
کتاب خانه رویاها
زندگی خالق آنی شرلی «ال. ام. مونتگمری»
انتشارات:
انتشارات قدیانی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
minoo bararnejad
۶
"نفرت، عشقی است که مسیرش را گم کرده."
Madam Sarah
۶
تقریباً، اغلب اوقات، کتاب تنها مهمانی بود که ماد میتوانست پذیرایش باشد.
fahime
۵
از میان نامههای هواداران یکی از نامهها برای ماد به طور خاصی ارزشمند بود، نامهای ازطرف مارک توآین هفتاد و سهسالهـ یکی از نویسندگان محبوب کودکیاشـ او آنی را ستوده و نوشته بود، "از شخصیت جاودانی آلیس به بعد کودکی محبوبتر و دوستداشتنیتر از آنی سراغ ندارد."
minoo bararnejad
۵
"احساس میکنم در ماتم رؤیاهای ازدسترفتهام گریستم. رؤیایی که هیچگاه ممکن نبود برآورده شود. رؤیای یک دختر از ازدواج با مردی که عاشقش است و همسر ایدئالش میشود. تا بیهیچ تردیدی با شکوه تمام خود را تقدیم او کند. این رؤیای همهٔ ماست. و وقتی برآورده نمیشود و تسلیم میشویم احساس میکنیم چیزی وحشی، شیرین و وصفنشدنی از زندگیمان رفته است!"
Madam Sarah
۵
شاید مدتهای زیادی بود که بیآنکه کسی بداند، و توجهی کند در حال سقوط بود
minoo bararnejad
۴
"تا زمانیکه بتوانیم کار کنیم میتوانیم زندگی را زیبا سازیم!
minoo bararnejad
۴
"هیچ نوع تنهاییای بدتر از تنهایی در میان جمع نیست."
Madam Sarah
۴
خودش به خودش ایمان داشت، حتی اگر هیچکس دیگری باورش نداشت.
asma_mp
۳
عجب پایانی برای زندگیای که با وجود لغزشهای زیادم همیشه همهٔ تلاشم را برایش کردم.
Madam Sarah
۳
او آرزوی روحی از جنس خودش را داشت.
Madam Sarah
۲
"تا زمانیکه چیزی برای عشقورزیدن دارید فقیر نیستید."
Madam Sarah
۲
"برای یک پیروزی از چه تعداد یأس و ناکامی گذر شده است."
Madam Sarah
۲
ماد قبول دارد که شاید این کار "احمقانه، بچگانه" یا حتی "دیوانگی" باشد ولی زندگی در رؤیاهای زنده برایش همچو حیاتی ثانویه بود.
˚*・༓ Viola ༓・*˚
۲
تا زمانیکه چیزی برای عشقورزیدن دارید فقیر نیستید.
˚*・༓ Viola ༓・*˚
۲
موفقیت، تضمین نبود مشکلات در زندگی نیست. "چه چیزی... میتواند مانع ناملایمات و مشکلاتی شود که به هر زندگیای راه مییابند؟"
fahime
۱
"من... در سرشتم خون آتشین مونتگمریها و وجدان مذهبی مکنیلها را دارم. هیچکدام آنقدر قوی نیست که دیگری را کنترل کند. وجدان مذهبی نمیتواند مانع خون آتشین شود... اما میتواند تمام لذت آن را زهرمار کند که میکند."
T
۱
"هنری که آن را میستود"
asma_mp
۱
"خدای من، آیا واقعاً زندگی ارزش زندگیکردن دارد؟" و نوشت شاید نه، وقتی اینهمه احساس خستگی و ازپاافتادگی میکنی
asma_mp
۱
"دیگر برای خودم بود، حال که مرده بود فقط و فقط برای من بود، چیزی که هرگز در حیاتش ممکن نبود، حالا برای من بود و هیچ زن دیگری هیچگاه نمیتوانست قلبش را تصاحب کند."
Madam Sarah
۱
"آیا عجیب نیست چیزهایی که شبها کابوسشان را میبینیم اغلب شرور نیستند؟ بلکه اتفاقات تحقیرآمیزند."
Madam Sarah
۱
" فکر میکنم شاید دلیلش این است که عادت دارم وقتی بیحوصله میشوم و دلم از آدمها میگیرد ناگهان در دنیای خودم قدم بگذارم و در را ببندم."
Madam Sarah
۱
آنقدر به دوستداشتنیبودن خودش شک داشت که بعضی وقتها از خودش میپرسید، "یعنی ممکن است کسی هم عاشق من شود."
Madam Sarah
۱
تحقیر و بیحرمتی را نه بهراحتی میبخشید، نه فراموش میکرد.