
مریم رضائی؛
۵
«فقط باهاش کنار بیا، اگه تسلیم ترس بشی هیچ وقت نمیتونی به هیچ چیز غلبه کنی.»
مریم رضائی؛
۴
هیچ کس، هیچ کس، به جز دوندهها اجازه نداره بره تو هزارتو. قانون رو بشکن، بعد اگر گریورها نکشتنت، ما خودمون میکشیمت.
Blue
۳
تو هر شرایطی فقط زنده بمون. باشه؟
کاربر ۱۱۲۰۶۶۳۹
۲
حالا حتی بعد از فرار هم روزهای دلگیری در انتظار آنها بود. زندگیای سرشار از غم و اندوه.
مریم رضائی؛
۱
چاک گفت: «تو اونو کشتی.» خندید، انگار که کشتن همین یک گریور تمام مشکلات را حل کرده بود.
توماس زیرلب گفت: «خیلی هم سخت نبود.»
Blue
۱
همیشه به مرگ بگیر تا به تب راضی بشن.
Blue
۰
احساسات مختلفی درونش در جنگ بودند تا اختیار قلب و ذهنش را به دست بگیرند. گیجی. کنجکاوی. وحشت. ترس. اما احساسی که بر همهٔ اینها غلبه کرد احساس ناامیدی محض بود. انگار دنیا برایش به پایان رسیده بود
Blue
۰
تو هر شرایطی فقط زنده بمون. باشه؟»
Blue
۰
«تنها چیزی که میخوام یه روز معمولییه، یه روز که فقط استراحت کنم.»