جملات زیبای کتاب لانه گریورها | طاقچه
تصویر جلد کتاب لانه گریورها

بریده‌هایی از کتاب لانه گریورها

۴٫۵
(۱۹)
«فقط باهاش کنار بیا، اگه تسلیم ترس بشی هیچ وقت نمی‌تونی به هیچ چیز غلبه کنی.»
مریم رضائی؛
هیچ کس، هیچ کس، به جز دونده‌ها اجازه نداره بره تو هزارتو. قانون رو بشکن، بعد اگر گریورها نکشتنت، ما خودمون می‌کشیمت.
مریم رضائی؛
حالا حتی بعد از فرار هم روزهای دلگیری در انتظار آن‌ها بود. زندگی‌ای سرشار از غم و اندوه.
کاربر ۱۱۲۰۶۶۳۹
تو هر شرایطی فقط زنده بمون. باشه؟
Blue
چاک گفت: «تو اونو کشتی.» خندید، انگار که کشتن همین یک گریور تمام مشکلات را حل کرده بود. توماس زیرلب گفت: «خیلی هم سخت نبود.»
مریم رضائی؛
همیشه به مرگ بگیر تا به تب راضی بشن.
Blue
احساسات مختلفی درونش در جنگ بودند تا اختیار قلب و ذهنش را به دست بگیرند. گیجی. کنجکاوی. وحشت. ترس. اما احساسی که بر همهٔ این‌ها غلبه کرد احساس ناامیدی محض بود. انگار دنیا برایش به پایان رسیده بود
Blue
تو هر شرایطی فقط زنده بمون. باشه؟»
Blue
«تنها چیزی که می‌خوام یه روز معمولی‌یه، یه روز که فقط استراحت کنم.»
Blue