راستی هم که زندگیش نمونۀ پرهیزگاری است؛
اما سن و سال است که این تعصب را توی دلش جا کرده،
همه هم میدانند که بهرغم خودش او را باتقوا کرده؛
تا وقتی خواهش دلها به دنبالش پر میکشیده،
چه استفادهها کرده از جاذبهای که در وجودش میجوشیده؛
اما تا دیده درخشش چشمها به سردی گراییده،
فکر کرده دست بکشد از دنیایی که از او دل بریده،
فکر کرده کاستی جاذبههای نخنماشدۀ گذشته را
بپوشاند با پردۀ شکوهمندی از فرزانگی والا؛
اینها جز ترفندهای عشوهگران زمان نیست
که کنارکشیدن خوشخدمتان برایشان آسان نیست.