
بریدههایی از کتاب خانه رویاها
۳٫۱
(۱۰)
"نفرت، عشقی است که مسیرش را گم کرده."
minoo bararnejad
تقریباً، اغلب اوقات، کتاب تنها مهمانی بود که ماد میتوانست پذیرایش باشد.
Madam Sarah
از میان نامههای هواداران یکی از نامهها برای ماد به طور خاصی ارزشمند بود، نامهای ازطرف مارک توآین هفتاد و سهسالهـ یکی از نویسندگان محبوب کودکیاشـ او آنی را ستوده و نوشته بود، "از شخصیت جاودانی آلیس به بعد کودکی محبوبتر و دوستداشتنیتر از آنی سراغ ندارد."
fahime
"احساس میکنم در ماتم رؤیاهای ازدسترفتهام گریستم. رؤیایی که هیچگاه ممکن نبود برآورده شود. رؤیای یک دختر از ازدواج با مردی که عاشقش است و همسر ایدئالش میشود. تا بیهیچ تردیدی با شکوه تمام خود را تقدیم او کند. این رؤیای همهٔ ماست. و وقتی برآورده نمیشود و تسلیم میشویم احساس میکنیم چیزی وحشی، شیرین و وصفنشدنی از زندگیمان رفته است!"
minoo bararnejad
شاید مدتهای زیادی بود که بیآنکه کسی بداند، و توجهی کند در حال سقوط بود
Madam Sarah
"تا زمانیکه بتوانیم کار کنیم میتوانیم زندگی را زیبا سازیم!
minoo bararnejad
"هیچ نوع تنهاییای بدتر از تنهایی در میان جمع نیست."
minoo bararnejad
خودش به خودش ایمان داشت، حتی اگر هیچکس دیگری باورش نداشت.
Madam Sarah
عجب پایانی برای زندگیای که با وجود لغزشهای زیادم همیشه همهٔ تلاشم را برایش کردم.
asma_mp
او آرزوی روحی از جنس خودش را داشت.
Madam Sarah
"تا زمانیکه چیزی برای عشقورزیدن دارید فقیر نیستید."
Madam Sarah
"برای یک پیروزی از چه تعداد یأس و ناکامی گذر شده است."
Madam Sarah
ماد قبول دارد که شاید این کار "احمقانه، بچگانه" یا حتی "دیوانگی" باشد ولی زندگی در رؤیاهای زنده برایش همچو حیاتی ثانویه بود.
Madam Sarah
تا زمانیکه چیزی برای عشقورزیدن دارید فقیر نیستید.
˚*・༓ Viola ༓・*˚
موفقیت، تضمین نبود مشکلات در زندگی نیست. "چه چیزی... میتواند مانع ناملایمات و مشکلاتی شود که به هر زندگیای راه مییابند؟"
˚*・༓ Viola ༓・*˚
"من... در سرشتم خون آتشین مونتگمریها و وجدان مذهبی مکنیلها را دارم. هیچکدام آنقدر قوی نیست که دیگری را کنترل کند. وجدان مذهبی نمیتواند مانع خون آتشین شود... اما میتواند تمام لذت آن را زهرمار کند که میکند."
fahime
"هنری که آن را میستود"
T
"خدای من، آیا واقعاً زندگی ارزش زندگیکردن دارد؟" و نوشت شاید نه، وقتی اینهمه احساس خستگی و ازپاافتادگی میکنی
asma_mp
"دیگر برای خودم بود، حال که مرده بود فقط و فقط برای من بود، چیزی که هرگز در حیاتش ممکن نبود، حالا برای من بود و هیچ زن دیگری هیچگاه نمیتوانست قلبش را تصاحب کند."
asma_mp
"آیا عجیب نیست چیزهایی که شبها کابوسشان را میبینیم اغلب شرور نیستند؟ بلکه اتفاقات تحقیرآمیزند."
Madam Sarah
" فکر میکنم شاید دلیلش این است که عادت دارم وقتی بیحوصله میشوم و دلم از آدمها میگیرد ناگهان در دنیای خودم قدم بگذارم و در را ببندم."
Madam Sarah
آنقدر به دوستداشتنیبودن خودش شک داشت که بعضی وقتها از خودش میپرسید، "یعنی ممکن است کسی هم عاشق من شود."
Madam Sarah
تحقیر و بیحرمتی را نه بهراحتی میبخشید، نه فراموش میکرد.
Madam Sarah
حجم
۴٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه
حجم
۴٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۶۳ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان