جملات زیبای کتاب هنوز می بینی مرا؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب هنوز می بینی مرا؟

بریده‌هایی از کتاب هنوز می بینی مرا؟

نویسنده:اسماء غفاری
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۷از ۱۸ رأی
۴٫۷
(۱۸)
هیچ‌چیز سخت‌تر از این نیست بین خدا و عشقت مجبور شوی یکی را انتخاب کنی، اما اگر در این امتحان سربلند شوی، خدا عشق واقعی را نشانت می‌دهد. چنان تو را عاشق خودش می‌کند که حاضر نباشی روی هیچ‌کدام از حس‌های شیرین این دنیا اسم عشق بگذاری. فقط این را با تمام وجودت از خدا بخواه.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
کسی عزیز از دست می‌دهد، می‌گویند دورش را بگیرید دلش گرم شود؟ چون اگر نکنید، قالب تهی می‌کند.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
تو شهیدی و صاحب مقام رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
بانویِ فاء
آدم‌ها همیشه دنبال کسی هستند که یا بار تقصیراتشان را بر دوش او بیندازند، یا لااقل او را در سختی‌ها شریک کنند و من یک آدم معمولی بودم که دلم لک زده بود برای تقسیم بار بچه‌ها از روی شانه‌ام بر شانه‌ای دیگر.
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
دنیایی که حالا دیگر در آن حیوان‌ها فخر رهایی‌شان را به آدمیزاد می‌فروختند
محمد
در دنیایی که دست حاج قاسم را از تنش جدا کردند، همان بهتر که کسی نتواند کسی را در آغوش بگیرد.
گلناز
صدای حاج قاسم پیچید توی سرم: «یقیناً کُلُهُ خَیر... یَقیناً کُلُهُ خَیر!
بانویِ فاء
«به قول امام، تا مبارزه هست، ما هستیم. تمام که نمی‌شود.»
کاربر ۷۲۲۵۴۵۸
اگر جهنم خدا روی زمین قرار بود ظاهر شود، می‌شد عشق نافرجام.
گلناز
نگاهش را به ماه دوخت و گفت: «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم/ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/ شدم آن عاشق دیوانه که بودم»
گلناز
جناب خدا! فهمیدم که با آن عظمتت چند دقیقه حمزه را مشغول گلدانی که هیچ‌وقت به چشمش نیامده بود کردی تا دلم شور نبودنش را بزند و بفهمم این‌هایی که برای خودم مصیبت کرده‌ام و به‌خاطرشان به هم می‌ریزم در برابر آن‌هایی که بی‌منت و بی سؤال به من بخشیده‌ای و فرشتگانت را ردیف کرده‌ای برای محافظتشان هیچ‌چیز نیستند. من اشاره‌ات را گرفتم و بی‌نهایت ممنونم،
گلناز
مردها زن قوی نمی‌خواهند. آن‌ها معمولاً دوست دارند همسرشان به آن‌ها احساس نیاز کند. زنی که با رفتنشان دست‌وپایش را گم کند و با آمدنشان یک نفس راحت بکشند.
گلناز
نگاهش را به ماه دوخت و گفت: «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم/ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/ شدم آن عاشق دیوانه که بودم»
بانویِ فاء
نگاهی به آسمان آبی اواخر بهمن انداختم و زیر لب گفتم: «وَ هَلْ یرْحَمُ الضَّعیفَ اِلّا الْقَوِی»۱ (آیا کسی بر ضعیف رحم می‌کند جز قوی؟)
شهیده

حجم

۲۶۴٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۰۴ صفحه

حجم

۲۶۴٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۰۴ صفحه

قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان