوایتان را از دست میدهید و بعد از علم دچار فراموشی میشوید. افراد معمولی اینگونه میشوند. بلکه منظور خداوند اشاره به آن عرفای بزرگی است که بعد العلم دوباره دچار «لا یعلمون شیئا» میشوند. این لایَعلَم بعد از یَعلَم است. اگر علم باشد، علم که فراموش و تبدیل به جهل نمیشود. آنها که تبدیل به جهل میشوند علم نیستند، یک مشت خیالاتاند که وقتی انسان پیر میشود، از بین میروند. خدا که روی یک مشت آدم بیخودی امثال بنده سرمایهگذاری نمیکند که بخواهد یک آیه نازل کند. اینجا خدا روی عالِم مایه میگذارد. میفرماید: (لِکَیلا یَعلَمَ بَعدَ عِلمٍ شَیئا) این علم دیگر خیالات نیست، چیزی است که خدا روی آن اسم علم میگذارد.