
مریم رضائی؛
۶
«فقط باهاش کنار بیا، اگه تسلیم ترس بشی هیچ وقت نمیتونی به هیچ چیز غلبه کنی.»
مریم رضائی؛
۴
هیچ کس، هیچ کس، به جز دوندهها اجازه نداره بره تو هزارتو. قانون رو بشکن، بعد اگر گریورها نکشتنت، ما خودمون میکشیمت.
Blue
۳
تو هر شرایطی فقط زنده بمون. باشه؟
کاربر ۱۱۲۰۶۶۳۹
۲
حالا حتی بعد از فرار هم روزهای دلگیری در انتظار آنها بود. زندگیای سرشار از غم و اندوه.
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
۲
«میبینید؟ عکسالعمل شما حرف من رو ثابت میکنه. بیشتر مردم قبلاً تسلیم شدن. ولی ما با همه فرق داریم. ما نمیتونیم قبول کنیم که یه مشکل، حل نشدنییه، مخصوصاً وقتی اون مشکل معمایی به آسونیِ یه هزارتو باشه. مهم نیست اوضاع چقدر ناامیدکننده شده، ما به مبارزه ادامه میدیم.»
مریم رضائی؛
۱
چاک گفت: «تو اونو کشتی.» خندید، انگار که کشتن همین یک گریور تمام مشکلات را حل کرده بود.
توماس زیرلب گفت: «خیلی هم سخت نبود.»
Blue
۱
همیشه به مرگ بگیر تا به تب راضی بشن.
Blue
۰
احساسات مختلفی درونش در جنگ بودند تا اختیار قلب و ذهنش را به دست بگیرند. گیجی. کنجکاوی. وحشت. ترس. اما احساسی که بر همهٔ اینها غلبه کرد احساس ناامیدی محض بود. انگار دنیا برایش به پایان رسیده بود
Blue
۰
تو هر شرایطی فقط زنده بمون. باشه؟»
Blue
۰
«تنها چیزی که میخوام یه روز معمولییه، یه روز که فقط استراحت کنم.»
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
۰
نیوت پرسید: «تامی گرسنهای؟»
توماس سؤال نیوت را باور نمیکرد: «گرسنه؟ بعد از چیزی که دیدم میخوام بالا بیارم. نه، اصلاً گرسنهام نیست.»
نیوت فقط لبخند زد: «خب، من هستم شنک. بیا بریم ببینیم چی از ناهار مونده. باید با هم حرف بزنیم.»
«یه جورایی میدونستم میخوای این رو بگی.» مهم نبود چه کار میکند، هر چه جلوتر میرفت، بیشتر و بیشتر با مسائل بیشه درگیر میشد.
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
۰
از حس ناخوشایندی که داشت، متنفر بود.
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
۰
توماس کاغذها را توی صندوق گذاشت و درش را بست، از حس ناخوشایندی که داشت، متنفر بود. انگار چیزی درونش آتش گرفته بود. جابهجایی دیوارها، خطهای صاف، الگوها... حتماً جوابی برای اینها وجود داشت: «باشه، بریم.»
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
۰
چاک با دهانی پر از پورهٔ سیبزمینی گفت: «خب... توماس، اسم مستعار منو از رو اسم کی برداشتن؟»
توماس سرش را تکان داد، آنها در آستانهٔ خطرناکترین کار زندگیشان بودند و چاک دربارهٔ اسم مستعارش سؤال میپرسید: «نمیدونم، شاید داروین. همون یارویی که نظریهی تکامل رو کشف کرده.»
«شرط میبندم هیچ کس تا حالا داروین رو یارو صدا نکرده.»
کاربر ۱۴۶۶۷۰۱
۰
چاک با دهانی پر از پورهٔ سیبزمینی گفت: «خب... توماس، اسم مستعار منو از رو اسم کی برداشتن؟»
توماس سرش را تکان داد، آنها در آستانهٔ خطرناکترین کار زندگیشان بودند و چاک دربارهٔ اسم مستعارش سؤال میپرسید: «نمیدونم، شاید داروین. همون یارویی که نظریهی تکامل رو کشف کرده.»
«شرط میبندم هیچ کس تا حالا داروین رو یارو صدا نکرده.»